از ويژگى‌هاى تيموريان حتى امير تيمور، علاقهٔ آنها به علم و هنر بود. علاوه بر شعرا و دانشمندانى که نام برده شد، عبدالرحمان جامي، ميرخواند مؤلف کتاب روضةالصفا و بهزاد نقاش از ادبا و فضلا و دانشمندان اواخر دورهٔ تيموريان بودند. صلاح‌الدين موسى‌قاضى‌زادهٔ رومى و مولانا على‌قوشچى و غياث‌الدين جمشيد کاشانى از دانشمندانى بودند که در ترتيب زيج‌الغ‌بيگى شرکت داشتند. از متصوفهٔ اين دوره بايد از علاءالدوله سمناني، عبدالرزاق کاشانى و شاه‌نعمت‌الله ولى نام برد. از ويژگى‌هاى قيام‌هاى مخالفان در اين دوره گرايش آنها به عقايد تندرو شيعه (غُلات) است. علاوه بر حروفيه، مشعشيه نيز از فرقه‌هاى اين دوره بوده است.

تيمور (حدود ۷۷۱ تا ۸۰۷ هجرى قمرى)

مؤسس دولت تيموريان يا گورکانيان در ايران و ماوراءالنهر متولد شد. در جوانى در خدمت امراى ماوراء النهر بود. او تدريجاً قدرت يافت و بالاخره در ماوراءالنهر به سلطنت نشست و مستقل شد. اولين فتوحات او در جُند و خوارزم بود. پس از آن متوجه ايران شد و طى سال‌ها با لشکرکشى‌هاى متناوب تدريجاً ايران را گرفت. پس از آن متوجه قفقاز شد و شهرهائى از آن را فتح کرد. به‌دليل شورشى که در اصفهان عليه او صورت گرفته بود و منجر به کشتن مأموران او شده بود، فرمان قتل عام مردم اصفهان را داد. سپس به‌دليل قيامى که در ماوراءالنهر رخ داد به آنجا رفت و پس از رکوب آن بعد از چهار سال و نيم دوباره به ايران حمله کرد و بعد از گرفتن گرگان و مازندران به دزفول و شوشتر رفت، شيراز را گرفت و پس آن متوجه بين‌النهرين شد و بغداد را گرفت. سپس از طريق گرجستان به روسيه تاخت و مسکو را فتح کرد. سپس به هند حمله کرد و قتل عام سنگينى انجام داد. پس از آن متوجه آسياى صغير و حلب شد و دمشق را تصرف کرد. او قصد فتح چين را داشت که بيمار شد و درگذشت. جنازهٔ او را به سمرقند بردند و در آرامگاه او به خاک سپردند. اميرتيمور در طول عمر خود بيش از ۳۵ لشکرکشى کرد و از هر کجا که مى‌گذشت قتل عام سنگينى انجام مى‌داد و ويرانى به‌بار مى‌آورد. از نکات قابل توجه از نظر تاريخ ايران، ارادت تيمور به خواجه على از اسلاف صفويان است. به امر تيمور، اردبيل و کليهٔ آبادى‌هاى متعلق به آن وقت خاندان صفوى شد و خانقاه او حتى براى خطرناک‌ترين افراد ”بست“ امنى بود. با مرگ اميرتيمور قلمرو او که از دهلى تا آسياى صغير و از ديوار چين تا مسکو گشترش داشت تجزيه شد و ميان اخلاف او اختلاف افتاد. پس از پيرمحمد جهانگير، نواده وى جانشين او شد ولى از عهده برنيامد و خليل سلطان نوادهٔ ديگرش نيز با شورش امرا کنار گذاشته شد.

شاهرخ (۸۰۷ تا ۸۵۰)

پسر تيمور که در زمان تيمور حاکم خراسان و سيستان و رى و مازندران بود، بالاخره برجاى او نشست و پس از هفده سال توانست تمام ايران و ماوراءالنهر را تحت تسلط خويش درآورد. مرکز قلمرو او شهر هرات بود. شاهرخ در مرو و هرات عمران و آبادى زيادى انجام داد. مسجد گوهر شادِ مشهد نيز به امر همسر وى گوهرشادآغا بنا شد. چون شاهرخ مورد سوء قصد حروفيه (از فرق صوفيه) قرار گرفت، آنها را تحت تعقيب و آزار و کشتار قرار داد. در اين دوره سربداران سبزوار بار ديگر سربلند شاهرخ، بايسنقر، شاهزاده‌اى دانش‌پرور بود که امر به‌جمع‌آورى مجدد و خوش‌نويسى شاهنامه داد که به شاهنامهٔ بايسنقرى معروف است. شاهرخ در ۸۵۰ نزديک رى درگذشت. در اين زمان دولت تيموريان محدود به آسياى ميانه و نواحى شرقى ايران شده بود. شاهرخ از جنگ کردن ابا داشت و صلحجو بود و از علماء و شعرا و مورخين حمايت مى‌کرد.

الغ‌بيگ (۸۵۰ تا ۸۵۳ هجرى قمرى)

پسر و جانشين شاهرخ. او نيز پادشاهى علم‌دوست و ادب پرور و مشوق فعاليت‌هاى علمى و ادبى بود. زيج‌الغ‌بيگ در سمرقند در زمان وى برپا گرديد. سلطنت او نيز در کشمکش‌هاى داخلى با مدعيان گذشت. او به‌دست پسر خود عبداللطيف تيمورى کشته شد.

عبداللطيف (۸۵۳ هجرى قمرى)

او ۶ ماه پس از قتل پدرش به‌دست يکى از نوکران الغ‌بيگ کشته شد. پس از آن تا ده سال ‌جنگ‌هاى داخلى ميان شاهزادگان تيمورى بر سر قدرت ادامه داشت تا آنکه ابوسعيد نوادهٔ ميرانشاه، پسر اميرتيمور به سلطنت رسيد.

ابوسعيد (؟ تا ۸۷۳ هجرى قمرى)

او هرات را تصرف کرد و گوهرشادخاتون همسر شاهرخ را کشت. خراسان و آذربايجان و مازندران و سيستان و بدخشان را گرفت و براى دفع اوزون حسن آق‌قريونلو و آذربايجان لشکر کشيد ولى از اوزون‌حسن شکست خورد و اسير شد.


اوزون‌حسن شکست خورد و اسير شد. اوزون‌حسن او را به‌دست يادگار محمد نوادهٔ گوهرشاد خاتون داد و او نيز ابوسعيد را به قتل رساند.

حسين بايقرا (۸۷۳ تا ۹۱۱ هجرى قمرى)

از نوادگان اميرتيمور بود که به دستور ابوسعيد به زندان افکنده شده بود ولى از آنجا گريخته و در آستانهٔ کشته شدن ابوسعيد استرآباد و مازندران در دست او بود. پس از کشته شدن ابوسعيد استرآباد و مازندران در دست او بود. پس از کشته شدن ابوسعيد او در هرات به تخت نشست و پس از جنگ با يادگار محمد و کشته شدن او خراسان نيز ضميمهٔ قلمرو او گشت. دربار او در هرات محلّ تجمع ادبا و دانشمندان بود. نظام‌الدين اميرعليشير شاعر ترکى‌گوى و فارسى‌گوى وزير او بود. حسين بايقرا آثار و ابنيهٔ هنرى فراوانى است. با مرگ او در واقع حکومت تيموريان در ايران خاتمه يافت پس از او پسر وى بديع‌الزمان ميرزاى تيمورى به سلطنت رسيد که در مقابل ازبکان نتوانست پايدارى کند و به صفويه پناه برد (۹۱۶).