با اينکه در تمامى ادوار تاريخ در سرنوشت همه کشورها، موقعيت ارتش، اهميت بسيار داشته است، کمتر دوره‌اى از تاريخ ايران را مى‌توان يافت که نقش مردان نظامى تا اين حد توسعه يافته باشد. لکهارت، به نقل از مينورسکى اظهار مى‌کند که اختلافات ميان ارتش‌هاى قديم و جديد در پريشانى احوال سپاهيانى که به دفاع در برابر افغان‌ها موظف شده بودند، سخت مؤثر افتاد و يکى از موجبات اساسى زوال سلسله مزبور شد (The Fall of the Safavi Dynasty and Afghan Occupation of P 22). و اين بيان عين حقيقت است که پس از توجه بسيار نادر به جوانان رزمجو و امتيازات بى‌شمارى که در روزگار او براى اين جمع فراهم بود، هرکس از هر کجا که مى‌توانست خود را به صفوف رزمندگان نزديک مى‌کرد و از برکات حقوق خوب و زندگى سربلند و افتخار آفرين استفاده مى‌برد.


هان‌وى در توضيح حوادث بعد از درگذشت نادر مى‌نويسد که ايرانيان مردمى قوى و غيور و جنگجو هستند و با وجود خرابى‌هاى بسيار که تشتتات و هرج و مرج‌هاى پس از نادر در اوضاع ايجاد کرده، هنوز ثروت بى‌حسابى که از هند به‌دست آمده، براى نوسازى ايران کافى به‌نظر مى‌رسد که او که خود مردى تاجرپيشه بود پيش‌بينى مى‌کند که اين موقعيت، بسيارى از همسايگان سوداگر را به طرف ايران متوجه سازد۱.


(۱) Hanway, Jonas; A Historical Account of the British Trade Over the Caspian Sea; vol I,PP 328-329


غرض اين است که بايد امکانات و زمينه‌هاى ضرورى کارآئى را نيز بر طبيعت جنگجوى ملت ايران افزود که در اين اوقات، به حد کمال وجود داشته است و جانشينان نادر اعم از على‌قلى‌خان (عادل شاه)، ابراهيم‌خان، شاهرخ يا ديگران، ناگزير ازاقبال به مردان سلحشور بوده‌اند. ظن قوى اين است که مردم به ملاحظه مدافعه از خود نيز ترجيح مى‌داده‌اند که همواره در حالتى از آمادگى به سر برند، و چون هنوز تا زمان نفوذ فرهنگ نظامى اروپائى در ايران، که به عصر عباس ميرزاى نايب‌السطنه پيش آمد و در شکل ناقص آن هم از ابتلائات سازمان‌هاى رزمى و وبال آفرين معرکه‌هاى جنگى گشت فاصله زيادى باقى بود، صنف نظاميان از ديگر قشرها اهميت بيشترى داشتند و در تعيين سرنوشت ايران پس از نادر، کماکان نقش عمده‌اى برعهده گرفتند.