وسعت تابع شکل جغرافيائى است و برعکس. هر کشور پس از اينکه مرزهاى سياسى خود را تثبيت کرده و علامت‌گذارى نمود داراى يک شکل جغرافيائى (هندسي) خاصى خواهد شد که مطالعه آن شکل و انطباق تقريبى آن با يک شکل هندسى روشن‌گر وجود بسيارى از مسائل خواهد بود وانگهى نقشى که شکل جغرافيائى يک کشور از نظر ارتباطى و اقتصادى و اداره کشور به‌عهده دارد از مسائل جالب جغرافيائى مى‌باشد.


مطالعه شکل هندسى يک کشور بيشتر از نظر تعيين اقطار آن کشور تا مرکز جغرافيائى و مشکلاتى که از اين جهت ممکن است در اداره امور کشور ايجاد شود صورت مى‌گيرد مسلماً هيچ کشورى داراى شکل هندسى منظم نيست منتها بعضى کشورها داراى شکلى متناسب مى‌باشند که فاصله مرکز آن تا محيط تا حدودى يکسان است (فرضاً شکلى نزديک به مدور) و اهميتى که اين شکل دارد به تنهائى ضامن استقرار سياسى آن باشد ولى در ايجاد و برقرارى وحدت در آن کشور نقش مهمى را دارا مى‌باشد.


فقدان شکل نامتناسب براى کشورها از آن جهت اشکال ايجاد مى‌کند که در کشورهاى با شکل مطول (چون شيلي) يا شکل مقطع (چون پاکستان پيش از ۱۹۷۱) وجود مناطق مختلف جغرافيائى و گروه‌هاى مختلف نژادى و فرهنگى باعث عدم توافق و سليقه سياسى بين افراد مى‌گردد وانگهى به‌واسطه قلت يا عدم وجود راه‌هاى ارتباطى نزديک تا سرحدات محافظت و اداره خطوط مرزى را براى مسئولين مرکزى مشکل مى‌سازد.


کشور ايران داراى شکلى شبيه به يک متوازى‌الاضلاع ناموزون است که يک قطر آن اگر خطى مستقيم از آرارات در شمال غربى کشور به خليج گواتر در جنوب شرقى کشيده شود طول آن ۲۲۵۰ کيلومتر مى‌باشد در حالى‌که قطر ديگر که از خطى که از خرمشهر در ساحل خليج‌فارس به سرخس در شمال شرقى کشيده شود طول آن از ۱۴۰۰ کيلومتر تجاوز نمى‌کند نتيجه چنين شکلى اين است که ايجاد يک مرکز هندسى که فاصله آن تا کليه نقاط مرزى تقريباً به يک اندازه باشد ممکن نيست چنانچه دو استان آذربايجان در شمال غربى ايران و سيستان و بلوچستان در منتهى‌اليه جنوب شرقى اين کشور نسبت به‌هم و همچنين نسبت به تهران (مرکز سياسي) از ساير استان‌ها دور افتاده‌تر هستند. (نقشهٔ شکل جغرافيائى -هندسى ايران)



نقشه از جغرافياى ايران- شکل جغرافيائى (هندسي) ايران- انتشارات وزارت آموزش و پرورش


وسعت و شکل جغرافيائى ايران در ادوار تاريخ پيوسته متحول بوده است چنانچه اوراق تاريخ را ورق بزنيم وسعت خاک ايران و شکل جغرافيائى آن را در دوران مختلف مورد توجه قرار بدهيم ملاحظه مى‌شود که شکل جغرافيائى و وسعت خاک اين کشور از قرن هشتم قبل از ميلاد يعنى زمان حکومت مادها که اولين سلسله آريائى را تشکيل دادند تا حدود يک قرن پيش هيچ‌گاه ثابت نبوده بلکه به‌علل سياسى و جنگ‌ها گاهى برخى از ممالک و اراضى به‌تصرف ايران در مى‌آمدند و يا به‌عکس زمانى از حيطه قلمرو ايران خارج مى‌‌شدند از اين رو اين شکل همواره متغير بوده است چنانچه نقشه ايران در دوره مادها در شمال قسمت اعظم چهار جمهورى کنونى شوروى ترکستان - آذربايجان - گرجستان - ارمنستان را دربر مى‌گرفت و در غرب شامل شرق ترکيه و مشرق عراق بوده است و در شرق نيز افغانستان کنونى در قلمرو ايران قرار داشت. در دوران هخامنشى اين نقشه به مراتب بيشتر از دوره ماقبل آن يعنى مادها وسعت داشته تا جائى‌که از سوى شمال درياچه اورال در داخل خاک ايران قرار داشت و در مشرق نيز رودخانه سند حد شرقى سرزمين ايران را تشکيل مى‌داد در غرب از يک‌سو تا نزديکى رود دانوب در اروپا و از سوى ديگر تا آتن گسترش داشت و در آفريقا رودخانه نيل تا حوالى تونس و حبشه جزءِ قلمرو ايران محسوب مى‌شد.