ويژگى‌هاى خاک‌شناسى

ويژگى‌هاى فيزيکى و شيميائى و مکانيکى خاک در ناپايدارى دامنه، نقش مهمى را ايفاء مى‌نمايد.


ميزان آهک و يا درصد کربنات کلسيم در پايدارى خاک مى‌تواند نقش داشته باشد. يون کلسيم از ضخامت لايهٔ دوتائى انتشار يا لايه آب جذبى کاسته که به اين طريق رطوبت خاک کاهش يافته و بر پايدارى خاک مى‌افزايد. بر اساس آزمايش انجام‌شده بر روى دوازده نمونه خاک (نمونه خاک از اعماق ۱۲ مترى تا سطح دامنه گرفته شده است) اخذ شده از سطح و اطراف بزرگ‌ترين زمين لغزش حوضه آبخيز ”واز“ ميزان آهک بين ۵/۰ تا ۳۶/۱۸ درصد متغير بوده که بر اين اساس جزءِ خاک‌هاى غيرآهکى تا کم‌آهک محسوب مى‌گردد.


نوه‌کانى رسى نيز مى‌توانند در وقوع زمين‌لغزش نقش داشته باشد. بر اساس آزمايش انجام‌شده، بيشتر کانى‌هاى رسى از نوع مونت موريلونيت، اسمکتيت، ايليت، کائولينيت و کوارتز مى‌باشد. اين نوع رس‌ها به‌ويژه مونت موريلونيت، اسمکتيت و ايليت تا ۲۰ برابر وزن خود آب جذب نموده که در نتيجه آن به‌کاهش مقاومت برشى خاک کمک مى‌کند. اما رس کائولينيت در حالت خشک مقاومت برشى کمترى نسبت به رس‌هاى ديگر خواهد داشت.


نوع بافت نمونه‌هاى خاک اخذ شده رسى و در يک مورد لومى رسى بوده که جزءِ خاک‌هاى با بافت سنگين به‌شمار مى‌آيد. چون اين نوع خاک، ريزدانه مى‌‌باشد مقاومت برشى دامنه را کاهش مى‌دهد و بر ناپايدارى آن مى‌افزايد.


بر اساس آزمايش تعيين حدود آتربرگ حد خميرائى نمونه‌هائى خاک بين ۲۳ تا ۱/۳۱ درصد و حد روانى آنها بين ۴۰ تا ۵۷ درصد اندازه‌گيرى شده است. اين مقدار حد روانى بيابانگر بالابودن پتانسيل انبساط و انقباض خاک بر اثر کاهش يا افزايش رطوبت است. درحالت انقباض، خاک‌ها ترک برداشته که اين شکاف‌ها مى‌تواند محل قرارگيرى و تجمع آب باشد که در اثر عمل انبساط، افزايش حجم خاک حرکت آنها را در روى سطوح شيب‌دار سبب مى‌گردد. باتوجه به مقادير حد خميرائى (متوسط ۲۵%)، حداقل ۲۰۴،۰۰۰ مترمکعب آب مورد نياز است تا توده خاک را به‌حد خميرائى برساند. بارش‌هاى شديد سال‌هاى ۶۶، ۶۷، ۷۱ در منطقه و ايجاد چشمه‌هاى منتهى به زمين‌لغزش در سطحى معادل ۶/۱۹۲ هکتار در قسمت‌هاى بالادست و اطراف لغزش که آب‌هاى سطحى و زيرزمينى به‌محل وقوع اين حادثه هدايت مى‌شوند به‌ترتيب ۲۱۶،۰۰۰، ۲۰۶،۵۰۰ و ۲۸۰،۰۰۰ متر مکعب آب وارد توده لغزشى نموده که اين مقدار آب توانسته است رطوبت خاک توده لغزشى را علاوه بر حد خميرائى به‌حد روانى نزديک نمايد که با وجود زمين‌لغزش‌هائى در اثر وقوع زلزله باقدرت بيش از ۴ ريشتر در سال‌هاى موردنظر اتفاق‌افتاده، زمين لغزش حادث شده است.


در رده‌بندى خاک بر اساس سيستم يونيفايد مشخص گرديد، اکثر نمونه‌ها در گروه رس غيرآلى و شديداً پلاستيک قرار گرفته‌اند که حساسيت بالائى در مقابل عوامل تنش برشى داشته و از اين‌رو پتانسيل وقوع زمين‌لغزش را افزايش داده‌اند.


بر اساس نتايج آزمايش سه محورى تحکيم نيافته - زهکشى‌نشده ”U - U test“، ضريب اطمينان پايدارى دامنه براى نمونه‌هاى خاک اخذ شده بين ۲۲۲/۰ تا ۵۵۲/۰ متغير بوده که خود بيانگر فعال‌بودن دامنه از نظر وقوع زمين‌لغزش است. اين نتيجه توسط يکسرى از مشخصه‌هاى موجود از سطح حوضه چون وجود پرتگاه‌ها، تراس‌ها و شکاف‌هائى با لبه‌هاى تند، وجود سطوح شکسته‌شده تازه بر روى قطعات، وجود سيستم زهکشى نامنظم، آبگيرها و فرو رفتگى‌هاى زهکشى‌ نشده بسيار، وجود پوشش گياهى سريع‌الرشد و غيره تأييد مى‌گردد.

فعاليت انسانى

تخريب پوشش گياهى

برگ‌هاى تاج درختان، ۱۰ الى ۲۵ درصد بارش را مى‌توانند جذب نمايند که در صورت بارش‌هاى باشدت کم، قريب ۱۰۰ درصد بارش و نيز درصد عمده‌اى از بارش در طوفان‌هاى شديد (حدود ۲۰ درصد در يک بارش ۷۵ ميلى‌متري) توسط برگ‌ها، قبل از رسيدن به‌زمين گرفته مى‌شود. شبکه‌هاى ريشه‌اى گياهان نيز سبب استحکام مکانيکى خاک مى‌گردند. ريشه‌هاى گياهان با جذب آب زيرزمينى و تبخير و تعرق خود از اثرات آب در وقع زمين‌لغزش مى‌کاهند و به اين طريق مقاومت خاک را تا ۲۰ کيلوپاسکال اضافه مى‌کنند.


قطع بى‌رويهٔ درختان به‌منظور تأمين سوخت و مصالح ساختمانى اکثراً به‌صورت غيرمجاز و در بعضى موارد با مجوز قانونى و قطع بعضى از گياهان آبدوست چون سرخس عقابى از تيره بسفاجيان جهت تزئين و فروش در بازار گل شهرهاى اطراف و حتى تهران سبب مى‌گردد تا اولاً از تعداد پوشش گياهى کاسته شود و ثانياً گونه‌هاى بومى جاى خود را به‌گونه‌هاى مهاجم و غيربومى دهند. مهم‌ترين گونه‌هاى بومى راش، ممرز، افرا، نمدار، توسکاى ييلاقي، انجيلي، خرمندي، ليلکي، آزاد، نارون، پلت، شيردار لرگ بارانک و ملج است که در سال‌هاى اخير تعداد آن به‌شدت کاهش يافته است.


به‌طور غيرمستقيم انسان از طريق چراى بى‌رويه دام در منطقه مورد مطالعه نيز سبب سم‌کوبى روى خاک و تخريب پوشش گياهى دامنه مى‌شود و در مشاهدات ميدانى در کنار اکثر سطوح لغزشى آغل‌هاى دام مشاهده شده است.

فعاليت معدنى

حفر زمين، تغيير شيب و نيز برداشت زغال‌سنگ در بيش از پانزده نقطه در سازند شمشک در محل زمين‌لغزش قديمى در حوضه مورد مطالعه سبب‌شده تا در اثر تحريکات طبيعى زمين توده خاک بالادست به‌سمت پائين‌دست حرکت نمايد و قسمت حفرشده را پر نمايد. هم‌چنين برداشت بى‌رويه سنگ از کف رودخانه به‌جزء توسط صاحبان معدن شن و ماسه ”و از عليا“ سبب حذف تکيه‌گاه شيب و مرتفع‌شدن سطوح و در نتيجه افزايش پتانسيل زمين‌لغزش مى‌گردد.


عبور ماشين‌آلات سنگين از روى سطح حساس جهت حمل شن و ماسه، زغال‌سنگ و چوب‌هاى جنگلى سبب ايجاد لرزش‌هاى مصنوعى در خاک و از هم پاشيدن چسبندگى خاک و افزايش پتانسيل وقوع زمين‌لغزش در اين حوضه مى‌گردد.

جاده‌سازى

جاده‌سازى توسط وزارت نيرو جهت احداث و نگهدارى خطوط انتقال برق ۴۰۰۰ کيلو ولت شمال و نيز صاحبان معدن زغال‌سنگ در روى سازند شمشک (رس، مارن و شيل) واقع در شرق و غرب آبادى تنگه‌سر ”واز“ سبب گرديده تا اولاً پوشش گياهى تخريب گردد، ثانياً در ميزان شيب دامنه به‌وجود آيد و از اين‌رو بر توان بالقوه زمين‌لغزش افزوده شود.

بارگذارى

وزارت نيرو جهت جلوگيرى از زمين‌لغزش و نيز حفظ تيرهاى برق اقدام به گابيون‌بندى به‌شکل ناصحيح نموده است زيرا فونداسيون اين ديواره و زين به‌زير سطح لغزش نرسيده و از اين‌رو برجنبه منفى آن يعنى افزايش وزن توده خاک اثر نموده و سبب‌شده تا هرساله وزارت نيرو جهت حفظ و ترميم آن هزينه‌هاى زيادى را متحمل گردد. به طورى‌که در بعضى نقاط تورهاى سيمى کاملاً پاره‌شده و سنگ‌ها در امتداد شيب حرکت کرده‌اند، هم‌چنين وزين‌بودن پوشش گياهى بومى منطقه در روى سطوح شيبدار مساعد در جهت وقوع زمين‌لغزش، خود عامل ديگرى در جهت افزايش پتانسيل وقوع اين بلاى طبيعى محسوب مى‌گردد.