اقليم مناطق ساحلى جنوب درياى خزر

منطقه ساحلى جنوب درياى خزر سرزمين کم‌وسعتى است ميان دريا و رشته‌کوه‌هاى البرز شامل سرزمين‌هاى گيلان و مازندران گرگان که جمعاً به وسعت نزديک به ۲۷/۱ مساحت ايران مى‌باشد. گرچه از نظر عرض جغرافيائى اختلاف چندانى بين نقاط آن وجود ندارد ولى در عوض اين منطقه بين دو طول جغرافيائى ۴۹ تا ۵۶ درجه شرقى يا به‌عبارت ديگر نزديک به ۷ درجه از طول جغرافيائى گسترده شده است. رشته‌کوه‌هاى البرز جلگه‌هاى پست خزر را از فلات مرکزى جدا ساخته حد فاصل بين اين دو آب و هوا متضاد مى‌باشد.


از ويژگى‌هاى اقليمى اين منطقه که مشابه آن نه فقط در قسمت‌هاى ديگر ايران بلکه در داخله غالب کشورهاى آسيا هم مشاهده نشده است، باران‌هاى متوالى رطوبت زياد و هواى گرم همچنين کمى اختلاف درجه گرماى سالانه خلاصه آب و هواى گرم و مرطوب مى‌باشد.


علت اين وضع خاص اقليمى را دو عامل جغرافيائى مى‌توان دانست يکى پستى فوق‌العاده‌ سواحل که در بيشتر موارد بيش از ۱۰۰ متر ارتفاع از سطح دريا ندارد، ديگر جريان‌هاى هوائى منطقه خاصه جريان هوائى شمال از مرکز پرفشار سيبري، و جريان هوائى غرب از سوى مديترانه مى‌باشد که عموماً باران با خود همراه دارند که با توجه به کثرت باران پائيزه و حرارت معتدل برخى اقليم بحر خزر را از نوع مديترانه مى‌دانند.


مقدار ريزش باران در اين منطقه در طول سواحل از غرب به شرق کاهش مى‌يابد تا جائى‌که از ۲۰۰ سانتى‌متر در ساحل غربى به ۵۰ سانتى‌متر درساحل شرقى تغيير پيدا مى‌کند. در آخرين اندازه‌گيرى (سال ۵۴) مقدار باران انزلى ۲۴۶ سانتى‌متر و در بابلسر ۹/۹۶ سانتى‌متر بوده است، علل عمده بارندگى زياد اين منطقه حرکت ماسيف‌هاى هواى سرد شمالى است که رطوبت درياى خزر را به‌طرف داخله ايران سوق مى‌دهد ولى ارتفاعات البرز آنها را متوقف ساخته موجب بارندگى زياد در دامنه‌هاى شمالى آن مى‌گردد. پر باران‌ترين ماه‌هاى سال ماه‌هاى پائيز و زمستان است، حداکثر بارندگى در پائيز و حداقل در تابستان مى‌باشد. انزلى در مهر ماه سال اندازه‌گيرى ۵۴، ۵۵۹ ميلى‌متر و در بهمن ماه آن ۲۳۰ ميلى‌متر و در مرداد ماه همان سال ۱۵۰ ميلى‌متر باران داشته است.


گيلان مرطوب‌ترين منطقه سواحل جنوبى بحر خزر است و جمع باران سالانه آن به حدود ۲۰۰۰ ميلى‌متر مى‌رسد. رطوبت کناره‌هاى جنوب غربى درياى خزر همواره زيادتر از کناره‌هاى جنوب شرقى آن است (انزلى ۷۴% - گرگان ۵۳%) در مقابل درجه حرارت کناره‌هاى جنوب غربى کمتر از کناره‌هاى جنوب شرقى است در حقيقت کناره‌هاى شرقى گرم‌تر و خشک‌تر از کناره‌هاى غربى ساحل درياى خزر مى‌باشد (متوسط حرارت سالانه انزلى ۱۶ و گرگان ۱۸ درجه سانتى‌گراد اندازه‌گيرى شده است). در گيلان سه عامل بادهاى غربى - بادهاى محلى - بادهاى شمالى موجب شدند که اين ناحيه حداکثر مقدار باران سالانه را دارا باشد و بيش از ۵۰% باران سالانه آن در پائيز و ۲۵% آن در زمستان و ۱۵% در بهار مى‌باشد.


درجه حرارت گرماى مازندران مشابه گيلان است ميزان رطوبت آن کمتر است هر اندازه که به‌‌سوى ساحل جنوب شرقى درياى خزر پيش برويم خشکى شديدتر و ميزان حرارت بيشتر مى‌شود. حداکثر گرما در تابستان ممکن است گاهى به ۴۰ درجه در ساحل شرقى برسد و رطوبت کاهش يابد که در اين‌صورت خشکى حکمفرما است و زارعين زمين‌هائى را کشت مى‌کنند که در موقع خشکى بتوان آن را مشروب ساخت.


ميزان بارندگى در مازندران ۲۵% در زمستان و ۲۵% در تابستان و ۴۰% در پائيز و ۱۰% در بهار مى‌باشد. بر اثر وجود نم در هوا که ناشى از تبخير نسبتاً زياد آب درياى خزر است در سواحل اختلاف درجه حرارت بين شب و روز چندان محسوس نيست و همين امر گرماى تابستان و سرماى زمستان را نيز تعديل مى‌کند. در سردترين ماه‌هاى سال (بهمن‌ ماه) ميانگين درجه حرارت ۷ و در گرم‌ترين آن (مرداد ماه) در حدود ۲۶ درجه سانتى‌گراد مى‌باشد.


زمين‌هاى ساحلى هيچ‌گاه يخ نمى‌بندد و سرماى سخت به‌واسطه رطوبت زياد تعديل مى‌گردد. در بعضى از ايام زمستان درجه حرارت به‌واسطه وزش هواى گرم جنوب غربى افزايش مى‌يابد. در تابستان آسمان کناره بحر خزر تقريباً هميشه صاف و بى‌ابر است ولى روزها معمولاً در ارتفاعات و قله‌ کوه‌ها ابرهاى متراکم ديده مى‌شود که شب‌ها پراکنده مى‌شود.


رژيم بادها در قسمت غربى کناره جنوبى درياى خزر بدين قسم است که در زمستان و پائيز جريان‌هاى شمال غربى و در تابستان و بهار جريان‌هاى شمال شرقى غلبه دارد ولى در قسمت شرقى کناره‌هاى درياى خزر در زمستان غلبه با جريان‌هاى شمال شرقى و در تابستان اين غلبه با جريان‌هاى شمال غربى مى‌باشد.


آب و هواى کناره‌هاى درياى خزر گرمسير و مرطوب و رطوبت در حدى است که هواى آن را در تابستان به استثناءِ دامنه‌هاى ارتفاعات در برخى مواقع تحمل‌ناپذير مى‌سازد ولى در مقابل زمستان و بهار آن ملايم است. در چنين شرايط آب و هوائى است که محصولاتى مانند برنج، پنبه و کنف به‌خوبى به‌عمل مى‌آيد و کشتزارهاى غلات به موازات باغ‌هاى ميوه‌هاى گرمسيرى چون مرکبات و مزارع چاى در تمام نقاط آن توسعه دارد.