شهر مجموعه‌اى است پويا زائيده انديشه‌هاى انسانى هر جامعه و ساختن براى بشر ضرورى است انکارناپذير، ساختن فضاها بر مبناى معمارى روحانى و يادمانى ... .


تبلورى از پيوند عواطف انسانى با فضاهاى ساخته شده بوده که خود را در ساخت شهرها به بهترين شکل نشان مى‌دهد.


طراحى فضاها به محيطى که انسان در آن زندگى مى‌کند و وجود خود آن را در آن مى‌يابد حالت مى‌دهد. آنچه را که محيط مى‌ناميم همچون صحنه نمايش است که ويژگى اين صحنه بر نقشى که از ما ساخته است اثر مى‌گذارد. ارتباط انسان با محيط خود يک ارتباط دو طرفه است بدين معنا که ضايع کردن محيط انحطاط‌آور است و همسازى با آن آسايش را در شئون زندگى و حيات جارى مى‌کند. معيارها و منش‌هاى اخلاقى هر جامعه‌اى بر معمارى و ساخت فضائى آن و در واقع در ساخت محيط انسان‌‌‌ساز آن تأثير گذارده و نهايتاً اين ساخت و سازها بر زندگى آن جامعه اثر مى‌گذارد. ساخت شهرها و ابنيه سنتى نتيجه تجربيات نسل‌هاى گذشته و احساس نياز در آنها بوده و انديشه چاره‌جوى انسان ايرانى را به دنبال نجات از آفتاب سوزان و گرماى طاقت‌فرسا، نوسان حرارتى در طول شبانه روز، کم‌آبى و وجود بادهاى گرم و پرگرد و غبار به خود جلب نموده است. با بررسى معمارى ايرانى در مى‌يابيم که سمبل‌هاى ارزش‌هاى فرهنگى هر جامعه به‌ويژه جامعه ايرانى در ساخت محيط مسکونى پيرامون او تجلى يافته و اين ساخت مبين هويت و ارزش‌هاى فرهنگى و باورهاى جامعه مى‌باشد به‌گونه‌اى که معمارى ايرانى همچون فرهنگ جامعه ايرانى درون‌پذير و پذيرنده است و القاءکننده احساس تعلق خاطر، پيوستگى و ترکيب و انسجام متعادل و تناسب ابعاد با کارکردها است.


ساخت فضاهاى مساکن يا فضاهاى عمومى شهرهاى ايرانى نمادى از هنر اسلامى با روح واحد بوده و برخاسته از تمايلات جامعه مى‌باشد و در نهايت کمال‌گرائى متأثر از اعتقادات مذهبى به بهترين شکل در ساخت اين شهرها تجلى يافته و طبعاً عناصر اصلى سازنده اين شهرها نيز متکى بر معنويت متأثر از وحدانيت و حرکت به‌سوى کمال مى‌باشد. ساخت، مجموعه مرتبط و پيوسته‌اى است که مرکب از عناصر اساسى و فعاليت‌هاى اصلى شهر بوده و بيانگر عناصر سازنده و نحوه استقرار آنها در شهر مى‌باشد در ساخت اجزاء تشکيل‌دهنده يا مجموع عناصر سازنده مورد بحث قرار گرفته و دريافت مفهوم ساخت بدون داشتن دانش در مورد عناصر سازنده پيکره امکان‌ناپذير مى‌باشد بدين جهت در مطالعه ساختار شهر شناسائى اجزاء و عناصر شاخص منطبق بر اقليم بهترين راه آشنائى با ساخت شهرهاى مناطق خشک مى‌باشد اين عناصر شاخص از نوع معمارى مساکن تا ساير عناصر مهم شهرى همچون آب انبار و يخچال و بادگير ... مى‌باشد.


شهرهاى مناطق خشک از لحاظ ساخت يا مورفولوژى با ارتفاعى متوسط (نه چندان بلند و حداکثر تا سه طبقه به جزء موارد خاص چون مساجد) ساخته شده و داراى موروفولوژى اجتماعى و اقتصادى ترکيبى و مختلط مى‌باشند.


قرار گرفتن فضاها در جوار ديوراهاى بلند و در سطوحى پائين‌تر از سطح زمين (گود) پيوستگى و اتصال اجزاء بلاانقطاع به يکديگر مورفولوژى خاص مناطق خشک را به‌وجود مى‌آورد.


مورفولوژى شهرهاى مناطق خشک بيش از هرجاى ديگر تحت تأثير مسير حرکت آب‌ها و شبکه هيدروگرافيکى منطقه قرار داشته و غالباً شکل آن تابع مسير قنوات يا جوى‌ها مى‌باشد و داراى مورفولوژى متحدالمرکز و متمرکز و همگرا مى‌باشد در ساخت مناطق خشک حاکميت ريتم و توازن در تکرار عناصر به‌صورت شاخص ديده مى‌شود.


عناصر در ساخت اين شهرها به‌صورتى کاملاً مشخص گوياى کارکرد و موقعيت خود بوده و در عين وحدت بيانگر کثرت نيز مى‌باشد، بدين معنا که در ساخت اين‌گونه شهرها عناصر سازنده در کنار يکديگر بافت‌هاى منسجم را شکل داده و اجزاء ساخت آنها مثل راه‌ها (شامل معابر، راسته‌هاى و فرعى و بن‌بست‌ها و بازار) داراى سلسله مراتب کارکردى بوده و به تناسب آن با وجود تنوع به شکلى کاملاً هماهنگ و واحد شکل گرفته‌اند و بدين ترتيب ابعاد، اشکال و خصوصيات کالبدى عناصر ضمن دارا بودن وحدت داراى تنوع و کثرت موزون نيز مى‌باشند.


عناصر کالبدى شاخص در مناطق خشک ايران عبارتند از: معابر، مساکن، بازارها، مساجد، آب‌انبارها و برکه‌ها، يخچال‌ها، بادگيرها.