از عمده ويژگى‌هاى شهرهاى مناطق خشک پيوستگى در ترکيب عناصر کالبدى و فضائى مى‌باشد که منجر به انسجام و چسبندگى درون بافتى آنها شده که در اين ترکيب هر واحد از دو يا سه جهت به واحدهاى ديگر شهرى متصل مى‌گردد و اين ويژگى بهترين کارآئى را در برابر شرايط محيطى و اقليمى در اين مناطق نشان مى‌دهند و اين ترکيب در نحوه قرارگيرى عناصر شهرى و توزيع فضائى فعاليت‌ها همچون مساجد و معابر و مساکن ... به خوبى جلوه‌گر مى‌باشند.


به دليل شدت گرما در طول روز در اکثر شهرهاى مناطق خشک مثل يزد و نائين، کرمان و فضاهائى چون بازارها، ساباط‌ها، ايوان‌ها، رواق‌ها ... به‌صورت سرپوشيده ساخته مى‌شوند که اين عمل غالباً در جهت ايمن‌سازى فضاها در برابر عوامل اقليمى چون تابش آفتاب، بادهاى گرم و ... بوده است.


هنگامى که بحث از سيما يا منظر شهرى مى‌کنيم منظورمان تصاويرى است متشکل از اندازه، شکل، ارتفاع، حجم نوع فضاهاى موجود و ويژگى‌هاى بصرى و کارکردى آنها در واقع سيماى شهر تصويرى است از کليه ويژگى‌ها و عناصر موجود و قابل رؤيت شهرى که خود شامل دو بخش بيرونى و درونى مى‌شود.


به اعتقاد برخى از جغرافى‌دانان منظر يا چشم‌اندازهاى شهرى از سه عامل اصلى تأثير مى‌پذيرند:


۱. طرح خيابان‌ها

۲. کاربرى زمين

۳. سبک معمارى ساختمان‌ها


از نظر طرح خيابان‌ها، غالب معابر و کوچه‌هاى شهرهاى مناطق خشک فشرده و به هم پيوسته بوده و داراى تناسب و هماهنگى خاص با محيط خود بوده‌اند. از نظر کاربرى‌ها پيوستگى و اتصال آنها با يکديگر منجر به ايجاد فضائى واحد ۱۶) با عملکردهاى متنوع و تفکيک حريم‌هاى خصوصي، نيمه خصوصى و عمومى به بهترين شکل آن شده است و بدين لحاظ منظر شهرهاى سنتى کشور ما چشم‌اندازى خاص برگرفته از ارزش‌هاى جامعه و در انطباق کامل با محيط بوده و هست که اين امر خود به نوعى متأثر از سبک ساخت و سازها منحصر به فرد آن مى‌باشد.


غالب شهرهاى مناطق خشک در مکان‌يابى و شکل‌گيرى متناسب با ويژگى‌هاى محيطى بوده و بيشتر ريشه ارگانيکى خود را در مواجه با عوامل نامساعد محيطى هماهنگ کرده‌اند و تأثيرپذيرى مثبت بر محيطى طبيعى خود داشته‌اند اين شهرها در چگونگى استقرار در محيط طبيعى از نظر تناسبات و رنگ و مواد و مصالح ساختمانى هماهنگى در سيماى ظاهرى و ماهيت درونى خود بهره جسته‌اند، در ميان فضاهاى سرپوشيده و سرباز اين شهرها تناسب منطقى وجود دارد به‌گونه‌اى که در عين تأمين روشنائى فضاها آنها را از گرماى بيش از حد حفظ مى‌کنند.


در چشم‌انداز بخش ميانى اين شهرها معمولاً ميدان يا ميدان‌چه بوده و از اين‌رو بناهاى شاخص همچون مساجد، بادگيرها و آب‌انبارها ... به‌وضوح قابل تشخيص مى‌باشند. رعايت اصل درون‌گرائى که بناهاى سنتى شهرهاى مناطق خشک به‌علت تأثير عوامل متعددى چون وضعيت اقليمى و امنيتى و حفظ حرمت و محرميت اسلامى آن را تداوم بخشيده‌اند در پيدايش بافت‌هاى متراکم و به هم پيوسته شهرى به‌ويژه در بافت‌هاى قديمى تأثير به‌سزائى داشته که اين مسئله خود يکى از عمده‌ترين دلايل تفکيک فضاهاى مسکونى اندرونى و بيرونى در گذشته بوده است.


در شهرهاى سنتى مناطق خشک از يک خط آسمان نسبتاً صاف و هموار برخوردار بوده و تنها بناهاى مذهبى همچون مساجد به‌ويژه مناره‌ها و گنبدها و گلدسته‌هاى آنها نسبت به بناهاى مجاور آنها از ارتفاع بيشترى برخوردار مى‌باشند که در واقع سيما و منظر اصلى اين شهرها را تحت شعاع قرار مى‌داده است.


غالباً بازارهاى اين مناطق فرم پيوسته و خطى داشته و معمولاً مسقف مى‌باشند در گذشته و در اين مناطق عناصر خدماتى همچون آب انبار و يخچال از عناصر مهم درونى و بعضاً بيرون شهر (غالباً در مجاورت راه‌هاى اصلى و دروازه‌ها) بوده‌اند و حد و مرز عرصه‌هاى خصوصى و عمومى و نيمه عمومى اين شهرها کاملاً مشخص و منفک بوده به‌گونه‌اى که فضاهاى عمومى چون مساجد و معابر اصلى شهرى و بازارها متناسب با نحوه و نوع استفاده آنها طراحى مى‌شده و در نهايت بهترين شرايط اقليمى در همه موارد ايجاد مى‌شده در حالى‌که امروز تفکيک اين فضاها چه در درون شهرها چه حتى در درون مساکن و بناها بسيار مشکل و در بسيارى از موارد ناسازگار با محيط مى‌باشد.


عموم فضاهاى شهرى از واحدهاى مسکونى گرفته تا واحدهاى خدماتى و مذهبى همچون مساجد و کاروانسراها و مدارس ... تحت تأثير عوامل محيطى به‌صورتى درونگرا شکل گرفته‌اند، به‌طورى‌که فضاهاى کالبدى پيرامون و گرداگرد فضاهاى باز به گونه‌اى استقرار يافته‌اند که منظر و چشم‌انداز و حتى نورگيرى آنها توسط روزنه‌ها و درهائى که به سمت فضاهاى درونى گشوده شده تأمين گردد.


در درون فضاهاى باز ابنيه ساخته شده و جهت بهبود کيفيت هوا و به‌ويژه ايجاد منظره زيبا و نزديک به طبيعت داراى فضاهاى سبز درونى بوده‌اند که فقدان اين مناظر سبز را در محيط پيرامون آنها جبران مى‌نموده و در واقع فضاهاى باز درون شهرى به منزله حياط مرکزى شهر القاءکننده روح درونگرائى در اين بافت‌ها هستند غالب فضاهاى باز مرکزى داراى نظم هندسى بوده و بر مبناى اصول خاص طراحى شده‌اند و تناسب بين ابعاد و کارکردهاى آنها به وضوح قابل رؤيت مى‌باشد.


در گذشته سيماى شهرها به بهترين شکل بيانگر هويت کالبدى و بصرى آنها جهت درک کارکردهاى آنها بوده‌اند در حالى‌که امروزه عناصر و فضاهاى عمومى شهرها فاقد چنين هويتى در چهره و منظر خود مى‌باشند.


امروزه ديگر تفکيک فضاها و عناصرهاى شهرى سيماى مشخص و منفک و متناسب با کارکرد آنها را ندارند به بيانى ديگر سيماى بيرونى عناصر شهرى امروز همچون گذشته داراى تصويرى شفاف و خوانا نيست و به‌راحتى با مشاهده خصوصيات حجمى و شکلى آنها کاکرد و هويت آن قابل لمس نمى‌باشد.