سرانه‌هاى آموزشى

استانداردهاى سرانهٔ آموزشى به نسبت جمعيت شهرها در کشورهاى مختلف با يکديگر فرق مى‌کند. به‌عنوان مثال، حد متوسط سرانه‌هاى آموزشى براى کودکستان ۵/۲ تا ۴ مترمربع با ۵ مترمربع فضاى باز براى هر کودک، براى دبستان ۵/۶ مترمربع زيربنا و ۵/۶ مترمربع فضاى باز در مقابل هر فرد دبستان‌رو و براى دبيرستان و مدارس راهنمائى ۵/۶ مترمربع زيربنا و ۶/۵ مترمربع فضاى باز در مقابل هر دانش‌آموز دبيرستانى در نظر گرفته مى‌شود.


طبق همين ضوابط، فاصلهٔ مناسب و حوزهٔ خدماتى واحدهاى آموزشى به نسبت واحدهاى مسکونى ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر براى کودکستان، ۵۰۰ تا ۷۰۰ متر براى دبستان و ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متر براى دبيرستان پيشنهاد شده است.


طبق ضابطه‌هاى ديگر، شعاع عملکرد مدارس بين ۲ تا ۳ هزار متر براى دبيرستان، ۱۵۰۰ متر براى مدرسه راهنمائي، ۸۰۰ متر براى دبستان و ۲۰۰ متر براى کودکستان در نظر گرفته مى‌شود. در سطح ايران، با توجه به استانداردهاى تهيه شده توسط وزارت آموزش و پرورش، ضوابط تأسيسات آموزشى به قرار زير است۱:


(۱وابط و معيارهاى ساختمان‌هاى آموزشى در ايران، دفتر فنى وزارت آموزش و پرورش، نشريه شمارهٔ ۱.


حوزه‌هاى خدماتى پيشنهادى مدارس و تعداد دانش‌آموز در کلاس در ايران.


نوع مدرسه حوزه خدماتى تعداد در کلاس
کودکستان ۵۰۰-۳۰۰ متر ۲۵
دبستان ۵۰۰ متر ۳۶-۳۰
مدرسه راهنمائى ۲۰۰۰-۱۰۰۰ نفر ۳۶-۳۰
دبيرستان ۲۰۰۰ متر ۴۲-۳۶


همچنين، حداکثر طبقات ساختمانى کودکستان ۱ طبقه، دبستان ۱ تا ۲ طبقه، مدرسهٔ راهنمائى ۱ تا ۳ طبقه و دبيرستان ۱ تا ۳ طبقه است.


در مورد کلاس‌‌ها، عرض کلاس‌ها نبايستى از ۷/۵ متر کمتر باشد. در مورد عرض کلاس براى کلاس‌هائى که از نور طبيعى استفاده مى‌کنند حداکثر ۷ متر و براى کلاس‌هائى که از دو طرف از نور استفاده مى‌کنند حداکثر ۴/۸ متر؛ و طول کلاس‌ها به‌طور کلى نبايستى از ۶ متر کمتر و از ۹ متر بيشتر باشد.


براساس استانداردهاى منتج از دفتر فنى وزارت آموزش و پرورش، استاندارد آموزشى شهرى (زمين و زيربنا) به نسبت هر ساکن شهرى و برحسب تقسيم‌بندى‌هاى داخلى شهرها به قرار زير است:


کودکستان در سطح محلهٔ کوچک حدود ۸/۰ مترمربع


دبستان در سطح محله حدود ۵/۱ مترمربع


مدرسه راهنمائى در سطح ناحيهٔ شهرى حدود ۲/۱ مترمربع


دبيرستان در سطح ناحيه شهرى حدود ۹/۰


جمع استانداردهاى آموزشى نسبت به هر ساکن شهرى حدود ۴/۴ مترمربع.

محله‌ها و ناحيه‌هاى شهرى

در تعيين حدود، ناحيه‌ها و محله‌هاى شهري، عوامل مهمى دخالت دارند که يکى از آنها وضع موجود شهر است که در آن، حدود محلات که هر يک از نظر تاريخى عملکردى دارند، بررسى مى‌شود و هرکدام نيز داراى مرکزى هستند که شالودهٔ وجودى محلات را بنيان گذارده‌اند که مردم در آنها به معاشرت و خريد و فروش مى‌پردازند. ممکن است مرکز اين محله‌ها را مساجد، حسينيه‌ها و تکايا، يا مراکز خريد و فروش، بازارها، کوچه‌ها و يا قهوه‌خانه‌ها و نظاير آنها تشکيل دهد، که اثر خود را بر روابط اجتماعى و حتى بافت شهر و معمارى آن گذارده لذا در هم ريختن بافت محلات بدون مطالعه و دقت کافي، اثر ناخوشايندى بر بافت شهر خواهد گذارد. بنابراين اولين قدم، مطالعهٔ وضع موجود محلات و ناحيه‌ها و اقتصادى زمان خود هستند؛ حتى تراکم‌هاى پيشنهادى شهر نيز، بهتر است براساس آنها صورت گيرد. ولى با توجه به اثرات مثبت و منفى تراکم مى‌بايستى پس از آنکه تراکم‌ها در سطح شهر موجود و اراضى قابل توسعهٔ آينده انتخاب گرديد، اقدام بعدى در زمينه تقسيم شهر به ناحيه‌ها و محله‌هاى مختلف است.


يکى از روش‌هائى که در جايگزينى تأسيسات مختلف شهر معمول است، نحوهٔ استقرار اماکن مسکونى و عناصر وابسته به آنها است که بايد از طريق سلسله مراتبى منطقى در شهر گسترده شوند. در سطح شهر، خانواده از کوچکترين اجزاء جامعه است. معمولاً خانواده‌ها در يک محيط شهرى در کنار هم زندگى مى‌نمايند؛ اين استقرار و همجوارى در کنار هم، لزوم ايجاد يک سلسله نيازهاى شهرى را مطرح مى‌سازد. نيازهاى مختلف اهالى در سطح شهر، ناحيه و محله، متفاوت است. يکى از روش‌ها آن است که حدود خدمات مراکز آموزشى به‌عنوان تعيين‌کنندهٔ تقسيم‌بندى‌هاى شهرى قلمداد شود. مثلاً فاصله‌اى را که يک کودک از محيط مسکونى خود مى‌تواند تا محيط کودکستان به‌صورت پياده و بدون برخورد با خيابان‌ها و يا محل عبور وسائط نقليه (که امکان خطر تصادف نيز در آن وجود دارد) بپيمايد، مى‌توان حدود تعيين‌کنندهٔ محلهٔ کوچک دانست، و حدود محله فاصله‌اى است که يک دانش‌آموز دبستانى به‌صورت پياده و حداکثر به فاصلهٔ زمانى يک ربع ساعت، بتواند از محيط مسکونى خود تا دبستان طى نمايد به همين ترتيب، حدود ناحيهٔ شهري، مى‌تواند حد فاصل بين محيط مسکونى يک دانش‌آموز دورهٔ راهنمائى يا دبيرستانى تا محل مدرسه او باشد. فاصله‌اى که بتواند در حدود نيم‌ساعت به‌صورت پياده طى شود.


از طرف ديگر، معمولاً در سطح محلهٔ کوچک، وجود زمين‌هاى بازى کودکان ضرورت دارد و در سطح محلات معمولاً خرده‌فروشى‌ها، اماکن خدماتى و اماکن ورزشى کوچک به‌وجود مى‌آيند. در سطح ناحيه‌ها، خدمات مربوط به خرده‌فروشى‌ها و خدمات عمومى ديگر شهر مثل پارک‌ها، اماکن تفريحى و ورزشى و در سطح شهر، عمده‌فروشى‌ها و مراکز تجارى بزرگ، سوپر مارکت‌ها و نظاير آن جايگزين مى‌شود.


هر شهر مى‌تواند از چند ناحيه شهري. هر ناحيه شهرى از چند محله و هر محله از چند محلهٔ کوچک (زيرمحله) به‌وجود آيد. خدمات و تسهيلات شهرى نيز در رابطه با اهميت آنها از نظر نيازهاى جمعيت، در هر يک از تقسيمات فوق شکل مى‌گيرند. بعضى از تسهيلاتى که در اين تقسيم‌بندى‌ها مطرح مى‌گردند، به قرار زير است:


مرکز محله کوچک (زيرمحله):

مهدکودک، خرده‌فروشى‌هاى کوچک (مانند نانوائي، بقالي، روزنامه‌فروشي)، فضاى بازى کودکان، پارک کوچک کتابخانه کودک،


مرکز محله:

کودکستان و دبستان، پارک، فضاى بازي، خرده‌فروشى (از قبيل ميوه فروشي، قصابي، بقالي)، خدمات (مانند کفاشي، آرايشگاه و لباس‌شوئي) مسجد.


مرکز ناحيه:

مدرسه راهنمائى و دبيرستان، خدمات درماني، سينما، فضاهاى تفريحى و فرهنگي، فضاهاى ورزشي، فضاهاى باز و سبز وسيع، بعضى فعاليت‌هاى توليدى غير مزاحم مثل خياطي)، خدمات فني، دفاتر خصوصي، کتابخانه، آتش‌نشاني.


مرکز شهر:

ادارات، خرده‌فروشى‌ها، عمده‌فروشى‌هاى اصلي، درمانگاه و بيمارستان، مراکز فرهنگي، فضاهاى باز عمومي، سالن‌هاى غذاخورى هتل، نمايشگاه، کتابخانه شهر، مسجد، زمين‌هاى بازى بزرگ.


طبق روال فوق، حوزه عملکرد مرکز محله کوچک ۲۰۰ تا ۲۵۰ متر، مرکز محله ۵۰۰ متر و مرکز ناحيه حدود ۲۰۰۰ متر خواهد بود. شهر نيز متشکل از چند ناحيه است، حدود تقريبى جمعيت محله کوچک ۱۲۵۰ نفر، محله ۵۰۰۰ نفر و ناحيه ۲۰۰۰۰ نفر مى‌باشد.