فاصله بين مدار قطبى تا نقطه قطبى را ”منطقه قطبي“ مى‌نامند که در نيمکره شمالى به منطقه ”منجمد شمالي“ و در نيمکره جنوبى به منطقه ”منجمد جنوبي“ شهرت دارد، هريک از دو منطقه مذکور حدود ۲۶۰۰ کيلومتر پهنا دارند و مساحتى که هريک از آنها در سطح کره‌زمين در انتقال دارند حدود ۲۵،۰۰۰،۰۰۰ کيلومتر مربع است که بخش بزرگى از آن را در نيمکره شمالى درياى منجمد و در نيمکره جنوب سرزمينى پهناور پوشيده از يخ و برف فرا گرفته است. علت اصلى سرماى بيش از حد مناطق قطبى يکى تابش خورشيد با زاويه زياد و ديگر نتابيدن آفتاب براى حدود نيمى از سال به هريک از دو منطقه مذکور به‌طور متناوب است.

حرکت ظاهرى آفتاب در ارتباط با ايجاد فصول

تابش آفتاب بر نيمکره شمالى نيمکره جنوبى
مدار رأس‌السرطان (به سمت جنوب) اول تابستان اول زمستان
مدار استوا (به سمت جنوب) اول پائيز اول بهار
مدار رأس‌الجدى (به سمت شمال) اول زمستان اول تابستان
مدار استوا (به سمت شمال) اول بهار اول پائيز


در منطقه قطبى فقط دو فصل وجود دارد ”فصل روز“ و ”فصل شب“ فصل روز منطقه قطبى شمال از هنگامى آغاز مى‌گردد که آفتاب از مدار استوا به سمت مدار رأس‌السرطان حرکت نموده (سه ماه) و پس از رسيدن به مدار مذکور مجدداً به‌سوى مدار استوا بازمى‌گردد (سه ماه)، اين رفت و برگشت مجموعاً شش ماه فصل روز منطقه قطبى شمال را آغاز و پايان مى‌دهد.


فصل روز منطقه قطب از به‌هم پيوستن طول روزهائى که تمام ساعات خود را در روشنائى به‌سر مى‌برند تشکيل مى‌گردد زيرا اختلاف کم ساعت بين طول ساعات شبانه‌روز در قطب شمال از آغاز فروردين تا پايان شهريور باعث ايجاد روزهاى طولانى مى‌گردد، طولانى‌ترين روز منطقه در پايان خردادماه مشاهده مى‌گردد که طولانى‌ترين روز براى مناطق نيمکره شمالى است. طول اين روز در روى مدار قطبى به حدود ۲۲ ساعت مى‌رسد، البته اگر ”فلق“ و ”شفق“ را هم در نظر بگيريم اين طول روشنائى به حدود ۲۴ ساعت نيز مى‌‌رسد. و هرقدر از اين مدار به سمت شمال برويم بر اين اختلاف طول روز افزوده شده تا اينکه طول روز در نقطه قطبى به ۲۴ ساعت مى‌رسد در اين حالت است که در نقطه قطبى ديگر شبى وجود ندارد.


هنگامى‌که اختلاف طول شبانه‌روز در حدود مدار قطبى به نزديک به ۲۰ ساعت (نوزده و پنج‌ششم ساعت) مى‌رسد طول مدت شب حدود ۲ ساعت (دو و يک دوازدهم ساعت) خواهد بود، در اين‌صورت است که هنوز شب آغاز نشده به پايان مى‌رسد زيرا قبل و بعد از طلوع و غروب خورشيد هوا مدتى روشن مى‌ماند و در اين‌صورت شب به مفهوم تاريک شدن هوا فرا نمى‌رسد، روى همين اصل است که روز منطقه قطبى شش ماه به طول مى‌انجامد و متقابلاً بر همين اساس شب آن هم همين مدت به درازا مى‌کشد.


در تابيستان نيمکره شمالى عرض‌هاى بالاتر مدار قطبى مدتى از زمان مذکور اصولاً آفتاب غروب نمى‌کند و پيوسته دايره روشنائى آفتاب در حال گردش مدارى‌شکل در افق جنوبى مشاهده مى‌گردد، جدول مشاهده ۱۰ نشان‌دهنده روزها و ساعاتى است که در طول سال آفتاب در قطب شمال طلوع و يا غروب نمى‌نمايد. در نيمکره جنوبى (تقريباً) عکس آن به وقوع مى‌پيوندد.

طول شب و روز عرض‌هاى مختلف جغرافيائى منطقه قطبى شمال

عرض شمالى
جغرافيائى
مدتى که آفتاب
غروب نمى‌کند
مدتى که آفتاب
طلوع نمى‌کند
درجه دقيقه روز ساعت روز ساعت
۶۶ ۳۳ ۱ ۰۰ ۱ ۸
۷۰ ۰۰ ۶۴ ۱۰ ۶۰ ۱۳
۷۵ ۰۰ ۱۰۶ ۴ ۹۷ ۹
۸۰ ۰۰ ۱۳۳ ۱۴ ۱۲۶ ۱۲
۸۵ ۰۰ ۱۶۰ ۱۶ ۱۵۳ ۴
۹۰ ۰۰ ۱۸۶ ۱۰ ۱۷۸ ۲۰


طلوع و غروب آفتاب در قلمرو منطقه قطب شمال نسبت به نقاط مختلف يکسان نيست مثلاً در جزيره بافن۱ه در شمال کانادا واقع شده است، اگر طول مدت سال را در اين جزيره به‌سر بريم مشاهده مى‌کنيم که:


در اواسط دى‌ماه کم‌کم سپيدى صبح نمايان مى‌گردد، در اين حالت خورشيد از ديده ناپيدا ولى هوا روشن است، در اوايل بهمن‌ماه اثراتى از آغاز نور پديدار گرديده کم‌کم درخشيدن آغاز شده به‌تدريج روشنائى فرا مى‌رسد. در اوايل فروردين سراسر آسمان فروزان گرديده سپس قرص خورشيد خود را در معرض ديد قرار مى‌دهد، برعکس در اين مدت يعنى از فروردين‌ماه تا اوايل مهر سراسر قطب جنوب را ظلمت فرا گرفته است و از اوايل مهر تا آغاز فروردين در سراسر قطب جنوب هيچ‌گاه آفتاب غروب نمى‌نمايد بلکه همواره در آسمان نمايان است.


(۱زيره ”بافن Baffin“ به وسعت حدود ۴۶۸،۰۰۰ کيلومتر مربع، پنجمين جزيره بزرگ دنيا، بزرگ‌ترين مجمع‌الجزاير متعلق به کانادا، قسمت اعظم جزيره مذکور در منطقه قطبى شمال قرار دارد وعده کمى اسکيمو در آن سکونت دارند.


در منطقه قطب شمال با فرا رسيدن فصل شب هر روز مدت تابش آفتاب کمتر مى‌شود تا سرانجام در پشت تپه‌ها و کوهستان‌هاى جنوبى ناپديد مى‌گردد، بادهاى تند و سهمناکى غرش‌کنان در صحراى برف بى‌انتهاء و يخ‌زارهاى قطب شمال از شمال به جنوب وزيدن را آغاز مى‌کند حداکثر سرعت باد را ۸۰ کيلومتر در ساعت در اين منطقه اندازه‌گيرى کرده‌اند. در آذر ماه بادهاى تند و سخت قطعات بزرگى يخ را از زمين کنده با خود مى‌برد، هوا به مرور سرد و سردتر مى‌شود، پهنه عظيمى از يخ‌زارهاى قطبى به زير توده عظيم يخ قرار مى‌گيرد، حداقل درجه حرارت را در زمستان تا ۷۰ درجه زير صفر در يکى از جزاير شمالى کانادا يادداشت نموده‌اند۱لى رقم رسمى به ثبت رسيده ۹۰ ـ درجه سانتى‌گراد است که در ”ورخويانسک (ورخويانسک شهرکى است که در سيبرى شمالى در شمال مدار قطبى در کنار سر شاخه روديانا“ اندازه‌گيرى شده است.


(۱ر زمستان ۱۸۲۳ که هيئت اکتشافى انگلستان در شمال کانادا به جستجو و کشف جزاير قطبى اشتغال داشتند در جزيره ”ملويل Melville“ واقع در عرض حدود ۷۰ درجه قطبى اين رقم را اندازه گرفته‌اند.


در چنين شرايطى که سراسر منطقه را آب‌هاى يخ‌بندان، خشکى‌هاى پربرف، سرماى طاقت‌فرسا، شب‌هاى ممتد ظلماتى و روزهاى متناوب طولانى فرا گفته است ممکن است که تصور شود هيچ موجودى تحمل اين شرايط سخت طبيعى را ندارد ولى در بررسى جغرافياى انسانى منطقه مشاهده مى‌کنيم که سرزمين قطب شمال داراى سکنه‌اى به‌نام ”اسکيمو“ است که وضع زندگى آنها در انطباق با محيط طبيعى مورد توجه و بررسى اين مجموعه است.


در عصر يخبندان هنگامى‌که انبوه يخ نيمه‌شمالى آسيا را پوشانيده بود زبانه‌اى از اين توده عظيم يخ از سمت شرق سراسر باب به‌رنگ، جزاير اطراف و منطقه آلاسکا را پوشانيده بود و از اين طريق قشر عظيم يخ، قاره آسيا را به آمريکا مربوط مى‌گردانيد (The Epic of man، page 15).


عده‌اى را اعتقاد بر اين است که در اواخر اين عصر و يا حدود ۳۵،۰۰۰ تا ۵۰،۰۰۰ سال قبل دسته‌هائى از شکارچيان آسياى‌شرقى (شبه‌جزيره شمال‌شرقي۲بيري) از تنگه برنگ گذشته به منطقه آلاسکا سرازير شدند و سپس از طريق آلاسکا به مناطق و جزاير شمالى کانادا و گرينلند و ديگر نقاط پراکنده شدند. (شبه‌جزيره ”چاکچى Chukchi“ نزديک‌ترين نقطه‌اى که آسيا را به آمريکا متصل مى‌نمايد).


(۲ير تمدن، رالف لينتون، ترجمه پرويز مرزبان، صفحه ۵۴۷ و A pictorial history of the American Indian by oliver le farge، page 12


جديدترين فرضيه‌اى که باستان‌شناسان و مردم‌شناسان شوروى ارائه مى‌دهند، مبتنى بر حفارى‌هائى است که در منطقه شمال‌شرقى سيبرى به‌عمل آمده و هم‌اکنون هم اسکيموهائى در منطقه مذکور زندگى مى‌کنند، پس از بررسى‌هاى زيادى که بر روى ابزار کار آنها صورت گرفته و همچنين بعضى اسناد که از اعتقادات مذهبى و جشن‌هاى آنها به‌دست آمده است دانشمندان مذکور به اين نتيجه رسيده‌اند که آداب و رسوم و ابزار کار اسکيموهاى شمال‌شرق سيبرى و اسکيموهاى آلاسکا و مناطق شمال آمريکا از ”يک نوع نژادي“ بين آنها حکايت مى‌کند و بر همين اساس معتقد گرديدند که منشاء اصلى اسکيموها در سيبرى بوده است (”قسمت زندگى در عرض‌هاى بالاى جغرافيائي“، The Poles، page 133).


امروزه تعداد اسکيموها را حدود ۴۰،۰۰۰ نفر مى‌دانند که حدود نيمى از آنها در آلاسکا و حدود (دو پنجم) آنها ساکن جزيره گريلند و بقيه در جزاير مسکونى شمال کانادا و (عده کمى در) سيبرى سکونت دارند.