کشاورزى خانوار

سطح زير کشت مطلق خانوارهاى مناطق غربي، به‌مراتب بيش از زمين‌هاى زير کشت خانوارهاى مناطق شرقى است و اين اختلاف بيشتر در زمين‌هاى ديمى است در صورتى‌که در زمين‌هاى آبى تقريباً اختلافى ديده نمى‌شود. صرف‌نظر از زمين‌هاى زير کشت آبى و ديمى کشت غالب خانوارهاى هر دو منطقه کشت گندم و جو است که بيش از ۸۰% کل زمين‌هاى خانوار در سال‌هاى مورد مطالعه بدان اختصاص داشته است.

زمين‌هاى زير کشت ساليانه خانوار به تفکيک زمين‌هاى آبى و ديمى (واحد سطح هکتار)

موضوع مناطق شرقى مناطق غربى
زمين‌هاى زير کشت ساليانه خانوار
زمين‌هاى زير کشت ساليانه آبى
زمين‌هاى زير کشت ساليانه ديمى
۲/۸۳
-/۱
۱/۸۳
۳/۵۹
۰/۹۹
۲/۶
زير کشت گندم و جو خانوار
زير کشت گندم و جو آبى
زير کشت گندم و جو ديمى
۲/۴۵
۰/۸
۱/۶۵
۳/۰۲
۰/۶۱
۲/۴۱


جدول (زمين‌هاى زير کشت ساليانه خانوار به تفکيک زمين‌هاى آبى و ديمى ”واحد سطح هکتار“) حاکى از رونق کشت ديمى در غرب است، پراهميت‌ترين محصول چه در شرق و چه در غرب کشت گندم و جو است ولى به‌خاطر اختلاف شرايط اقليم دو منطقه کشت ديمى مناطق غربى هم از نظر کمى و هم از نظر کيفى به‌مراتب بر کشت مشابه مناطق شرقى فزونى دارد. ولى در مقابل محصولات آبى مناطق شرقى از نظر کيفى به‌خاطر به‌کار گرفتن تکنيک سنتى آبيارى و پيروى از نظام جمعى توليد زراعى داراى بازده بيشترى است.


با در نظر گرفتن وضع جغرافيائي، اقليم، مواظبت از قنوات و منابع آبدهي، نياز به نيروى آبياران، سيستم کرت‌بندى و پراکندگى روستاهاى مناطق شرقى نسبت به مناطق غربى نتيجه مى‌گيريم که در شرايط مساوى مناطق شرقى به مراتب به نيروى کار زيادترى نيازمند هستند و همين نياز به‌کار و فعاليت عمقى زراعى به‌خصوص زراعت آبى است که زارع شرقى را متخصص آبيارى و بهره‌ورى از زمين در حد قابل تحسين خود نموده است.


اگرچه زارعين مناطق شرقى در کشت و برداشت محصولات سنتى آبى موفق‌تر از غربند ولى به‌خاطر کوشش‌هاى عمقى و پيروى از کشت جمعى سنتى در مجموع هم موفق‌تر هستند زيرا:


براساس آمارهاى سال‌هاى ۱۳۳۹، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۵۲، ۱۳۵۳، ۱۳۵۴ و ۱۳۶۱ که مرکز آمار ايران از نتايج آمارگيرى کشاورزى کل کشور منتشر نموده است. معدل برداشت گندم و جو ديمى و آبى خانوارهاى ساکن شرق در زمين‌هاى متعلق به خانوار ۱۷۳۰ تا ۱۷۶۲ کيلو و اين رقم براى خانوارهاى ساکن منطقه غربى ۱۹۳۲ تا ۱۹۹۳ کيلوگرم در سال است ولى اگر اندازه زمين خانوار هر منطقه را در نظر بگيريم، جدول (مقايسه برداشت متوسط ساليانه خانوارها به تفکيک مناطق شرقى و غربى ”سطح زير کشت هکتار، برداشت کيلو“) گوياى اين واقعيت است که ساکنين شرق در مورد کشاورزى در مجموع موفق‌تر از غرب هستند ولى به‌خاطر کمبود زمين زير کشت سالانه قادر نيستند برابر خانوارهاى منطقه غربى محصول کشاورزى داشته باشند، کمبود برداشت محصول ساکنين منطقه شرقى نسبت به غربى حدود ۱۱ درصد است که بايستى اين کمبود را در فعاليت‌هاى ديگر خانوار جبران نمايند.


مقايسه برداشت متوسط ساليانه خانوارها به تفکيک مناطق شرقى و غربى (سطح زير کشت هکتار، برداشت کيلو)

موضوع مناطق شرقى مناطق غربى
برداشت گندم و جو آبى و ديمى خانوار ۱۷۳۰ ۱۹۳۲
زمين زير کشت گندم و جو آبى و ديمى خانوار ۲/۴۵ ۳/۰۲
متوسط برداشت از هر هکتار (عملکر) ۷۰۶ ۶۴۰

دام خانوار

دامدارى توأم يا کشاورزي، سنتى است ديرين ولى مى‌دانيم که قسمت اعظم مراتع طبيعى و نباتات علوفه‌اى دستى ايران در مناطق غربى واقع شده است، عشاير و دامداران بزرگ ايران همه در مناطق غربى سکونت دارند و فرآورده‌هاى دامى مناطق غربى ايران بسيار مشهور هستند و بنابراين در مقايسه به‌نظر مى‌رسد که سرانه دام خانوار مناطق غربى به مراتب بر مناطق شرقى فزونى دارد ولى ارقام چنين نظريه‌اى را تأييد نمى‌نمايد (جدول متوسط دام خانوار به تفکيک مناطق شرقى و غربي).

متوسط دام خانوار به‌تفکيک مناطق شرقى و غربى

نوع دام مناطق شرقى مناطق غربى
گوسفند (نر، ماده، بره)
بز (نر، ماده، بزغاله)
۹،۰۸۷،۰۰۰
۷،۳۱۲،۰۰۰
۱۵،۲۱۳،۰۰۰
۶،۶۳۸،۰۰۰
جمع
خانوار روستائى
۱۶،۳۹۹،۰۰۰
۱،۶۰۷،۰۰۰
۲۱،۸۵۱،۰۰۰
۱،۹۷۱،۰۰۰
متوسط دام خانوار
۱۰ ۱۱


اگر کليه دام موجود (گوسفند و بز) هر دو منطقه را به‌نسبت خانوارهاى روستائى همان مناطق بسنجيم، متوسط دام خانوارهاى مناطق شرقى حدود ۱۰ رأس و براى خانوارهاى غربى حدود ۱۱ رأس است.


اگر توليد کشاورزى دو منطقه را مقايسه نمائيم، خانوارهاى ساکن شرق حدود ۱۱ درصد کمتر از خانوارهاى ساکن غرب توليد کشت سنتى دارند و اين کمبود نسبى را بايستى در بخش ديگرى جبران نمايند.


از نظر دامى خانوارهاى روستائى غرب به‌خاطر چراگاه‌هاى بهترى که طبيعت در اختيار آنها قرار داده است حدود ۹ درصد موفق‌تر از سکنه روستانشين شرق هستند (جدول متوسط دام خانوار به تفکيک مناطق شرقى و غربي).


اين است که ساکنين منطقه شرقى کمبود بخش کشاورزى و دامى خود را که در مجموع به‌حدود (۱۱ درصد + ۹ درصد) مى‌رسد در طول تاريخ در صنايع قالى‌بافى جبران نموده‌اند و همين صنعت است که در اين منطقه به اوج شهرت خود رسيده است و کمبود درآمد حاصل از کشاورزى و دامدارى را جبران مى‌نمايد.


قالى و قاليچه قم، کاشان، اصفهان، نائين، مشهد، کرمان و ترکمن به‌حد کمال شهرت دارند و زينت‌بخش موزه‌هاى فراوانى در سراسر دنيا مى‌باشند و کتاب‌هاى فراوانى درباره آن به رشته تحرير درآمده است در صورتى‌که براى مناطق غربى چنين شهرتى در اين سطح وجود ندارد و بيشتر جنبه کمى آنها مطرح است نه مشخصات کيفي.