شکل‌هاى مختلف معيشتى و اصولاً محيط‌هاى مختلف طبيعى که باعث ايجاد اختلاف زندگى انسانى مى‌گردند نتيجه عوامل جغرافيائى متعددى است که مهم‌ترين آنها عبارتند از:

ارتفاع از سطح دريا

بيشتر شهرها و فعاليت انسان‌ها در جلگه‌ها متمرکز است زيرا زندگى در کوهستان دشوارى‌هائى دارد که اين دشوارى‌ها در جلگه مشاهده نمى‌شود. تسهيلات و تهيه مسکن در جلگه به‌مراتب سهل‌تر از کوهستان است وانگهى هوا در روى کوهستان به‌مراتب سردتر از جلگه است چون اگر تابش خورشيد در مدت معينى به منطقه‌اى بتابد، سطح افقى زمين بيشتر گرما به خود مى‌گيرد تا سطح ناهماهنگ کوهستان، به مفهوم ديگر:


اگر سطح افقى جلگه را به‌صورت خط مستقيمى در نظر بگيريم و اندازه همين خط را در سطح افقى کوهستان مورد مطالعه قرار دهيم، به اين نتيجه مى‌رسيم که طول خط در سطح کوهستان به‌مراتب بزرگ‌تر از طول خط در سطح جلگه است يعني:


اگر طول خط AB را ۰ کيلومتر در سطح افقى جلگه در نظر بگيريم و همين اندازه را در کوهستان مورد مطالعه قرار دهيم، به اين نتيجه مى‌رسيم که خط ´A´B در سطح افقى زير کوهستان اندازه آن برابر با ۰ کيلومتر و با خط AB برابر است ولى در سطح کوهستان مشاهده مى‌شود که طول خط ´A´CB به‌مراتب بزرگ‌تر از طول خط AB است و تقريباً به حدود ۶ تا ۷ کيلومتر مى‌رسد.



حال تابش اشعه خورشيد را در دو سطح افقى جلگه و ناهموار کوهستان در نظر بگيرند که اين تابش در مدت معينى به دو سطح فوق‌الذکر بتابد، مقدار گرما بايستى به داخل پوسته اين دو سطح نفوذ کند تا در سطح دو منطقه گرما ايجاد نمايد ولى در طول دو سطح سطح کوهستان بزرگ‌تر از سطح جلگه است (۰ کيلومتر ≠ ≠ AB ۷> کيلومتر ≠ ≠ ´A´CB). سطح کوهستان همان گرمائى را مى‌گيرد که سطح جلگه، اين مقدار گرما سطح جلگه را بيشتر از سطح کوهستان گرم مى‌کند چه حرارت در سطح کوهستان به سطح بيشترى پخش مى‌شود و کمتر به زمين نفوذ مى‌نمايد ولى در جلگه در سطح کمتر و محدودترى پخش مى‌شود و بيشتر به زمين نفوذ مى‌نمايد. تحت اين شرايط سطح کوهستان سردتر از سطح جلگه باقى مى‌ماند و به مناسبت اين سرما است که انسان‌هاى کمترى نسبت به جلگه در کوهستان ساکن مى‌شوند.


هر چه کوهستان مرتفع‌تر باشد سردتر و از نظر انسانى کمتر مورد استفاده است مثلاً انسان‌ها بيشتر در ارتفاعات البرز و زاگرس سکونت دارند يا در جلگه‌هاى پاى کوه مانند شهرهاى دامنه اين کوه‌ها؟ البته در شهرهاى دامنه‌اى و جلگه‌اي.


نتيجه اينکه ارتفاع از سطح دريا باعث ايجاد جلگه و کوهستان مى‌گردد و اين جلگه و کوهستان است که اختلاف معيشت را براى انسان‌ها به‌وجود مى‌آورد.

آب‌وهوا

آب‌وهوا در شکل زندگى انسان سخت مؤثر است، درجه حرارت، وجود بارندگي، وزش باد و يخبندان از جمله عواملى هستند که زندگى انسان را تحت‌تأثير قرار مى‌دهند. هنگام بارندگى در جلگه‌هاى پست بارندگى و بيشتر نزولات آسمانى به‌صورت باران مشاهده مى‌شود ولى به مناسبت سرماى کوهستان باران تبديل به برف مى‌گردد و در نتيجه شرايط مشکل‌ترى را براى زندگى ايجاد مى‌نمايد.


در صورت باريدن باران در سطح کوهستان سيلاب ايجاد مى‌شود چه از طرفى به واسطه سنگى بودن سطح کوهستان باران به داخل پوسته نفوذ نکرده و از طرف ديگر به مناسبت شيب زياد کوهستان سيلاب‌ها به سمت دامنه کوه به حرکت آمده دسترنج انسان‌هاى مقيم کوهستان را دچار خطر نموده و يا به‌کلى نابود مى‌نمايد در صورتى‌که انسان‌هاى ساکن جلگه‌ها قادر هستند با ايجاد سيل‌بندها جلوى سيل‌ها را سد نموده و مسير آنها را منحرف و آب‌هاى کوهستان را مهار نمايند.


در جلگه‌ها وجود گرماى نسبي، مقدارى از يخ و برف را آب کرده از بين مى‌برد ولى در کوهستان وجود سرما مانع سرعت آب شدن يخ و برف مى‌گردد و در نتيجه يخ و برف کوهستان انباشته شده و زندگى انسان‌هاى کوهستان را مشکل مى‌نمايد در صورتى‌که در جلگه شرايط زندگى به اين شکل ديده نمى‌شود. اين شيوه زندگى ساکنين کوهستان را مجبور مى‌نمايد که به واسطه عدم تحمل شرايط زيستى زمستانه کوهستان را ترک کرده به نقاط گرم جلگه‌اى رو آورند که در نتيجه شکل زندگى کوچ‌نشينى را به‌وجود مى‌آورند، نتيجه اينکه آب‌وهوا بين زندگى در جلگه و کوهستان ناهماهنگى ايجاد نموده و اختلاف معيشت به‌وجود مى‌آورد.

شيب زمين

سطح زمين داراى پديده‌هاى مختلف جغرافيائى است، اين پديده‌ها عبارتند از: تپه، ماهور، چاله، کوه و ... اين پديده‌هاى جغرافيائى باعث شيب‌دار شدن سطح زمين مى‌گردند، جريان آب‌هاى سطح زمين توسط اين شيب‌ها به‌حرکت درمى‌آيند ولى اگر جلگه و کوهستان را به‌نظر آوريم، مشاهده مى‌کنيم که کوهستان شيب زيادى نسبت به جلگه دارد. زندگى در نقاط شيب‌دار به‌مراتب مشکل‌تر از زندگى در نقاط جلگه‌اى است. در روى زمين شيب‌دار کوهستان خاک و زمين کافى وجود ندارد، از اين‌رو شيوه کشاورزى آن با کشاورزى جلگه‌اى اختلاف زيادى دارد. زمين‌هاى زير کشت کوهستان داراى قطعاتى کوچک، پله‌پله‌اى و منحصر به منطقه محدودى است که هميشه در معرض خطر طبيعت قرار دارند، تازه اين کشت محدود هم در همه جاى کوهستان امکان‌پذير نيست زيرا وجود شيب ملايم و يا هموار سطح زمين، خاک و آب از شرايط اصلى و بنيادى آن به‌شمار مى‌رود. راه‌هاى کوهستانى به‌مراتب مشکل‌تر از راه‌هاى جلگه‌اى است. ساختن راه‌هاى کوهستانى هزينه بسيار سنگينى را نسبت به ساختن راه‌هاى جلگه‌اى دربردارد، روى همين اصل است که هنگام راهسازى سعى مى‌شود که مسير راه‌ها را از جلگه عبور دهند.