هدف نظامى جنگ پيروزرى از راه به‌کار بردن خشونت است و هدف سياسى آن تأمين امنيت ملى با بهره‌گيرى از فرصت‌هائى است که از راه عمليات نظامى و با تفوق بر دشمن بتوان به موفقيت‌هاى سياسى چه به‌صورت مستقيم و چه غير مستقيم دست يافت. درست است که جنگ حربه‌اى براى اِعمال نفوذ است، ولى پيش از شروع به جنگ بايد اشکال مختلف فعاليت‌هاى سياسي، اقتصادى و ايدئولوژى را بياموزيم و چنانچه به نتيجه مطلوب نرسيديم، به جنگ مبادرت ورزيم. امروزه ديگر مانند گذشته دولت‌ها نمى‌‌توانند براى رسيدن به اهداف خود صرفاً به اين حربه متوسل شوند؛ زيرا با پيشرفت فنّاوري، پيچيدگى وضع تجارت و اقتصاد و پيدايش سلاح‌هاى بالستيک قاره‌پيما چهره جنگ تغيير کرده و بسيار پيچيده شده است؛ بنابراين براى شروع به جنگ بسيارى از مسائل را بايد تجزيه و تحليل کرد. برخى از صاحب‌نظران به گفته کلوزويتس استناد مى‌کنند که جنگ هم يک راهکار سياسى است ولى بايد گفت که هدف کلوزويتس اين نبوده است که فوراً جنگ را آغاز کنيم؛ درست است که جنگ يک راهکار سياسى است اما اين راهکار آخرين مرحله است و پيش از آن امکان دست زدن به اقدامات بسيارى هست که از طريق آنها بدون مبادرت به جنگ مى‌توان به هدف جنگى دست يافت.


به جرأت مى‌توان گفت که اگر حکومتى نتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند و بخواهد براى رسيدن به اين اهداف جنگ را توجيه کند، اين امر از ضعف او ناشى مى‌شود؛ زيرا امروزه برخى از کشورها براى سرپوش نهادن به مشکلات داخلى و خارجى خود سعى بر اين دارند که با انتقال پاره‌اى از مشکلات خود به ديگر سرزمين‌ها تا حدى جلو بحران را بگيرند؛ ولى چنين رويه‌اى مانع ايجاد بحران نمى‌شود و تنها زمينه بروز جنگ را فراهم خواهد کرد و به تجربه ثابت شده است که تقريباً هيچ جنگى به‌خصوص جنگ‌هاى منطقه‌اى برنده واقعى نخواهد داشت و نتيجه آن دور شدن از اهداف ملى است.