اين شاخص در ساده‌ترين شکل خود از طريق شمارش تعداد خطوط ارتباطى مستقيم ميان دو گره ارتباطى متناظر قابل ارزيابى است (جدول ماتريس و نقشه‌ فرضى مربوط به ارتباط ميان نقاط). در جدول مزبور عدد يک وجود ارتباط مستقيم و عدد صفر عدم آن را گوشزد مى‌کند. ويلر و مولر جهت محاسبه حداقل و حداکثر ميزان ارتباط ميان گره‌هاى ارتباطى استفاده از رابطه زير را توصيه مى‌کنند:


N (N -1/2) = حداکثر ارتباط
N - 1   = حداقل ارتباط
N      = تعداد گره‌هاى ارتباطى موجود

جدول ماتريس و نقشه فرضى مربوط به ارتباط ميان نقاط


به اين ترتيب در يک شبکه متشکل از نه گره ارتباطي، حداکثر ارتباطات و يا تعداد وکتورهاى ممکن ۳۶ و حداقل آن ۸ است. چنانچه در اين شبکه فرضى تعداد وکتورهاى موجود تنها ۱۱ عدد باشند در اين صورت جهت محاسبهٔ درصد پيوستگى و ارتباطات شبکهٔ مورد نظر مراحل زير دنبال مى‌شود:


- محاسبه نسبت ميان حداکثر وکتورها و تعداد وکتورهاى موجود (۲۷/۳=۱۱ / ۳۶)

- محاسبه نسبت ميان حداکثر وکتورها به حداقل وکتورها (۵/۴ =۸/ ۳۶)

- تعيين نسبت ميان دو نسبت ذکر شده (۵/۴ / ۲۷/۳)

- تفاضل اين نسبت از عدد يک ۲۷/۰=(۵/۴ / ۲۷/۳) -۱

- محاسبه درصد پيوستگى و ارتباط (۱۰۰ × ۲۷/۰)


مطالعه دربارهٔ ساختار فضائى شبکه حمل و نقل راه‌آهن در ايرا با دارا بودن ۲۰گره ارتباطي، وجود پيوستگى و ارتباط به ميزان ده درصد را تأييد مى‌کند. بديهى است که ميزان ارتباط ميان نقاط و يا گره‌هاى ارتباطى موجود در يک شبکه با رشد اقتصادى کشورها مرتبط است.