اهميت صنايع کارخانه‌اى در آمريکاى شمالى چه به لحاظ نيروى کار و چه از نظر درآمد ملى به‌صورت پيوسته‌اى در حال افول مى‌باشد. در سال ۲۵،۱۹۶۵ درصد از نيروى انسانى صنايع کارخانه‌اي، نزديک به ۳۰ درصد از توليد ناخالص ملى را ايجاد کرد. در دههٔ ۱۹۸۰، اشتغال صنايع کارخانه‌اى کاهش يافت و به حدود ۲۰ درصد رسيد به‌طورى که صنعت تنها فقط در يک پنجم توليد ناخالص ملى ناحيه‌اى آمريکاى شمالى نقش داشت.


اگرچه به‌طور عمده توزيع صنايع کارخانه‌اى از الگوى شهرنشينى پيروى مى‌کند ولى به‌صورت متجانس و همگن نيست. تجمع و تمرکز غالب و اوليه آن در شمال شرق ايالت متحده و بخش‌هاى مجاور در جنوب شرقى کانادا و يا به تعبير ديگر کمربند صنايع کارخانه‌اى آمريکاى شمالى است. اين کمربند از درهٔ سنت لارنس (St. lawrence) واقع در شمال به سمت دره اوهايو و سپس از سواحل آتلانتيک به طرف غرب تا آن سوى رودخانهٔ مى‌سى‌سى‌پى گسترش يافته است (نقشه بخش‌هاى صنايع کارخانه‌اى در آمريکاى شمالي).


بخش‌هاى صنايع کارخانه‌اى در آمريکاى شمالي
بخش‌هاى صنايع کارخانه‌اى در آمريکاى شمالي

مساحت زير پوشش کمربند صنعتى آمريکا تنها ۵ درصد از اراضى آمريکاى شمالى را اشغال کرده است ولى اکثريت جمعيت شهرنشين قاره را در برمى‌گيرد. اين منطقه همچنين متراکم‌ترين و متکامل‌ترين شبکه حمل و نقل، بيشترين ميزان تأسيسات صنعتى و سنگين‌ترين صنايع را دارد. به همان ميزان از غنى‌ترين اراضى کشاورزى نيز برخوردار است. اين عوامل در چارچوب اثرات متقابل با يکديگر در ارتباط با تاريخ گذشته و حال صنعت مطرح بوده است. صنايع کارخانه‌اى آمريکاى شمالى (ريسندگى و بافندگى و ذوب فلز) ابتدا در قرن ۱۹ در شمال نيوانگلند با استفاده از نيروى آب و به‌منظور قطع وابستگى آمريکاى شمالى و کانادا از اروپا (به‌خصوص از انگليس) شکل گرفت. سواحل شرقى آمريکا هنوز هم در زمره مهمترين توليدکنندهٔ کالاهاى مصرفي، صنايع سبک و فرآورده‌هاى با تکنيک برتر با اتکا بر بازار و مهارت‌هاى نيروى کار محسوب مى‌شود. تجمع اين دو نهاد (بازار و نيروى کار متخصص) در مگاپليس، مين، نرفلک ويرجينيا (Maine - Norfolk - Virgnia Megapolis) به طول ۶۰۰ مايل است که از طويل‌ترين، عظيم‌ترين و پرجمعيت‌ترين زنجيرهٔ متروپليتن‌هاى جهانى محسوب مى‌شود. تمرکز مصرف‌کنندگان در اين ناحيه موجب جذب صنايع بازارگراى متعددى شده است.


قلب کمربند صنايع کارخانه‌اى آمريکاى شمالى در حقيقت از آپالاش در بخش داخلى قاره شروع و به سمت دره رودخانه اوهايو و شعبه‌هاى آن در طول سواحل درياچه‌هاى پنج‌گانه امتداد يافته است. رودخانه‌ها و درياچه‌هاى پنج‌گانه همراه با کانال‌هاى ساخته شده در سراسر بخش شرقى ميدلوست (Middle west) ايالت متحده در طى دههٔ ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ مهم‌ترين شبکه و شريان ارتباطى اين ناحيه بوده است. احداث شبکه راه‌آهن در دههٔ ۱۸۵۰، امکان جابه‌جائى مواد اوليه کشاورزى و صنعتى و اتصال مراکز شهرى رو به رشد و واحدهاى توليدى صنعتى داخلى را با بخش‌هاى توسعه يافته شرق کشور و بخش‌هاى در حال توسعه غرب فراهم آورد. کمربند صنعتى آمريکا عليرغم وجود داده‌هائى مثل آنتراسيت، زغال‌سنگ، زغال‌هاى حرارتي، فلزات، منابع جنگلى و اراضى غنى کشاورزى کم‌کم دستخوش تغييراتى نيز شده است. بخشى از کمربند صنعتى آمريکا به‌دليل انحطاط و افول صنايع فلزي، با کارخانه‌هاى کارآمدتر، ارزان‌تر و به لحاظ تکنيکى پيشرفته‌تر نمى‌توانند رقابت کنند و زنگ و غبار (Rust Belt) گرفته‌اند. تحليل رفتن منابع، افزايش قيمت سود، هزينه‌هاى مربوط به کنترل آلودگى آب و هوا و محدوديت‌هاى مربوط به آن و هزينه‌هاى مستقيم و غيرمستقيم نيروى کار، از عوامل مؤثر در اين تغيير محسوب مى‌شوند.


اين تغيير مشمول کمربند صنعتى در قسمت کانادا نيز گرديد. به‌طورى که کمربند صنعتى انتاريو به سمت غرب به طرف ويندسور (Windsor) کشيده شد.


تا حدود دههٔ ۱۹۶۰، کمربند صنعتى در برگيرندهٔ رقمى بين نصف تا دوسوم صنايع آمريکاى شمالى بوده است. در دههٔ ۱۹۸۰ اين سهم به ۴۰ درصد کاهش يافت. موقعيت صنايع کارخانه‌اى در آمريکاى شمالى نزول کرد و صنايع به پيروى از جابه‌جائى ملى جمعيت، مجبور به تغيير مکان گرديدند.