صنايع کوچک به‌دليل تکيه بر داده‌ها و منابع محلي، ماهيت کاربر و نياز به فن‌آورى ساده، مناسب‌ترين گزينه صنعتى محسوب مى‌شود. بنابراين گسترش آنها نقش مؤثرى را در توسعه اين شورها ايفاء مى‌کند.


در کشورهاى جهان سوم، سهم اشتغال در صنايع کوچک بالغ بر ۷۵ ميليون نفر (دو برابر شاغلين در صنايع کارخانه‌اى رسمي) است (Ibid. P.90).


بنابراين طبق معيارهاى سيرز با توجه به ظرفيت اشتغال‌زائى آنها از يک سو و گسترش بيکارى در اين کشورها از ديگر سو، از مهمترين ارکان توسعه به حساب مى‌آيند. صنايع کوچک از ديد استقرار جغرافيائى به صنايع کوچک روستائى و صنايع کوچک غيررسمى شهرى تقسيم مى‌شوند.


صنايع کوچک روستائى مشتمل بر صنايعى هستند که در نواحى کاملاً روستائى استقرار يافته‌اند و تنها از مواد اوليه محلى موجود در روستا استفاده مى‌کنند (صنعت ساخت اتاق‌هاى چوبى ساحلي)(1).


1 . D.B Freeman and G.B Norcliffe "National and Regional Patterns of Rural Nonfarm Emploment in kenye Geography 69. 1984. PP.221-33.


اين صنايع همچنين با فعاليت‌هاى جمع‌آورندگان و چراگران ابتدائي، ساختمان، خرده‌فروشى و خدمات شخصى نيز مرتبط هستند. صنايع روستائى در کل به پنج گروه اصلي: صنايع استخراجى و فرآيندسازي، صنايع توليدات سلولزي، صنايع فرآورده‌هاى چرمى و پوشاک، صنايع چوبي، صنايع فلزى و صنايع تجهيزاتى و حمل و نقل تقسيم مى‌شوند. ترکيب اين صنايع، وجود يا عدم وجود آن در روستاهاى گوناگون با يکديگر متفاوت است. دسترسى به منابع محلي، فرهنگ روستا و نزديکى به شهرهاى بزرگ از مهمترين عوامل مؤثر در ترکيب و تلفيق صنايع روستائى به‌حساب مى‌آيند. استقرار اين‌گونه صنايع خصوصاً صنعت منبت‌کارى در قبيله کامبا (Kamba) و يا ساخت ادوات فلزى توسط قبيله بُرانا (Borana) در کنيا به‌دليل استفاده از مواد اوليه محلى قابل توجيه است و اثرات مثبتى نيز برجا گذشته است.


صنايع غيررسمى شهرى از اهميت خاصى برخوردار هستند. بيش از نيمى از کل اشتغال در شهرهائى مثل بمبئي، جاکارتا، ليما در بخش صنايع غيررسمى متمرکز است. در درون اين بخش غيررسمي، صنعت، حمل و نقل و ساختمان بر روى هم ۲۰ درصد از شاغلين را به خود اختصاص مى‌دهند. در رديف اين صنايع، صنعت استخراج و فرآيندسازى وجود ندارد، ولى صنايع فلزي، نجاري، خياطى و تعميرات از جمله صنايع قابل ذکر هستند(2).


2 . L.R. Peattie "Anthropological Perspectives on the concepts of dualism The Informal sector and marginality in developing urban economies" International Regional Sciencce Review 5. 1980. PP.1-31.


اين بخش از صنعت نقش مهمى در فرآيند مهاجرت از روستا به شهر دارد. زيرا که، در غالب شهرهاى جهان سوم، ميزان افزايش جمعيت به مراتب فراتر از نرخ افزايش فرصت‌هاى شغلى در بخش رسمى است. بدين ترتيب باقى افراد در فرصت‌هاى شغلى بخش غيررسمى جذب مى‌شوند و يا جزء بيکاران قرار مى‌گيرند. نيروى کار در نايروبى در مجموع بين سال‌هاى ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۴ سالانه ۱/۹ رشد کرده که از اين مقدار ۲/۳ متعلق به بخش رسمى است و بخش غيررسمى رشد سالانه‌اى معادل ۲۸ درصد داشته است.

ويژگى‌هاى صنايع کوچک

صنايع کوچک متناسب با منافع و احتياجات کشورهاى جهان سوم رشد يافته و تا اندازه‌اى با صنايع بزرگ رقابت مى‌کنند. اداره کار بين‌الملل (ILO - International labor - organization) هفت ويژگى عمده را در مورد صنايع کوچک به‌شرح زير مدنظر قرار داده است.


- صنايع کوچک معمولاً به طريق خانوادگى اداره مى‌شوند به‌طورى که قراردادهاى شغلى بين اعضاء يک خانوار منعقد مى‌شود.


- اين واحدها در مواردى به لحاظ اندازه و متوسط نيروى کار، بسيار کوچک هستند. نزديک به دوسوم صنايع کوچک کنيا را تنها يک فرد اداره مى‌کند. متوسط نيروى کار شاغل آنها ۸/۱ نفر است. ملزومات، نهاده‌ها، تأسيسات، حجم فروش و ميزان موجودى کالا نيز در اين واحدها اندک است.


- صنايع کوچک به‌طور عمده از صنايع کار بر تشکيل شده‌اند. فن‌آورى مورد استفاده در آنها از نوع متوسط است. ميزان سرمايه‌ٔ اين واحدها اندک بوده، ولى در مواردى نيز دامنهٔ تغييرات بين ۵ تا ۱۰۰ پوند در نوسان است.


- اغلب مهارت‌هاى مورد نياز در صنايع مزبور در سيستم توليد، نسل اندر نسل انتقال مى‌يابد که به ترتيب مراحل پادوئي، شاگردي، و استادکارى را طى مى‌کنند. براساس همه‌پرسى در کنيا بيش از ۹۰ درصد شاغلين ضمن کار مهارت مى‌بينند.


- صنايع کوچک در مقايسه با صنايع بزرگ از منابع کشاورزي، جنگلى و دريائى به نحو بهترى استفاده مى‌کنند. فرآيندسازى و بازيافت مجدد کالاها (تعمير لباس‌هاى دست دوم) و سفارش ساخت مبلمان در ميان صنايع کوچک رواج دارد.


- به‌دليل نياز به سرمايهٔ اندک به سهولت قابل احداث است. به‌علاوه ايجاد اين‌گونه صنايع پاسخ محکمى به فقر، ايجاد فرصت‌هاى شغلى و افزايش درآمد خانوار و در حقيقت تحقق معيارهاى توسعه سيرز تلقى مى‌شود.


- توليدکنندگان صنايع کوچک اکثراً با صنايع بزرگ رقابت مى‌کنند(1).


1 . International Labor offiec. Employment Incomes and Equality A strategy for increasing productive Employment In Kenya.I.I.Q. Geneva. 1972.


به‌طور خلاصه صنايع کوچک به‌دليل ايجاد فرصت‌هاى شغلى زياد به‌ويژه براى اقشار کم درآمد جامعه و خوداتکائى نقش مؤثرى را در فرآيند توسعه کشورهاى جهان سوم ايفاء مى‌کنند. در اين زمينه دولت بايد به تغيير در سياست و برنامه‌هاى عمرانى خود مبنى بر توسعه روستائى و تجديد نظر دربارهٔ مالکيت‌هاى بزرگ و افزايش قيمت فرآورده‌هاى کشاورزى توجه کند. در نقطه مقابل، نقش مرکزى و محورى شرکت‌هاى چند مليتى عليرغم سود سرشار و قابليت انعطاف‌پذيرى آنها در فرآيند توسعه کشورهاى جهان سوم مورد ترديد است. چراکه به اعتقاد ساش (Sachs) توسعه ناشى از شرکت‌هاى چند مليتى توسعه بيمارگونه (Maldevelopment)، تلقى مى‌شود(2).


2 . I. sachs a Development maldevelopment and Industrialisation of Third world countries Development and change 10. 9179. PP. 635-46.


توسعه معقول و بهينه در شرايطى حاصل مى‌شود که بتوان محتواى فرآيند صنعتى شدن را در زمينهٔ خوداتکائى و برمبناى احتياجات و در پاسخ به نيازهاى يک کشور، هدايت کرد. همچنين توسعه متوازن بوم‌شناختي، تعادل بهينه ميان شهر و روستا و صنعت و کشاورزى حفظ شود.