تحولات فن‌آورى جوامع، نحوهٔ جايگزينى و ميزان جابه‌جائى عوامل توليد، پذيرش پديدهٔ ماند صنعتى ”مقياس و سازماندهى واحدهاى توليد صنعتي، معادلات مربوط به متغيرهاى سنتى مکان‌يابى را برهم زده است. به‌طورى که تفکيک صنايع تنها به گروه‌هاى صنايع بازارگرا، مادهٔ اوليه‌گرا (Row - material oriented) سوخت‌گرا، و کاربر در چارچوب نظريه‌هاى قديمى چندان کافى به‌نظر نمى‌آيد.


پيشرفت فن‌آورى توليد از طريق تغيير در طبيعت و حجم داده‌ها، جايگزينى منبع تأمين انرژى و نحوهٔ انتقال آن، تعادل ميان نيروى کار و ماشين‌آلات و مقياس و ظرفيت توليد، مکان‌يابى صنعتى را تحت تأثير قرار داده به‌طورى که با پيشرفت‌هاى فن‌آورى در دهه‌هاى اخير محدوديت‌هاى امر مکان گزينى صنعتى به‌تدريج کاهش يافته و از چارچوب سنتى خود خارج گرديده است.


پيشرفت‌هاى فن‌آورى همچنين لزوم تغييراتى را در سازماندهى صنايع خصوصاً در ارتباط با واحدهاى صنعتى بزرگ ايجاب نمود. تصميم‌گيرى‌هاى مکان‌يابى به‌ويژه در موارد احداث شعبه جديد و يا در واحدهاى توليدى صنعتى بزرگ به عوض آنکه تحت‌تأثير مستقيم مجريان واحد توليد صنعتى باشد، توسط تکنواستراکچر (Techno - stracture) متأثر از سطوح عالى مديريت و برخوردار از مهارت‌هاى تکنيکي، علمى و تجارى اتخاذ مى‌گردد (J.K. Galbraith The new Industrial state. Houghton Mifflin 1967).


همچنين امروزه پيشرفت فن‌آورى ارتباطات و امر محاسبه و اطلاع‌رسانى نه تنها اهميت جدائى فيزيکى واحدهاى توليد صنعتى را مورد ترديد قرار داده است. بلکه امکان استفاده از آدمک‌هاى آهنى را در مشاغل سخت فراهم ساخته است. مکان گزينى صنايع رايانه‌اى با توجه به اهميت نيروى کار متخصص در آن بيش از آنکه تحت تأثير هزينه‌هاى حمل و نقل قرار گيرد از پيشرفت فن‌آورى مخابرات متأثر است اين‌گونه صنايع باتوجه به ضرورت تبادل اطلاعات و سهولت در امر خدمات رسانى و نياز به تجهيزات بسيار سرمايه بر بيشتر به استقرار جمعى متمايل هستند.


صنايع رايانه‌اى به‌طور عمده در نواحى که از شرايط زيستى بسيار مطلوب برخوردار هستند استقرار مى‌يابند (مکان‌گزينى اين صنايع در درهٔ سيلى کان (Sillican valley) کاليفرنيا) بدين‌سان، مطلوبيت آب و هوائى و برخوردارى از شرايط زيستى و رفاهى در استقرار اين قبيل صنايع نقش اساسى ايفاء مى‌کنند.


همچنين کارکرد نظريه‌هاى قديمى مکان‌يابى صنعتى با توجه به تنوع محيط‌هاى گوناگون به لحاظ ثبات، قابليت پيش‌بينى و ريسک بايد مورد توجه قرار گيرد. امرى و تريست (Emery & Trist 1965)، امر مکان‌يابى را با توجه به محيط‌هاى گوناگون، ميزان عدم اطمينان، ريسک و پيچيدگى شبکه مورد ملاحظه قرار دادند. با افزايش ميزان ريسک و عدم اطمينان و پيچيدگي، تصميم‌گيرندگان بايد به اطلاعات و آگاهى‌هاى بيشترى دست يابند و خود را براى پذيرش رقابت‌هاى بزرگ و راهبردهاى نو آماده کنند(1).


1. F.E. Emery & E.L Trist The causal Texture of organizational environment and Human Relation 18. 1965. PP. 21-31.


سرانجام در بررسى مسائل مکان‌يابى صنعتى نبايد از موقلهٔ ”ماند صنعتي“ نيز غافل ماند. در سطح کرهٔ زمين واحدها صنعتى معدودى وجود دارند که ابتدا تحت شرايط و ضوابط خاص تعيين موضع نموده‌اند، ولى در حال حاضر استقرار آنها هيچ‌گونه توجيه اقتصادى ندارد. اين قبيل واحدهاى صنعتى عليرغم وقوف به شرايط بهينه و مطلوب در ديگر مکان‌ها، تنها به دليل عملکرد پديدهٔ ماند صنعتى و پيوند با محيط و مشکلات انتقال سرمايه‌هاى ثابت و فيزيکي، هيچ‌گونه رغبتى به تغيير مکان ندارند.