سازماندهى هنر متحد ساختن افراد براى انجام کارى مشترک و تأمين ثمرهٔ بهتر از آن کار است. در ميان بهترين سازماندهان مى‌توان افرادى را مشاهده کرد که داراى خصايل مختلف و سرشت‌هاى گوناگون هستند (افراد آرام و تندمزاج، پرتحرک و کم‌تحرک، خوددار و کم‌تحمل). اما سازماندهان، صرف‌نظر از خصايل فردى خود، خصايل مشترکى نيز دارند که همانا عشق به کار و توانائى جلب افراد به خويش است. در آنها، عشق به کار، با خويشتن‌داري، تحمل، رأفت و نرمى نسبت به رفيقان همراه است. سازماندهان خوب افرادى هستند تيزهوش، داراى انديشهٔ خلاّق، اراده‌اى استوار، پشتکار، شجاعت و قاطعيت. يک سازمانده، به سهولت به مسائل پيچيده پى مى‌برد، همه کس و همه چيز را مدّنظر دارد، به موقع رفيقان را يارى مى‌رساند، آنها را تشويق مى‌کند، در آنان اعتماد به موقعيت و علاقهٔ به کار به‌وجود مى‌آورد. او فردى است معاشر، و مى‌تواند هم فرمان بدهد و هم فرمانبردارى کند، او هم آدمى است اصولى و هم انتقادپذير.


خصايص سازماندهى اکتسابى است و در شرايط مناسب مى‌توان آنها را در هر يک از کودکان پرورش داد. مؤثرترين وسيله براى پرورش اين خصايص در کودکان همان بازى‌هاى موضوع‌دار و نقش‌دار است که خردسالان به ابتکار خود ترتيب مى‌دهند.


معمولاً در بازى‌هاى دسته‌جمعى است که کودکان سازماندهى مشخصى مى‌گردند و با فعاليت آنها بازى به نحو درستى جريان مى‌يابد. يک سازمانده ماهر در عين‌حال بايد دوست خوبى باشد، اما ممکن است سازمانده فعالى را مشاهده کرد که دوست خوبى نباشد (خشونت کند، داد و فرياد به راه بياندازد، تحکم کند، جلو ابتکار ديگران را بگيرد، بخواهد که بالاتر از همه باشد و انتقاد رفيقان را تحمل نکند).


تنها آموزگاران تعليم‌ديده و باتجربه قادر هستند خصايص سازماندهى را در کودکانِ پيش از دبستانى پرورش دهند و اين کار از عهدهٔ هر مربى و آموزگارى بر نمى‌آيد. در عين‌حال پرورش اين خصايص در کودکان امروزى که اداره‌کنندگان فرداى کشور هستند امرى است لازم و ضروري. و از اينجا است که امر تربيت مربى و آموزگار به مثابه امرى حياتى در مقابل جامعهٔ ما قرار مى‌گيرد.


کودکى را مى‌توان سازمانده دانست که قادر باشد موضوع بازى را انتخاب کند، نظر رفيقان خود را به اين موضوع جلب کند، به پيشنهادات و نظرات آنها گوش دهد، نقش‌ها را برحسب امکانات و خواسته‌هاى هر يک تقسيم کند، محتواى بازى را برنامه‌ريزى کند، بازيچه‌هاى لازم را فراهم سازد و همراه با ديگران در رفع نواقص بکوشد. او پيوسته بر جريان بازى نظارت دارد، مسائل مورد اختلاف را همراه با ساير کودکان و بدون دخالت مربى به طرز منصفانه حل و فصل و نتايج بازى‌ها ارج مى‌گذارد و خواستار تبعيت از نظر اکثريت است و در عين‌حال انتقادپذير هم هست.


براى اينکه سازماندهى را به کودک بياموزيم، قبل از هر چيز بايد خصايص شخصيتى از قبيل شجاعت، فعّال بودن، استقلال طبع، آمادگ قبول مسئوليت، پيگيرى در کار و پشتکار را در وى پرورش دهيم. هرگاه آموزگار کودکان را از همان خردسالي، در حدود نيروى آنها، به حل مسائل سازماندهى در بازى عادت دهند، در گروه‌هاى ارشد کودکستانى و به‌ويژه در گروه آمادگي، سازماندهى کودکان در سطح بالا قرار خواهد داشت. اما اين کار آسان نيست و دشوارى‌هاى بسيار بر سر راه است. از جمله دشوارى‌ پرورش ايجادگرى در بازي، بالا بردن فرهنگِ بازى و نيز برطرف ساختن خصيصه‌هاى خودپرستى در برخى از کودکان کمروئى و بى‌اعتمادى به خود در برخى ديگر است. تعدادى از کودکان پيوسته مى‌کوشند در بازى‌ها از سازماندهان باشند و سايرين که قادر به مقاومت در مقابل آنها نيستند به داشتن نقش‌هاى درجهٔ دوم اکتفاء مى‌کنند. در اينجا کار صبورانه و زيرکانهٔ آموزگار لازم است تا به ابتکارات کودکان کمرو و آرام صدمه نرسد و عزت نفس آنان خدشه‌دار نگردد. آموزگار بايد امکانات رشد استعداد سازماندهى را در همهٔ کودکان فراهم سازد.


مى‌توان به‌طور مشروط سه مرحله براى رشد استعداد سازماندهى در کودکان کودکستانى معين کرد.


- مرحلهٔ اوّل (خردسالان): مربى با نشان دادن نمونه، بازى‌هاى انفرادى و بازى‌هاى دسته‌جمعى (دو نفره و سه نفره) را به کودکان ياد مى‌دهد.


- مرحلهٔ دوم (کودکان ميانسال و ارشد کودکستاني): مربى تشکيل بازى‌هاى دسته‌جمعى را به کودکان با ابتکار و فعال مى‌سپارد اما حتماً کار آنها را زير نظر مى‌گيرد و در صورت پيش آمدن دشوارى به آنها کمک مى‌کند و ضمناً کار کودکان فعال را سرمشق سايرين قرار مى‌دهد.


- مرحلهٔ سوم (گروه آمادگي): همهٔ کودکان در تشکيل بازى‌هاى دسته‌جمعى شرکت مى‌کنند. مربى ياد مى‌دهد که کودکان خود مستقلانه مسائل تشکيل بازى را حل و فصل کنند.


ضمناً در صورتى‌که آموزش سازماندهى از ابتدا به‌طور منظم انجام نگرفته باشد و استعداد سازماندهى حتى در کودکان شش - هفت ساله به ميزان کافى رشد نيافته باشد، در آن‌صورت مربى خود با شرکت در بازى‌ها اين قابليت را در آنان پرورش مى‌دهد.


همان‌طور که در بالا ذکر شد، از آغاز بايستى به کودک تشکيل بازى‌هاى انفرادى را آموخت زيرا بدون آن کودک قادر به سازماندهى بازى‌هاى دسته‌جمعى نخواهد بود. در ضمن بايد دانست که تشکيل بازى براى کودک امر پيچيده و دشوارى است. از اين‌رو آموزش سازماندهى را بايد از کارهاى ساده شروع کرد.


در گروه خردسالان مربى از بازى‌هاى بسيار ساده شروع مى‌کند (بيدار کردن عروسک، لباس پوشاندن، چاى دادن، درست کردن خانهٔ عروسک و غيره)، خودش هم در بازى شرکت کرده و کمک مى‌کند تا بازى درست جريان يابد و براى کودکان لذت‌بخش باشد.


در گروه‌هاى ميانه‌سال و ارشد کودکستانى قبل از آغاز بازى (مثلاً ”بيمارستان“ بازي، ”مدرسه“ بازي، ”پستخانه“ بازى و غيره) مربى با کودکان صحبت مى‌کند و اطمينان حاصل مى‌کند که آنان تشکيل بازى را خوب بلد هستند و مى‌دانند که مثلاً براى کار پزشک، پرستار، معلم، نامه‌رسان چه وسايلى لازم است و جاى نگاهدارى اين بازيچه‌ها کجا است. در اين صحبت‌ها تصورات کودکان از کار متخصصان گسترش مى‌يابد و بازى‌ها پربارتر مى‌شوند. خوب و به‌جا است گاهى پزشک‌ها، پرستارها، معلم‌ها، کارکنان پست، کارکنان کتابخانه‌ها و غيره از کودکستان ديدار کرده و از کار تحقيقى خود با زبانى ساده براى کودکان صحبت کنند، به‌ويژه، توضيح دهند که چرا در محلّ کار بايد نظم و ترتيب وجود داشته باشد.


مربى در ديدار با اولياء بايد به آنها توصيه کند که به تعريف‌ها و صحبت‌هاى فرزندان خود دربارهٔ بازى‌هاى کودکستانى توجه داشته باشند و ضمن تمجيد و تشويق آنها، اشيائى را که براى بازى مورد نياز آنها است در اختيار آنها بگذارند. بديهى است که مربى کودکان را به استفادهٔ مشترک از وسايل بازي، صرف‌نظر از آورنده و يا سازمان‌دهندهٔ آن عادت مى‌دهد، گاهى ميان دو کودک سر اجراء نقش واحدى اختلاف رخ مى‌دهد و يا کودکى را به سبب نياوردن بازيچه به بازى نمى‌گيرند. در اين موارد دخالت مربى ضرورى است.


وسايل بازى و بازيچه‌هائى که کودکان آورده و يا خود آنها ساخته‌اند روى ميز مخصوصى جاى داده مى‌شوند. کودکان همراه با مربى در مورد استفاده از آنها در بازى باهم مشورت کرده و محل مناسبى براى بازى انتخاب مى‌کنند. مربى تقسيم بازيچه‌ها و قرار دادن آنها را پس از بازى در جاى خود به‌عهدهٔ کودکانى مى‌گذارد که چيزى نياورده‌اند، تا آنها هم خود را در برپائى بازى سهيم بدانند.


بازى تا هنگامى که همه‌چيز مهيّا و مقدمات کار فراهم نباشد آغاز نمى‌شود.


کودکان شش - هفت ساله به سازندگى علاقهٔ مفرط از خود نشان مى‌دهند. جلب نظر آنها به برپائى بازى‌هاى سازندگى و کاردستى و درست کردن بازيچه (بازى و کار) براى رشد ايجادگرى و پيشرفت استعداد سازماندهى در آنان بسيار مؤثر است.


تجربه نشان مى‌دهد که پيوند بازى با کار زمانى ميسّر است که بازى خوب سازمان داده شده باشد و روابط کودکان در سطح لازم قرار داشته باشد.