زندگى عبارت است از ”کشمکش مداوم و مستمر براى آگاهى و شناخت بيشتر محيط و به‌منظور استفادهٔ بهتر از آن“. براى تحقق اين هدف، انسان از ابزار موجود و در دسترس خود که همانا عقل و جسم او مى‌باشد بهره‌ مى‌برد و هر کدام از اينها در رهگذر زندگي، نقشى بر عهده دارند؛ بدن وسيله‌اى براى ارتباط فکر و عقل با اشياء خارجى محيط است. به‌وسيلهٔ بدن عقل و مغز مى‌توانند وظايف خود را در شناختن محيط، اصلاح و يا نسبت به تغيير آن براى بهره‌بردارى بيشتر و بهتر انجام رسانند.


چه زمانى مناسب‌تر و بهتر از دوران کودکى که اين آموزش‌ها را از طريق بازى و با تأمين قسمتى از نيازهاى جسمى و روانى به کودک بياموزيم و از ابتداى زندگى او را به اين راه سوق دهيم که با استفاده از بدن به بهره‌بردارى بيشتر از عقل و بالعکس بپردازد و به‌عنوان فردى موفق و کارآمد در جامعه به ايفاء نقش بپردازد.


اين حقيقت در احاديث، روايات و توصيه‌هاى بزرگان دينى و مذهبى به کرات مشاهده مى‌شود. در منطق اسلام، کودک در دوران اوليهٔ زندگى براى بازى و ورزش آزاد است. مربيان و والدين نبايد در سنين کودکى براى کودکان محيطى جدى ايجاد کنند؛ بلکه مى‌بايست فرصت و آزادى بيشترى را براى کودک فراهم نمايند. زيرا زمانى که کودک در منزل و در خارج از آن در فضائى جدى قرار بگيرد و اوقاتى که بايد صرف بازى و جنب‌وجوش کند به کار و کوشش جدى بپردازد، ارکان صحت او متزلزل شده، در نتيجه به فردى ضعيف و ناتوان تبديل خواهد شد.


رسول اکرم (ص) فرمود:


”اگر کسى طفل خردسالى داشته باشد بايد با او در جنبش‌هاى کودکانه و حالت‌هاى بچه‌گانهٔ او همکارى و هماهنگى کند.“


بر اساس روايات معتبر، حضرت پيامبر (ص) با فرزندان و کودکان همبازى مى‌شدند و در جنبش‌هاى بچگانهٔ آنها شرکت مى‌کردن و هيچگاه مقام و موقعيت رسالت آن حضرت، مانع از تأييد و تشويق از اين همکارى ضرورى با کودکان نشد.


وظايف مربيان و والدين اقتضاء مى‌کند که به‌عنوان راهنما با کودک همراه شده، ضمن شرکت در فعاليت‌ها و جنب‌وجوش‌هاى جسمى در قالب بازى به راهنمائى او پرداخته، اهداف تربيتى خود را در اين راستا به تحقق برسانند.