بازى‌هاى نمادين که نقطهٔ اوج بازى‌هاى کودکانه است، از حدود يک و نيم يا دو سالگى آغاز مى‌شود و در پنج‌سالگى به کمال خود مى‌رسد و تا هشت و نه سالگى نيز ادامه مى‌يابد. در واقع، بازى نمادى زمانى آغاز مى‌شود که کودک به‌تدريج زبان مى‌گشايد و توانائى کاربرد علائم و نمادهاى زبان را دارد.


بازى‌هاى نمادي، با بازى‌هاى تقليدى و نمايشى تفاوت دارد. در بازى‌هاى تقليدى و نمايشي، کودک با استفاده از وسايل موجود به برون‌فکنى يا درون‌فکنى اميال و خواسته‌هاى خود مى‌پردازد و از اين طريق، به لذتى درونى و برونى دست مى‌يابد و خود را از قيد تنش‌ها رها مى‌سازد.


در هر دوى اين بازى‌ها (تقليدى و نمايشي) کودک سعى دارد به اشياء و وسايل واقعى موجود در محيط خود دست يابد و با آن وسايل بازى کند، اما در بسيارى از اوقات، محدوديت‌ها مانع دستيابى کودک به ابزار و وسايلى است که در بازى به آن نياز دارد. در اين مرحله است که کودک، براى حل مشکل خود، به بازى‌هاى نمادين روى مى‌آورد و عناصرى تازه‌ وارد بازى کودک مى‌شوند. واقعيت‌ها تغيير شکل مى‌يابند. اشيائى که وجود ندارند به‌وسيلهٔ اشياء ديگر به نمايش درمى‌آيند.


براى مثال، تکه چوبى را اسب خود مى‌داند؛ قوطى کبريت را در دست مى‌گيرد و آن را ماشين خود مى‌پندارد و شروع به استارت زدن، بوق زدن، ترمز گرفتن، عقب و جلو رفتن و پارک کردن مى‌کند و يا قاشق چايخورى را به‌عنوان هواپيما در فضا حرکت مى‌دهد بعد آن را در فرودگاه به زمين مى‌نشاند. در اين بازى‌ها کودک شيء مورد استفاده را نمادى از شيء اصلى تلقى مى‌کند.


در چنين اوقاتي، کمک تخيل بسيار چشمگير است و کودک، براى اينکه تخيل او بتواند خوب کار کند، به بسيارى اشياء و مواد نياز دارد؛ اما در اين ميان چيزهائى را که مى‌شناسد و از آنها دانش مختصرى دارد، محدود هستند.


نيروى تخيل به کمک کودک مى‌شتابد تا او نشانه‌ها را بسازد؛ نشانه‌هائى که جانشين اشياء، حيوانات و اشخاص واقعى مى‌شوند.


در حقيقت، مى‌توان گفت که نشانه‌ها عبارتند از تصوراتى که کودک از دنياى درون و برون خود دارد و خاصيت تخيل اين است که آن تصورات را رشد و گسترش مى‌دهد. در اين‌جا است که ارزش و اهميت اسباب‌بازى‌ها آشکار مى‌شود؛ زيرا تنوع و گستردگى آنها کمک مى‌کند تا کودک بتواند به توسعهٔ هرچه بيشتر نشانه‌ها و در نتيجه به تصورات خود، نايل آيد.


پياژه معتقد است که اين نشانه‌ها در واقع زبان فردى کودک است که وى مى‌تواند با آنها احساسات درونى خود را آشکار سازد. براى مثال، اگر کودکى تنبيه شده باشد، ممکن است عروسک خود را کتک بزند و يا با خرس کوچولوى خود اوقات تلخى کند و يا کودکى که داروئى را به اکراه نوشيده و به اين دليل کار او به مشاجره با مادر خود کشيده باشد، به‌طور نمادين دارو را به عروسک خود مى‌خوراند و دربارهٔ مزاياى دارو با عروسک سخن مى‌گويد. اين‌گونه بازى‌ها را پياژه بازى جبرانى (Compensatory play) مى‌نامد.


متخصصان بازى‌درمانى (Play therapists)، متخصصانى که بر روى کودکان داراى ناراحتى‌هاى عاطفى کار مى‌کنند، در اتاق بازى‌درماني، از وسايلى مانند عروسک‌ها، خانواده‌هاى عروسکي، جعبه‌هاى شن و ... بهره مى‌گيرند؛ زيرا کودکان ممکن است نتوانند احساسات خود را به‌وسيلهٔ کلمات منتقل کنند. کودکان، به‌وسيلهٔ بازى با اسباب‌بازى‌ها، احساسات و ناکامى‌ (Frustration)هاى خود را نشان مى‌دهند. اسباب‌بازى‌ها (Toys) در واقع کلمات کودکان هستند و حالت نمادين دارند که روان‌درمانگر مى‌تواند اوضاع و احوال درونى کودک را تفسير کند.