يکى از راه‌هاى پرورش شخصيت کودکان، شرکت بزرگسالان در بازى آنان است. زمانى که پدر و مادر خود را تا مرز کودکى تنزل مى‌دهند و با شرکت در بازى کودکان، به آنان در کارهاى کودکانه يارى مى‌رسانند، روح و روان کودک از مسرّت و شادى سرشار مى‌شود و اعتماد به نفس (Self confidence) و احساس خود ارزشمندى (Self - worth sense) در کودک تقويت مى‌گردد.


با همبازى شدن با کودکان، مى‌توانيم دنيا را از دريچه و زاويه‌اى که او مى‌بيند، ببينيم و درک کنيم و بدين ترتيب با کودک همدلى (Empathy) کنيم. وقتى که با کودک همبازى مى‌شويم، رفتارها، احساسات، تفکرات، تخيلات و تصوّرات کودک را بهتر مى‌پذيريم و تمامى حالات کودک را طبيعى تلقى مى‌کنيم و با آنان رفتارى مناسب‌تر خواهيم داشت.


پيامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) مى‌فرمايد: ”من کٰانَ عِندهُ صَبيّ فلْيتَصٰاب لَهُ“: (هر کس که کودکى نزد او است براى او کودکى کند [خود را با عوالم او هماهنگ سازد و رفتارى که در خور درک او است پيش گيرد]).


پدر و مادر، در ضمن بازى با کودکان، مى‌توانند بسيارى از مفاهيم ديني، اخلاقي، عاطفي، رواني، اجتماعى را، به‌طور مستقيم و غيرمستقيم، به آنان انتقال دهند.


معمولاً بچه‌ها تا سه سالگى بيشتر بازى‌هاى خود را در تنهائى انجام مى‌دهند و گاهى هم به سراغ پدر و مادر خود مى‌روند و از آنان مى‌خواهند که همبازى آنها بشوند. بازى با کودک، براى پدر و مادر هم مى‌تواند سرگرم‌کننده و لذت‌بخش باشد (برگشت به دوران کودکى - حالت نشاط و انبساط خاطر) به هر حال پدر و مادر هم با تمام وقار و شخصيت خود به فرصت‌هائى نياز دارند که از دنياى پر از گرفتارى کنوني، گريزى به دنياى شيرين تخيلات بچگانه بزنند.


براى اينکه بتوانيد بازى جالب و سرگرم‌کننده‌اى با کودک خود داشته باشيد، بايد شوق بازى با کودک در وجود شما باشد و در ضمن بازي، همهٔ حواس خود را به او بدهيد. اگر در اين چند دقيقه بازى نظم و انضباط و وقار خود را کنار بگذاريد و با کودک درست مثل بچه بازى کنيد، هيچ لطمه‌اى به شخصيت شما نمى‌خورد. چيزى که هست، بايد نقش کودکى را بازى کنيد که عاقل‌تر است و کودک را با زيرکى از انجام دادن کارهاى خطرناک يا تجاوز به حقوق همسايه باز مى‌دارد. منظرهٔ مادر يا پدرى که در ضمن بازى با کودک خود چهار دست و پا روى زمين راه مى‌رود، يا پشت لباس کودک را مى‌گيرد و صداى لوکوموتيو را درمى‌آورد، نه تنها خنده‌آور نيست، بلکه تابلوئى زيبا و مفرح از زندگى است.


اين‌چنين رفتارهائى در سيرهٔ ائمهٔ اطهار (ع) به کرّات ديده شده است. روايت داريم که اميرالمؤمنين (ع) بچهٔ يتيمى را ديد؛ هرچه خواست با او حرف بزند، ديد غم يتيمى روى روح او اثر گذاشته است. هرچه گفت عزيزم، پسر کوچولو! ديد کودک همين‌طور نگاهش مى‌کند. اميرالمؤمنين با زانوها و دست‌هاى خود راه رفت و بع‌بع کرد و بچه خنديد. يکى از ياران حضرت که او را ديد، گفت زشت است شما، رئيس حکومت اسلامي، بع‌بع مى‌کنيد. حضرت على (ع) فرمود: ”در عوض، لب يتيمى به خنده باز شد.“


در رفتارهاى پيامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) نيز آمده است که روزى پيامبر اکرم (ص) با جمعى از مسلمين در نقطه‌اى نماز مى‌گزاردند. هنگامى که آن حضرت به سجده مى‌رفت، حسين عليه‌السلام که کودکى خردسال بود، به پشت پيامبر (ص) سوار مى‌شد. پاهاى خود را حرکت مى‌داد و هى‌هى مى‌کرد. وقتى پيامبر (ص) مى‌خواست سر از سجده بردارد، او را مى‌گرفت و پهلوى خود به زمين مى‌گذاشت. يک نفر يهودى که ناظر اين صحنه بود، پس از نماز به حضرت عرض کرد: ”شما با کودکان خود طورى رفتار مى‌کنيد که ما هرگز چنين نمى‌کنيم.“


پيامبر اکرم (ص) در پاسخ فرمود: ”اگر شماها به خدا و رسول خدا ايمان مى‌داشتيد، با کودکان خود عطوف و مهربان بوديد.“ مهر و محبت پيامبر عظيم‌الشأن نسبت به کودک، مرد يهودى را تحت تأثير قرار داد و او صميمانه آئين مقدس اسلام را پذيرفت.


حتى زمانى که مشغول کارهاى منزل هستيد، با چند ”دالى موشه“ يا چند لحظه دنبال بچه از اين سو به آن سو دويدن، مى‌توانيد او را خشنود سازيد. با اين کار، خود شما هم استراحتى کرده‌ايد.


و باز هم در رفتارهاى پيامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص)، بهترين و کامل‌ترين الگوى انسان‌ها، آمده است: روزى رسول گرامى اسلامى (ص) با اصحاب از منزل خارج شدند. ناگاه حسين (ع) را ديدند که با کودکان مشغول بازى است. پيامبر اکرم (ص) از اصحاب جدا شدند و در حالى که به سوى فرزند خود قدم برمى‌داشتند، دستان خود را گشودند تا او را در آغوش بگيرند. کودک خنده‌کنان به اين سو و آن سو مى‌گريخت و رسول‌الله (ص) نيز خندان از پى او مى‌دويدند و سرانجام کودک را گرفتند، سپس دستى زير چانهٔ او و دست ديگر را پشت گردن او گذاشتند و او را بوسيدند.


اگر بدون رغبت و با خستگى و برخلاف ميل باطنى با کودک مشغول بازى شويد و همهٔ حواس خود را به او نسپاريد، کودک خيلى زود به بى‌ميلى شما پى مى‌برد و از شما مى‌رنجد و چه بسا بازى را به هم بزند و از ادامهٔ آن صرف‌نظر کند.


از اين‌رو، حتى چند دقيقه بازى در کمال علاقه و شکيبائى به ساعت‌ها بازى توأم با بى‌ميلى با کودک ترجيح دارد. وقتى شما و کودک از بازى باهم لذت ببريد، او چنان خشنود مى‌شود که به آسانى مى‌گذارد به دنبال کارهاى ديگر خود برويد و با وعدهٔ بازى در فرصتى ديگر دلخوش مى‌شود. اما کودکى که در بازى با پدر و مادر ارضاء نشود، هميشه گم‌کرده‌اى دارد و هيچ وعده و وعيدى او را خشنود نمى‌کند. بنابراين، چه بهتر از اينکه در طول روز گاهى هم به بازى‌هائى که مى‌توانيد با بچه کنيد بينديشيد و خود را از اين نظر هم تجهيز و آماده سازيد.