تأثير جنس

جنسيت يکى از عوامل مؤثر در بازى است و از اين‌رو مى‌توان گفت که بازى پسرها با دخترها تفاوت دارد. در تفاوت ميان بازى دختران و پسران عمده‌ترين عوامل عبارت است از:


- مربوط به طبيعت و فطرت کودک مى‌شود. بعضى از دختران طبيعتاً به بعضى از بازى‌ها علاقه نشان مى‌دهند و برخى از پسران به بازى‌هاى ديگر.


- انتظارات و توقعات والدين و جامعه از دختر و پسر نيز کم‌کم آنان را به سوى تفاوت ميان بازى‌هاى دخترانه و پسرانه سوق مى‌دهد.


ترمن (Terman) فهرستى از بازى‌هائى را تنظيم و عرضه کرده است که دختران و پسران علاقه‌اى چشمگير به آنها از خود نشان مى‌دهند. بازى‌هائى که پسران بيشتر انتخاب مى‌کنند و به آن علاقه دارند، عبارت است از: استفاده از ابزارها، تيراندازي، بادبادک‌بازي، دوچرخه‌سواري، تيله‌بازي، کُشتي، مشت‌زني، فوتبال، فرفره‌بازي، کاميون‌ و ماشين‌بازي، دويدن و ... بازى‌هاى مورد علاقهٔ دختران عبارت است از: عروسک‌بازي، طناب‌بازي، مهمان‌بازي، پذيرائي، تشکيل کلاس درس، بافندگي، رقص، خياطي، فروشندگي، معمابازى و ...


گفتنى است بازى‌هائى وجود دارد که هر دو جنس به آن علاقه‌مند هستند. لمان و ويتى (Leman and Witty) با استفاده از پرسشنامه و در ضمن تحقيقى گسترده، به اين نتيجه رسيده‌اند که پسران بازى‌هاى توأم با فعاليت و پر تحرکى را که مستلزم صرف انرژى و مصرف نيروئى بدني، چابکي، مسابقه و رقابت است به انواع ديگر بازى ترجيح مى‌دهند، در حالى که دختران معمولاً به بازى‌هاى ساکن‌تر و نيازمند تحرک کمتر و آرامتر علاقه دارند. اين مطلب را تحقيقات ديگرى نيز تأييد کرده است.


مارژورى هونزيک و اريکسون (M. Honzic and Erikson) در مورد بازى ساختمان‌سازى کودکان يازده تا سيزده ساله تحقيقاتى انجام داده‌اند. پسران، بيشتر اوقات با استفاده از مکعب‌ها، ماشين، آدمک‌هائى يک شکل با لباس‌هاى همسان، ساختمان، جاده، کوچه و فروشگاه درست مى‌کردند. دختران بيشتر به نظافت داخلى خانه مى‌پرداختند و صحنه‌هاى خانوادگى را نشان مى‌دادند.


در دوران کودکي، ميان بازى دختران و پسران تفاوت چندانى مشاهده نمى‌شود، ولى به محض اينکه سن ورود به دبستان فرا مى‌رسد، اختلافات آشکارتر مى‌شود و ارزش‌هائى که جامعه براى هر جنس قائل است، خود را در بازى‌ها نشان مى‌دهد. در حدود هفت يا هشت سالگي، تفاوت‌هاى جنسى آشکارتر مى‌شود.


نوع بازى پسران در حدود سن ۷ تا ۹ سالگى از دختران متفاوت مى‌شود. پسران بازى‌هائى که تحرک بيشترى داشته باشد انجام مى‌دهند در حالى که دختران به بازى‌هاى ساکت و آرام تمايل نشان مى‌دهند، پسران نسبت به دختران در بازى‌هائى که پرخاشگرى بيشترى داشته باشد شرکت مى‌نمايند. پسران در هنگام بازى با دختران پرخاشگرتر از هنگام بازى با پسران هستند و دختران نيز در بازى با پسران پرخاشگرتر از موقعى هستند که با دختران بازى مى‌کنند. دختران در بازى‌هاى کلامى مهارت بيشترى نسبت به پسران دارند. در سنين بلوغ پسران در بازى‌هاى رقابتى فعال‌تر هستند ولى شرايط اجتماعى جامعه اجازهٔ اين‌چنين بازى‌هائى را به دخترها نمى‌دهد.

تأثير هوش

هوش مى‌تواند بر نحوهٔ بازى و نوع آن، انتخاب اسبا‌ب‌بازى و استفاده از آن تأثير بگذارد. در اين‌جا به نحوهٔ برخورد کودکان باهوش و کم‌هوش با بازى و اسباب‌بازى اشاره مى‌شود. کودکان تيزهوش سعى مى‌کنند وسايل و اسباب‌بازى‌هائى را انتخاب کنند که بتوانند با آنها به ابتکار (Intivative) و ابداع (Invention) دست بزنند و قواى ذهنى خود را به‌کار گيرند. کودکان باهوش‌تر مدت کمترى به يک بازى مشغول مى‌شوند؛ زيرا خواهان تنوع هستند و از تنوع لذت مى‌برند. کودکان باهوش در سنين بالاتر به بازى‌هائى که مستلزم فعاليت‌هاى ذهنى و جسمى است مى‌پردازند؛ براى مثال، جمع‌آورى اشياء موردنظر (کلکسيون) براى آنان جذاب و لذت‌بخش‌تر است.


کودکان تيزهوش، به‌دليل توانائى‌هاى بيشتر، به انجام دادن بازى‌هاى انفرادى تمايل نشان مى‌دهند و معمولاً انرژى بدنى را در حدّ زيادى مصرف نمى‌کنند. به‌نظر مى‌رسد که کودکان عقب‌مانده بيشتر به بازى‌هاى انفرادى مى‌پردازند؛ زيرا کودکان تيزهوش، به‌علت توانائى زياد، و کودکان کم‌هوش، به سبب توانائى کم، معمولاً به خوبى در گروه پذيرفته نمى‌شوند.


اگر ماشينى اسباب‌بازى در اختيار کودک عقب‌مانده گذاشته شود، ممکن است آن را به اطراف بکوبد يا آن را متلاشى کند، ولى کودک تيزهوش سعى مى‌کند با آن بازى رمزى انجام دهد و حتى ممکن است به بررسى کنجکاوانهٔ ماشين اسباب‌بازى بپردازد و آن را باز کند تا از محتويات آن آگاهى يابد.

تأثير سن

کودک، در هر سني، بازى ويژه‌اى را مى‌پسندد. براى مثال، کودک در همان روزهاى نخست تولد، به لگد زدن و حرکت دادن دست‌ها علاقه دارد. او از اينکه باد در گلو اندازد و از حنجره و دهان صدا خارج کند و لب‌ها را به حرکت درآورد، لذت مى‌برد. کمى که بزرگتر مى‌شود، اطرافيان با او بازى مى‌کنند و مثلاً صورت خود را با دست‌هاى خود مى‌پوشانند و سپس آنها را برمى‌دارند و مى‌گويند ”دالّي“ که اين کار موجب شادمانى و لذت کودک مى‌شود.


الگوى بازى کودکان در سال‌هاى اوليهٔ کودکي، نشانهٔ تغيير رشدى آنان است. کودک خردسال بيشتر به بازى انفرادى نياز دارد که بعداً با بازى موازى دنبال مى‌شود؛ يعنى دو کودک در کنار هم و نه با يکديگر به بازى مى‌پردازند. آنان ممکن است از يک وسيله نيز استفاده کنند، ولى مستقل از يکديگر و بدون ارتباط زياد باهم به‌ کار و بازى بپردازند.


کودکان سه تا چهار ساله، بيشتر به بازى ارتباطى مى‌پردازند. يعني، آنان با کودکان ديگر نيز بازى مى‌کنند و مى‌توانند وسايل خود را، تا اندازه‌اى معين، به ديگران بدهند و با آنان شريک شوند، ولى در عين‌حال، نمى‌توانند علايق فردى خود را فداى گروه کنند و به اصطلاح تابع گروه شوند. از چهار و چهار و نيم تا شش سالگى است که کودک بيشتر و بيشتر به بازى اشتراکى روى مى‌آورد، يعنى در موقعيت‌هاى گروهى که هدفى مشترک را دنبال مى‌کنند، به بازى گروهى مى‌پردازند.