|
جامعهشناسى از لحاظ حدود و وسعت جامعهٔ مورد بررسى بهدو بخش اساسى تقسيم مىشود.
| |
|
|
|
|
در جامعهشناسى خرد همانطور که از اسم آن پيدا است، حدود و وسعت جامعهٔ مورد بررسى محدود و کوچک است. در اينگونه بررسي، خرده نظامهاى اجتماعى چون آداب و رسوم و يا يک نهاد اجتماعى و ... مورد مطالعه قرار مىگيرد و از مطالعهٔ ”نظام اجتماعي“ (Social System) که در حقيقت مجموعهاى از نهادها است خوددارى مىکنند؛ زيرا در هر جامعهاى نهادهاى بزرگ و کوچک که خود آنها مجموعهاى از خرده نظامهاى اجتماعى است، وجود دارد.
| |
|
|
|
بنابراين اگر درباره هر يک از نهادها چون: نهاد خانواده، سياست و حکومت، اقتصاد، يا آداب و رسوم و ارزشها، يا هر پديده اجتماعى ديگرى چون: جرم و بزهکاري، مواد مخدر، خودکشى و يا علل مهاجرت روستائيان به شهرهاى بزرگ و يا يک روستا مطالعه کنيم، بررسى ”جامعهشناسى خرد“ يا ”ميکرو سوسيولوژي“ خواهد بود زيرا موضوع مورد بررسى ما محدود و کوچک است (که امروزه در جامعهشناسى بسيار مورد توجه است).
| |
|
|
|
|
در جامعهشناسى کلان بهطور کلى يک نظام اجتماعى که در حقيقت مجموعهاى از نهادها است مورد مطالعه قرار مىگيرد. مثلاً نظام فئودالى (زمينداري) يا نظام سرمايهدارى و مانند اينها و سعى دارد تطور و دگرگونى آنها را آشکار سازد و قوانين حاکم بر اين نظامها و هر نظام اجتماعى ديگر را بهطور کلى تبيين کند.
| |
|