تعيين هدف در جامعه‌شناسى از اهميت ويژه‌اى برخوردار است. اهميت آن به‌حدى است که در تعريف، تعيين، موضوع و قلمرو و حتى پايگاه علمى جامعه‌شناسى نيز تأثير مى‌گذارد. پس مى‌توان گفت که يکى از راه‌هاى مهم معرفى جامعه‌شناسى بيان اهداف آن است. بر همين اساس متفکرين و جامعه‌شناسان مختلف، آشکارا يا پنهان در ادامهٔ نقطه نظرها و يا سير مطالعاتى خود اهدافى را دنبال مى‌کردند. البته بايد متذکر شد که تفاوت در ذکر اهداف از تأثيرات ديدگاه‌هاى مختلف جامعه‌شناسان نيز مى‌باشد. مطالعه منابع مختلف نشان مى‌دهد که به قول ”کاستون بوتول“، جامعه‌شناس فرانسوي، پيدايش متفکرين اجتماعى و جامعه‌شناسان در رابطه مستقيم با وضع سياسى و اجتماعى دوره‌هاى مختلف بوده‌اند. يعنى هر وقت جنبش‌ها و کشمکش‌ها، شئون مختلف اجتماع را دستخوش اضطراب و تزلزل مى‌کرد، افرادى پيدا مى‌شدند که روى اين مسائل تعمق و چاره‌انديشى کنند و چه بسا اين راه چاره‌هاى افراطي، بعضاً تبديل به مدينه فاضله‌اى مى‌شد که هيچ‌وقت تحقق نمى‌پذيرفت و يا اين تدابير انديشمندانه چيزى جزء حفظ وضع موجود و ثبات سياسى قدرتمندان نبود. ولى موضوعى که مى‌بايست به صراحت اذعان کرد، اين است که هدف جامعه‌شناسى متعهد، سعادت جامعهٔ بشرى و خير و صلاح عمومى بوده است و قضاوت در اينکه تا چه حد از آن سوء استفاده شده يا به بهانهٔ سعادت بشرى چه مظالمى به محرومان رفته از حوصله اين بحث خارج است.

اهداف نظرى

که جوياى کشف قوانين سازمان‌ها و نهادهاى اجتماعى است و هدف اين رشته، شناسائى ”پديده‌هاى اجتماعي“ و کشف علل، آثار و نتايج آن است بدون اينکه سود مورد نظر باشد. هر چند در نهايت براى معارف بشرى سودبخش خواهد بود؛ ولى جامعه‌شناسى نظرى بيشتر سعى دارد، براساس نظريه‌هاى جامعه‌شناختى موجود، دامنه اين دانش را گسترش دهد و بر دانش بشرى در شناخت بيشتر دنياى خارج بيفزايد.


جامعه‌شناسى نظرى در پرتو نظريه، به طرح سؤالات پرداخته است، سپس به کشف روابط معينى بين پديده‌هاى نائل مى‌شود. براى مثال نظريه ”ماکس وبر“ در مورد رابطه ميان اعتقادات دينى و ساخت اقتصادي، موجب سؤالاتى درباره ساخت‌‌هاى اقتصادى جامعه‌هاى گوناگون شد يا نظريه اميل دورکيم درباره خودکشى موجب شد که ميزان خودکشي، در رابطه با اعتقادات دينى گوناگون و ميزان هم‌بستگى‌هاى اجتماعى مورد تجزيه و تحليل قرار بگيرد.


به‌طور مثال وقتى جامعه‌شناسان به بررسى ساخت و کارکرد آموزش و پرورش و نقش آن در رشد و توسعه اقتصادى مى‌پردازند، يا به بررسى ساخت و کارکرد خانواده و کنش‌هاى متقابل افراد خانواده و يا شيوه همسريابى و همسرگزينى در جامعه‌هاى مختلف مى‌‌پردازند و نتايج مطالعات خود را در کتاب‌ها عرضه مى‌کنند، ما را از نظريه‌هاى جامعه‌شناختى مربوط به آموزش و پرورش، خانواده و ... در سرزمين‌‌ها و جوامع مختلف آگاه مى‌سازند، و بر دانش ما مى‌‌افزايند و زمينهٔ مساعدى براى مطالعات بعدى نظرى و يا استفادهٔ عملى فراهم مى‌‌کند. اين مطالعات، دانش بشرى را گسترده‌تر، پرمايه‌تر، و غنى‌تر مى‌کند؛ بنابراين براى جامعه انسانى مفيد خواهد بود.

اهداف عملى

که تأکيد آن بر نتيجهٔ عينى و عملى نقطه‌نظرهاى جامعه‌شناسى نظرى است و دو جنبه ”ايده آلي“ و ”کاربري“ آن در عصر جديد مورد توجه قرار مى‌گيرد.

ايده‌آلى

در اين گروه که بيشتر شامل فلاسفه و متفکرين اجتماعى مى‌شود، سعى بر اين بوده است که با توجه به مسائل و مشکلات اجتماعى آن زمان، نوعى جامعهٔ ”ايده‌آلي“ و ”تخيّلي“ تحت عناوين ”اوتوپيا“، ”مدينه فاضله“، ”ناکجا آباد“، ”آرمان شهر“ و غيره ... ترسيم گردد و در آنها کليه مسائل و مشکلات مدينه و يا جامعه موردنظر با تدابير و راه‌حل‌هائى که آنان ارائه مى‌دادند به‌نحو احسن حل مى‌شود. از متفکرين اين دسته مى‌توان از: افلاطون، فارابي، توماس مور، توماسو کامپانلا و ... نام برد.

کاربردى

که در اين زمينه جامعه‌شناسان سعى دارند، با استفاده از معرفت و شناخت علمى حاصل از جامعه‌شناسى نظري، راه‌حل‌هاى عملي، در جهت حل مسائل و مشکلات اجتماعى ارائه دهند و هر روز بر اهميت آن افزوده مى‌گردد و در فعاليت‌هاى عملى مانند:


اصلاح اجتماعي، انقلاب اجتماعي، مهندسى اجتماعي، جامعه‌شناسى پزشکى و پرستاري، جامعه‌شناسى روستائى و شهري، خدمات اجتماعي، برنامه‌ريزى اجتماعى و غيره مورد استفاده قرار مى‌گيرد.


همچنين مطالعه درباره علل مهاجرت روستائيان به شهر، عوامل مؤثر در بزهکارى و جرم و خودکشي، افزايش يا کاهش ميزان بارورى و زاد و ولد، ازدواج، طلاق، اعتياد و مانند آنها از جمله، موضوعات جامعه‌شناسى عملى است.