مطالعه و شناخت جامعه‌ انساني، موضوع دانش خاصى نيست. بلکه علوم متعددى مانند: جامعه‌شناسي، تاريخ، اقتصاد، روانشناسي، جغرافياى انساني، مردم‌شناسي، جمعى‌شناسي، حقوق، سياست و علوم مشابه ديگر است که هر کدام به جنبه‌هاى مختلف حيات اجتماعى توجه دارند و در شناخت کامل جامعه با يکديگر همکارى مى‌کنند و رابطه دارند. اما در اين ميان رابطه جامعه‌شناسى با رشته‌هاى ديگر علوم اجتماعى و انسانى بيشتر است. به قول ”پير ناويل“ (Pierre Naville)، جامعه‌شناسى محل تقاطع مجموعه رشته‌ها و تحقيقات علمى در زمينهٔ علوم اجتماعى و يا ”سنتز“ آنها است. او اضافه مى‌کند که بسيار مشکل است که بدون اتکاء به نتايج به‌دست آمده در بسيارى از زمينه‌هاى ديگر، بتوانيم به بررسى در جامعه‌شناسى به‌طور مستقل دست بزنيم، زيرا به‌‌نظر او جامعه‌شناسى يک علم ”چهارراهي“ است که ناشى از تقاطع علوم ديگر است. دکتر عبدالحميد ابوالحمد مى‌نويسد: ”در يک کلام جامعه‌شناسى در عصر ما يکه‌تاز شده است، اگر محققى در مکالمات و يا نوشته‌هاى خود اصطلاحات مربوط به جامعه‌شناسى را به‌کار نبرد و يا به تحقيقات خود، جنبهٔ جامعه‌شناسى ندهد متهم به رکود فکرى و بى‌سوادى مى‌شود“.


در اين خصوص بايد توجه داشت، با آنکه جامعه‌شناسى و علوم اجتماعى ديگر از نظر حدود بررسى داراى زمينه‌هاى مرتبطى هستند و تفکيک قطعى موضوع مورد بررسى هر يک از آنها ممکن نيست، با اين وجود هر يک از رشته‌‌هاى علوم اجتماعى زمينهٔ خاصى را مورد مطالعه قرار مى‌دهند و تعيين مرز ميان آنها، هم از نظر موضوع و هم از لحاظ روش‌ها و زمينه‌هاى فکرى وجود دارد و همه به يکديگر کمک مى‌کنند. جامعه‌شناسي، گذشته از کمکى که به رشته‌هاى ديگر علوم اجتماعى مى‌کند از آنها نيز مدد مى‌جويد.


در اينجا براى روشن شدن موضوع مورد بحث به مطالعهٔ برخى از علوم اجتماعى که با جامعه‌شناسى ارتباط بيشترى دارند مى‌پردازيم. در اين بحث، علاوه بر بيان ارتباط جامعه‌شناسى با ساير علوم اجتماعي، هدف آن است که خواننده به‌طور بسيار مختصر با اين رشته‌هاى علمى آشنا گردد.