در هر فعاليتى از دو سوى منابع استفاده مى‌شود.


منابع مادى (نظير مواد اوليه، منابع طبيعى و سرمايه فيزيکي) و منابع انسانى (يعنى نيروى جسمى و فکرى انسان).


در يک تعريف ساده بهره‌ورى در حقيقت نسبت منابع ستاده (يا به‌دست آمده) به منابع داده (يا مصرف شده) مى‌باشد. البته مقوله بهره‌ورى به همين جا ختم نمى‌شود، بلکه بهره‌ورى مى‌تواند چند حالت به قرار ذيل داشته باشد:


- اگر توليد کالا و يا خدمات (يعنى ستاده‌ها) از مرحله‌‌اى به بعد بيش از اندازه و نسبت منابع مصرف شده در توليد هر واحد کالا و يا خدمات (يعنى داده‌‌ها) افزايش يابند، پديده بهره‌ورى به نسبت ستاده به داده حاصل شده است.


- حالت ديگر اگر ميزان ستاده در فرآيندى ثابت باشد ليکن ميزان منابع داده (يا مصرف شده) کاهش يابد، به نسبت ميزان کاهش داده‌ها، بهره‌ورى تحقق يافته است. در اين وضعيت واحدهائى از منابع مصرفى (مواد اوليه، سرمايه يا منابع انساني) آزاد مى‌شوند که مى‌توان از آنها در فرآيند ديگرى استفاده کرد.


بهره‌ورى فعاليتى هوشمندانه و دقيق و برنامه‌ريزى شده است که بتواند هر اندازه نسبت ستاده به داده را افزايش دهد. به‌عبارت ديگر بهره‌وري، به معنى استفاده بهينه و مطلوب از منابع مادى و انسانى است.


بهره‌وري، در حقيقت شاخص عمده و اساسى در ارتقاء توانمندى انسان‌ها، سازمان‌ها، ملت‌ها و جامعه بشرى در باز توليد نعمات مادى و فرآورده‌هاى فرهنگى و معنوى به‌حساب مى‌آيد.


در کنفرانس بين‌المللى کار، بهره‌ورى به‌عنوان يک اصل اساسى در بهبود توليد و در خدمت بهتر مردم تعريف شد.


کتاب بهره‌ورى در بخش خدمات عمومي، سازمان امور ادارى و استخدامى کشور، خرداد ۱۳۷۳، صفحه ۲.