ارزش‌هاى اخلاقى با نظام اجتماعى رابطه دارند و ارزش‌ها هستند که به‌صورت ”هنجارها“ و ”رسوم“ درمى‌آيند و از اين راه است که مى‌توانند زندگى افراد و گروه‌ها را در داخل جامعه انتظام دهند. بنابراين ”هنجارها رفتارهاى معينى هستند که براساس ارزش‌هاى اجتماعى قرار دارند و با رعايت کردن آنها جامعه انتظام پيدا مى‌کند“.


”هنجارهاى اجتماعى شيوه‌هاى رفتارى معينى است که در گروه يا جامعه متداول است و فرد در جريان زندگى خود آن را مى‌آموزد، به کار مى‌بندد و نيز انتظار دارد که ديگر افراد گروه يا جامعه آن را انجام دهند“. هنجارها، رفتار، قاعده، معيار، يا ميزانى است که با آن رفتار اجتماعى اشخاص در جامعه سنجيده مى‌شود. هر رفتارى که با آن تطبيق کند، رفتارى است به ”هنجار“ و اگر نسبت به آن انحراف داشته باشد ”نابهنجار“ ناميده مى‌شود.


هنجارها، قواعد و کنش‌هائى هستند که اشخاص، ناخودآگاه رفتار آنها را با آن تطبيق مى‌دهند و در هر وضعيت اجتماعى طبق معيارهائى که صحيح و مناسب است عمل مى‌کنند. رسوم اخلاقى مستقر که قدرتمند الگوهاى رفتارى در جامعه هستند مهم‌ترين هنجارهاى رفتار اجتماعى به شمار مى‌آيند. شيوه‌هاى قومى و عرفى نيز دستورهائى براى رفتار اجتماعى هستند.


هنجارها دائمى نيستند و به‌تدريج که کارکرد يا ”فونکسيون“ (Function) خود را از دست بدهند و ديگر کارآئى لازم نداشته باشند اندک اندک رو به انحطاط و نابودى مى‌روند و افراد کمتر بدان عمل مى‌کنند. هنجارهائى که بيش از بيش اهميت خود را از دست بدهند به موضوع عقيده و بحث تبديل مى‌شود. در عوض اگر يک عقيدهٔ عمومى به قدر کافى قوت پيدا کند و کارآئى آن بهتر از عقيده‌هاى قبلى باشد افراد به فکر احترام گذاشتن به آن مى‌افتند و بدين‌سان رفته رفته عقيدهٔ مذکور به هنجار مبدل مى‌شود.


بنابراين ”هنجارها، قضاياى انساني، وضعى و قراردادى هستند“ تمام اوامر و نواهي، جزء هنجارها هستند که به‌وسيله انسان وضع مى‌شوند. توقف ممنوع، يک هنجار است. تمام قوانين مدنى که در مجالس مقننه وضع مى‌شوند جزء هنجارها هستند. کليهٔ مقررات جزء هنجارها هستند و همه انشائى مى‌باشند. شيوهٔ حرف زدن، تعيين اينکه چه کسى نخست بايد سلام بدهد يا ندهد. سلام کردن، احترام گذاشتن به بزرگ‌تر و مسائلى از اين قبيل هنجار هستند.


کليهٔ نهادها و ساخت اجتماعى مجموعه‌اى از ارزش‌ها و هنجارها هستند. مثلاً اگر نهاد خانواده را در نظر بگيريم: تمام آداب و رسوم و تشريفاتى که به‌منظور خواستگاري، بله برون، مراسم نامزدي، مراسم عقد (چه شرعي، قانونى و يا عرفي)، مراسم پاگشائى و... همه و همه هنجار هستند که بايد از طرف خانواده داماد و عروس که کاملاً به آنها آگاهى دارند انجام بگيرد و گرنه مورد سرزنش و شماتت قرار مى‌گيرند. اينکه عروس يا داماد چه لباسى بپوشند با مدعوين و حضار چگونه رفتار کنند و چه احترامى بگذارند و... همه هنجار هستند که از راه تعليم و تربيت و در دورهٔ آشنائى با آداب و رسوم اجتماعى فرا گرفته مى‌شود و جامعه رعايت آنها را با وسايلى تضمين کرده است. ما براى رعايت اين قواعد غالباً نيازى به تذکر ديگران نداريم. زيرا اين ”قواعد نزاکت“ جزئى از وجود ما شده‌اند. به‌نحوى که در صورت به کار بستن آنها احساس گناه مى‌کنيم. به عبارت ديگر خود فرد در صورت تخلف از هنجارهاى گروهى آن به خود کيفر مى‌دهد. پس رعايت هنجارها فقط ناشى از وجود کيفر يا ضامن خارجى نيست. همين پذيرش عميق و باطنى هنجارها سبب مى‌شود که تغيير دادن و يا قبول هنجارهاى ديگر دشوار گردد. زيرا در صورت عوض شدن ”مليّت“، ”قواعد نزاکت“ نيز عوض خواهد شد و اين کار براى کسى که با ”قواعد نزاکت“ ملى خو گرفته است بسيار سخت است و چه بسا رفتار متفاوت آنها را نسبت به‌خود خارج از نزاکت يا رفتار توهين‌آميز و عمدى بداند.


”نهادى شدن“ (Institutionaliztion) هنجارها هم از راه پذيرش عميق باطنى آنها در نزد فرد انجام مى‌گيرد و هم از طريق پاداش و کيفر. اما رعايت کردن هنجارهاى اجتماعى تنها ناشى از وجود پاداش و کيفر نيست. بلکه همان‌طور که گفتيم ”قواعد نزاکت“ چنان جزئى از وجود ماست و به‌گونه‌اى با آن آشنا هستيم و خود را موظف به اجراء آن مى‌دانيم که اگر آنها را به‌کار نبنديم احساس گناه مى‌کنيم و دجار شرمسارى مى‌شويم. حتى هنگامى‌که در خانه خود تنها هستيم کارى خلاف هنجارها انجام نمى‌دهيم. به‌عبارت ديگر افراد در صورت تخلف از هنجارهاى گروهي، خود را مجازات مى‌کنند.


رعايت کردن هنجارهاى اجتماعى يا سازگاري، ”هم‌نوائي“ با جامعه است. ”هم‌نوائى عبارت از انجام کارهائى است که انتظار انجام آن از هر فردى مى‌رود“ مثل کودکى که وقتى مادرش مى‌گويد کفش‌هايت را بپوش، مى‌پوشد، دانش‌آموزى که وظايف مدرسه را انجام مى‌دهد، يا راننده‌اى که در چهارراه در برابر علامت توقف مأمور راهنمائى اتومبيل خود را نگه مى‌دارد و به اشاره مجدد حرکت مى‌کند.


بنابراين ”هم‌نوائي“ به‌منظور سازگارى فرد با جامعه است. زيرا محيط اجتماعى خواه يک گروه کوچک باشد، خواه يک جامعه بزرگ واحدى يک دست و ثابت نيست و همان‌طور که گفتيم از گروه و ”پاره - گروه“ يا ”خرده - گروه“ تشيکل شده است، اين اجزاء و به‌خصوص کوچکترين آنها که فرد انسانى باشد ثبات دائم ندارند. بلکه همواره تغيير و تبديل مى‌پذيرند. افرادى از ميان مى‌روند و افرادى زاده مى‌شوند و جاى رفتگان را مى‌گيرند. از اين‌رو گروه انسانى براى آنکه بتواند سازمان خود را حفظ ناگزير است که پيوسته افراد جديد را با خود سازگار گرداند و براى زندگى گروهى يا اجتماعى آماده کند که نتيجه نهائى اين سازگارى ”هم‌نوائي“ گروهى است. ”سازگارى کوشش‌هائى است که اعضاء گروه عمداً براى ايجاد تعادل بين خود و گروه مبذول مى‌دارد‌“.


هم‌نوائى براساس تمايل، خواست و دلبستگى فرد است و گاه براساس اجبار اجتماعي، افراد از همان آغاز کودکى و تشکيل شخصيت از طريق خانواده، پدر و مادر، خواهران و برادارن، بزرگتران، دوستان، خويشاوندان و گروه همسالان به تدريج هنجارهاى اجتماعى را فرامى‌گيرد و آن را جزئى از شخصيت خود مى‌سازد و مى‌آموزد آنچه را که هنجارهاى اجتماعى است به‌کار ببندند و آنچه را خلاف هنجارهاى اجتماعى است به‌کار نبرند.


پذيرش هنجارهاى اجتماعى بر دوگونه است:


- يکى اينکه جامه يا گروه مانند خانواده، کودکستان و مدرسه عمداً به ”اجتماعى شدن“ فرد مى‌پردازد و از طريق آموزش، افراد را با هنجارهاى اجتماعى گروه آشنا مى‌سازد و او را ملزم به انجام آن مى‌کند.


- ديگر اينکه فرد خود با مشاهدهٔ رفتارهاى اعضاء گروه يا جامعه با هنجارهاى اجتماعى آشنا مى‌شود و آنها را اجراء مى‌کند.


هر اجتماع يا گروهى براى حفظ هنجارها و مراعات آنها، سازمان‌هاى اجرائى دارد که پليس و دادگسترى از آن جمله هستند. شوراء انضباطى مدرسه و دانشکده و... نيز از همين‌گونه هستند.


گفيتم نهادها مجموعه‌اى از هنجارها يا سيستمى از هنجارها است. بنابراين ”نهاد اجتماعي“ مجموعه‌اى است از هنجارها که در يک نظام اجتماعى به‌کار بسته مى‌شوند و قانونى بوودن يا نبودن هرچيزى را در آن نظام تعيين مى‌کند“. مثلاً در جامعه ما همان‌طور که گفتيم، هنجارهاى خانوادگى به‌صورت نهاد اجتماعى خانواده درآمده‌اند. يا مجموعه‌اى از هنجارهاى اقتصادي، آموزش و پرورش، يا دينى و سياسى به‌صورت نهاد اجتماعى درآمده‌اند. اين هنجارها در گروه‌ها و در دوره‌هاى متفاوت ممکن است فرق کند. به‌عنوان مثال درجه احترام فرزندان نسبت به پدر و مادر، مراسم ازدواج، شيوه‌هاى آموزش و پرورش و فعاليت‌هاى اقتصادى و... در تمام دوران‌ها حتى در طول يک نسل يکسان نبوده است. برخى هنجارهاى شکل گرفته و به‌وجود آمده و برخى همان‌طور که گفته شد از ميان رفته‌اند و موضوع عقيده و بحث قرار گرفته‌اند و تنها برخى از آنها در خاطرهٔ پيران و سالمندان باقى مانده است و چه بسا که امروز مورد تمسخر و تحقير قرار مى‌گيرند.


به‌علاوه در داخل ”نظام اجتماعي“ هنجارها متناسب با نقش‌ها، متفاوت است. اما هنجارهاى هر نقش و انتظارات آن نقش را همگان مى‌شناسند و مى‌پذيرند. کودکان از پدر و مادر خويش رفتار خاصى را انتظار دارند و پدران و مادران نيز از کودکان خود انتظارات معينى را دارند.