ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى يا به‌طور کلى ”پديده‌هاى اجتماعي“ علاوه بر آنکه ”برون‌ذاتي“ (خارجي) هستند، ”اجباري“ نيز مى‌باشند. لکن از آنجا که ما از آغاز کودکى به تدريج با آنها آشنا مى‌شويم و فرا مى‌گيريم به آنها عادت مى‌کنيم و در بسيارى موارد اجبارى بودن آنها براى ما کاملاً محسوس نيست. در اجراء آنها در خود فشار چندانى احساس نمى‌کنيم و تقريباً نامحسوس است زيرا به آنها عادت کرده‌ايم. درحالى‌که اجبارى بودن آنها براى يک فرد خارجى تازه‌وارد کاملاً محسوس و ملموس است.


ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى از نظر فشارى که بر وجدان فردى وارد مى‌آورند به يک اندازه نيستند بلکه شدت و ضعف دارند. برخى مانند قوانين و مقررات، حقوق اجتماعى و دينى شديدتر هستند و سرپيچى از آنها موجب مجازات سخت‌ترى مى‌گردد اما برخى ديگر فشار خفيف‌ترى وارد مى‌آورند.


مثلاً اگر به مقررات و قوانين اجتماعى گردن ننهيم مجازات مى‌شويم. اما اگر مثلاً در لباس پوشيدن يا برخى از آداب و رسوم، ارزش‌ها و هنجارها را رعايت نکنيم ممکن است مورد تمسخر ديگران قرار بگيريم.


در هر حال رعايت ارزش‌ها و هنجارها الزامى است و فرد ناچار است آنها را بپذيرد و از آنها پيروى کند وگرنه مورد مجازات، سرزنش و تمسخر ديگران قرار مى‌گيرد. در اينجا است که مفهوم ”تسلط اجتماعي“ مفهوم پيدا مى‌کند. به اين معنى که اگر کسى بخواهد آزادى عمل خود را به جائى برساند که به يگانگى و ارزش‌هاى اجتماعى لطمه‌اى برساند جامعه با وسايل مختلفى راه را بر او سد مى‌کند و مى‌کوشد تا جبرا او را از ناسازگارى بازدارد.


همان‌طور که گفته شد، تسلط اجتماعى در عرف جامعه‌شناسان دو معنى دارد.


۱. مجموع عوامل محسوس و نامحسوسى که يک گروه اجتماعى به‌منظور حفظ يگانگى خود و رعايت ارزش‌ها و هنجارهاى آن به‌کار مى‌برد.


۲. مجموع موانعى که گروه اجتماعى به قصد جلوگيرى افراد از ”کجروى اجتماعي“ در راه آنان به‌وجود مى‌آورد و به نام ”کنترل اجتماعي“ مى‌باشد. بنابراين ”کنترل اجتماعي“ يا تسلط اجتماعى همان‌طور که گفته شد به‌دو صورت انجام مى‌گيرد.


- تسلط اجبارى که مستقيماً به‌وسيله دستگاه‌هاى حکومتى اعمال مى‌‌شود. قوانين رسمي، دادگسترى و پليس از عوامل کنترل يا تسلط اجبارى هستند.


- تسلط ترغيبي، که به‌طور غيرمستقيم صورت مى‌گيرد. در ظاهر جنبهٔ تشويق و ستايش و تقدير دارد اما در باطن به‌منظور تسلط بيشتر بر افراد و سازگارى بيشتر آنها با هنجارهاى اجتماعى و جلوگيرى از کجروى است. تلقين، تقليد، تشويق و جايزه دادن، ترغيب، سرزنش و نکوهش، نوازش کردن و حتى بوسيدن فرزندمان در هنگامى‌که کار او خوب و موافق با ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى است. از انواع عوامل تسلط يا کنترل ترغيبى هستند.


کنترل اجتماعى با نوعى فشار همراه است. فشارى که جامعه براى اعمال سلطهٔ خود بر مردم به‌کار مى‌برد ”فشار اجتماعي“ نام دارد. فشار اجتماعي، اعضاء جامعه را وادار مى‌کند که با راه و رسم جامعه همنوا شوند. به اين معنى که برخى از کارها را انجام دهند و از برخى کارهاى ممنوع ”تابو“ دورى گزينند. (تابو ‌Taboo واژه‌اى با منشاء ”پلى نزي“ به معناى ”ممنوع“ يا ”قدغن“ و در ادبيات مردم‌شناختى نوعى ”منع“ به‌حساب مى‌آيد که از يک خصلت جادوئى مذهبى برخوردار است و سرپيچى از آن موجب مجازات از جانب قواى نامرئى مى‌شود. معمولاً مفهوم اعتقادى ”حرام“ و ”لازم‌الاجتناب“ از آن استنباط مى‌شود.


فشار اجتماعى معمولاً به سه صورت اعمال مى‌شود.


- فشار بدنى مانند: کتک، شکنجه و...


- فشار روانى مانند: تحقير، سرزنش، تمسخر و...


- فشار اقتصادى مانند: محروميت‌هاى مالى و شغلى و ...


اين سه نوع فشار در مواردى با يکديگر همراه هستند. مثلاً در زندانى شدن معمولاً هر سه نوع فشار مذکور وجود دارد. يعنى هم فشار بدنى (محدوديت غذا و حرکت)، هم فشار روانى و هم با محروميت اقتصادى همراه است.