عامه يکى از انواع جماعت است که با ساير اقسام آن تفاوت زيادى دارد. اين تفاوت از آن جهت است که ”عامه“ جماعتى است نامجاور که در کنار هم نيستند و به‌طور مستقيم در تماس نمى‌باشند. به همين جهت از تجانس کافى برخوردار نيستند. بنابراين:


جماعت نامجاور يا عامه ”جمعى است کم تجانس مرکب از افرادى که گاهى در يک جا گرد مى‌آيند و اکثراً پراکنده‌اند. آنها به علت منافع يا مصالح مشترکى که دارند با يکديگر ارتباط پيدا مى‌کنند و موجد ”عقيدهٔ عمومي“ و ”وفاق عمومي“ مى‌شوند“.


عقيده عمومى قضاوتى است که مورد قبول عامه واقع شود يا عقيدهٔ عمومى عبارت از مجموع عقيده و احساساتى که مردم از وقايع محيط خودشان براى خود درست مى‌کنند. منظور از ”وفاق عمومي“ عقيدهٔ عمومى است که سخت دامنه‌دار و ريشه‌دار شده باشد. به‌عبارت ديگر اگر ”عقيدهٔ عمومي“ به شدت تعميم يابد و ريشه‌دار شود به‌صورت ”اجماع“ يا ”وفاق عمومي“ درمى‌آيد.


”عامه“ يا ”جماعت نامجاور“ با آنکه مانند ساير جماعات عواطف مشترکى دارند اما جنبهٔ ادراکى در بين آنها زياد است. زيرا افراد آن، درباره امور مشترک و مطالعات خود با وسايل ارتباطى گوناگون به تبادل عقيده مى‌پردازند و بر اثر بحث، انتقاد و تبادل‌نظر است که يک عقيده عمومى و وفاق عمومى شکل مى‌گيرد. بدين جهت برخلاف انواع ديگر جماعت از دوام بيشترى برخوردار است. اما به علت نامجاور بودن تجانس ”همانندى و همرنگي“ در بين آنان ضعيف است.


عامه يا جماعت نامجاور در جامعه‌هاى ابتدائى وجود ندارد. اما در جوامع متمدن که منافع و مصالح متنوع، مردم را بخش‌هاى مختلف تقسيم کرده‌اند، انواع عامه يا جماعت نامجاور يافت مى‌شوند. مانند:


عامهٔ سينماروها، عامهٔ ورزشکاران، عامهٔ سهامداران يک شرکت يا يک کارخانه، عامهٔ سياسي، عامهٔ مشترکان يک روزنامه.


گفته شد نتيجه نهائى فعاليت جماعت نامجاور يا ”عامه“ عقيدهٔ عمومى و وفاق عمومى است. بدين جهت براى شناسائى راه و رسم اين نوع اجتماع تکيه در جامعه‌هاى کنونى اهميت فراوانى دارند بايد موضوع ”عقيدهٔ عمومي“ يا ”افکار عمومي“ مورد توجه قرار گيرد.