بحث گروه‌هاى اجتماعى از چندين لحاظ از اهميت زيادى برخوردار است.


- اول آنکه: تشريح و طبقه‌بندى انواع اصلى گروه‌ها و نهادهاى اجتماعي، مطالعه ساخت اجتماعى را تشکيل مى‌دهد. به همين جهت مطالعه گروه‌هاى اجتماعى از اهميت خاصى برخوردار است.


- ديگر آنکه: براى جامعه‌شناس، گروه‌ها تنها هنگامى معنا و مفهوم دارد که بين افراد گروه، روابط معين و مشخص برقرار باشد و اين روابط منجر به پيدايش يک نوع حس توجه به وضع ديگران گردد. از هيمن رو است که يکى از مباحث مهم جامعه‌شناسى و در عين حال روانشناسى اجتماعي، بررسى رفتار افراد در گروه‌هاى اجتماعى است. زيرا روانشناسان اجتماعى از جمله، ”کلاين برگ“ معتقد هستند، در حالى که جامعه‌شناسان به گروه‌ها توجه دارد و روانشناسى به افراد نظر مى‌کند، روانشناسى اجتماعى به مطالعه فرد در گروه‌هاى اجتماعى است.


”ژرژ گوريچ“ جامعه‌شناسى فرانسوى نيز در تعريف روانشناسى اجتماعى مى‌گويد: ”روانشناسى اجتماعى تحقيق در آن دسته از حالاتى است که از برخورد اشخاص و از برخورد با گروه‌ها به‌وجود مى‌آيد“. از اين رو روانشناسى اجتماعى از روابط افراد در گروه‌ها و کيفيت متقابل آنها و پديده‌هاى ناشى از اين روابط، گفتگو مى‌کند.


- عامل ديگرى که باز هم اهميت بحث از گروه‌هاى اجتماعى را روشن مى‌کند، توسعه و گسترش انواع گروه‌هاى مختلف اجتماعى و تأثير آنها در زندگى اجتماعى و همين‌طور ”کارکرد“ (Function) و فايده اين گروه‌ها در جوامع و نظام‌هاى مختلف اجتماعى است که با پيشرفت صنعت و تکنولوژى از اواخر قرن گذشته تا زمان حاضر به وقوع پيوسته است. همين امر توجه محققين اجتماعى و جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعى را از يک طرف و سياستمداران و کارگزاران حکومت‌ها را از سوى ديگر به تشکيل، بقاء و يگانگى و تطور گروه‌هاى اجتماعى معطوف ساخته است.


- گفته شده که جامعه سازمانى است مرکب از گروه‌هاى مختلف که هر يک عهده‌‌دار فعاليت‌هاى معينى هستند. بدين جهت برخى از جامعه‌شناسان معتقد هستند که هرچه روابط درون گروه بيشتر باشد، هماهنگ کردن آنها مشکل‌تر و امکان بروز اصطکاک اجتماعى زيادتر است. بنابراين عامل ديگرى که اهميت مطالعه گروه‌ها را نشان مى‌دهد ”کارکرد“ و روابط درونى آنها در جامعه است.


- همچنين بحث از گروه‌هاى اجتماعى از آن جهت حائز اهميت است که حدود و مفاهيم و اصطلاحات مشابه و مترادفى از قبيل: جمع، جماعت، عامه، فرقه، توده، جرگه و... نظاير آن مشخص مى‌شود. علاوه بر آن مفهوم واقعى گروه اجتماعى از نقطه نظر جامع‌شناسى روشن شده و با مفاهيمى از قبيل: قشر و طبقه و تميز داده مى‌شود.


از آنچه به‌طور مختصر گذشت مى‌توان به اهميت و انگيزه پرداختن به گروه‌هاى اجتماعى پى برد و به همين علت است که مطالعه درباره گروه‌هاى اجتماعى در سال‌هاى اخير در ساير کشورها از جمله ايالات متحده آمريکا، توسعهٔ قابل توجهى يافته است.


معمولاً در بحث از گروه‌هاى اجتماعى سؤالاتى از اين قبيل مطرح مى‌‌شود:


۱. منظور از گروه‌هاى اجتماعى چيست؟ و تحت چه شرايطى گروه‌ها تشکيل مى‌شود؟


۲. انواع گروه‌هاى اجتماعى کدام هستند؟


۳. ويژگى‌هاى گروه‌هاى اجتماعى چيست؟


۴. چه عواملى موجب بقاء، يگانگى و انحلال گروه‌هاى اجتماعى مى‌شود و مهم‌ترين عامل کدام است؟


۵. روابط و کنش متقابل (تعامل) گروه‌هاى اجتماعى چيست؟ و چه نقشى در ادامه حيات و نيز تطور گروه‌ها دارد.


۶. کارکرد گروه‌هاى اجتماعى در جامعه چيست؟ و چه تأثيرى در زندگى اجتماعى بشر دارد؟


۷. گروه اجتماعى با ديگر مفاهيم مشابه چه تفاوتى دارد؟


۸. از چه روش‌هائى براى مطالعه گروه‌هاى اجتماعى استفاده مى‌شود؟ (نظير گروه‌سنجي، ديناميک گروهى و...).