گروه‌هاى اجتماعي، انواع مختلفى دارند و هر گروه براى رسيدن به يک يا چند وظيفه و هدف، تشکيل مى‌شود. در وقع ”کارکرد“ (Function) گروه نشان مى‌دهد که آيا گروه در جهت رسيدن به اهداف خود گام برمى‌دارد يا برعکس. به همين دليل چگونگى ”کارکرد“ گروه مى‌تواند، در بقاء، تطور و يا انحلال گروه نيز مؤثر باشد.


هر گروه عهده‌دار وظيفه‌اى است و تا موقعى‌که آن وظيفه، داراى لزوم اجتماعى باشد، گروه دوام آورده، به حيات خود ادامه مى‌دهد. در غير اين صورت از بين مى‌رود، به‌طور کلى ”کارکرد“ گروه‌هاى انسانى برآورنده دو نياز اصلى هستند.


۱. برآوردن نيازهائى که افراد به‌تنهائى از عهدهٔ رفع آن برنمى‌آيند. چنانکه احتياج فرد به توليد مثل، تشکيل خانواده و گروه خانوادگى فراهم مى‌آورد.


۲. افزودن بر دامنه فعاليت‌هاى اجتماعى در جهت پرمايه‌تر کردن زندگى اجتماعي، مثلاً کنسرت يا مسابقهٔ فعاليت‌هاى خويشاوندى هستند که به‌وسيله گروهى انسان تدارک مى‌شوند و به هيچ‌وجه به‌صورت انفرادى تحقق نمى‌يابند.


بنابراين ”کارکرد“ گروه‌هاى اجتماعى به نقش و وظيفه تک تک اعضاء گروه بستگى دارد که در داخل گروه به‌عهده آنها گذاشته شده است. برخى از مؤلفين علم‌الاجتماع نيروئى را که موجب ايفاء نقش فرد در گروه اجتماعى مربوط به خود مى‌شود، ”نيروى گروهي“ يا ”توان گروهي“ خوانده‌اند و يادآورى مى‌شود که اين نيرو يا توان گروهي، موقعى مى‌تواند خود را به خوبى نشان دهد که هر فردى از گروه در هر لحظه از زمان، وظيفه خود را به‌خوبى انجام دهد.


به‌هر حال برخى ديگر از کارکردهاى گروه عبارت هستند از:


۱. گروه به اعضاء خود ”حيثيت و آبروي“ قابل توجهى مى‌بخشد. به عبارت ديگر ”پايگاه گروهي“ هر فرد (اين اصطلاح از ماکس وبر است) يعنى حيثيت و آبروئى که به‌صورت مجموعهٔ گروهى تظاهر مى‌کند، خودبه‌خود ناشى از اعضاء گروه است و به جرأت مى‌توان گفت که ناشى از کارکرد آن است. مثلاً پايگاه گروهى پزشکان، مهندسان، معلمان، وکلا، استادان دانشگاه، گروه‌هاى صنفى مختلف و...


۲. يکى ديگر از کارکردهاى درون گروهي، تأثيرى است که گروه در اعضاء خود مى‌گذارد. به اين معنى که هر يک از اعضاء گروه از طريق تأثير متقابلى که در يکديگر دارند، دائماً در حال تغيير و تحول هستند. اغلب افراد، در مقابل تغيير، احساس سالمى داشته، آن را مى‌پذيرند. ولى برخى افراد در مقابل تغيير مقاومت مى‌کنند و در حفظ وضع موجود تلاش مى‌ورزند. در هر صورت اثر اين تغيير يا مقاومت در مقابل تغيير، تأثير اجتناب‌پذيرى در کارکرد هر يک از اعضاء و در کل گروه اجتماعى دارد.


۳. کارکرد ديگر گروه، ”ارضاء خاطري“ براى اعضاء آن است. دورکيم در همين مورد خاطرنشان ساخته که احساس تعلق برد به گروه در درجه اول، براى فرد منبع ارضاء خاطر مى‌شود و از طرف ديگر در دشوارى‌ها براى او پشتيبان به شمار مى‌رود.


۴. گروه از راه قرار دادن فرد در برابر ديگرى و برانگيختن او به اينکه خود را به‌جاى ديگرى بگذارد، موجب مى‌گردد که شخصيت او ساخته شود. در همين رابطه ”کولي“ بهترين کارکرد گروه نخستين، به‌ويژه خانواده را شکل‌گيرى چارچوب اساسى شخصيت انسانى عنوان مى‌کند. از نظر او خانواده به‌عنوان نخستين و اساسى‌ترين گروه اجتماعي، منبع ادراکات از قبيل: عشق، آزادي، عدالت، نوع‌دوستى و پايه و اساس کليهٔ اصول اخلاقى و ارزنده موجود در مناسبات بشرى را پى‌ريزى مى‌کند. بنابراين همان‌طور که گفتيم گروه‌هاى نخستين در اجتماعى شدن اطفال و نوجوانان و فرهنگ‌پذيرى آنها اثر بسيار سازنده و تعيين‌کننده‌اى دارد. به همين لحاظ امروز با الهام گرفتن از ”کارکرد“ مفيد و سازنده گروه‌هاى نخستين در مراکز درماني، اجتماعى و توان‌بخشى درمان‌هاى گروهى متداول شده و در اغلب موارد، اين درمان‌ها نيز اثر مفيدى در معالجات و مداواى اعضاء گروه دارد. به همين علت روانپزشکان، مددکاران اجتماعي، روانشناسان و جرم‌شناسان و... در درمان بيماران، معتادين، معلولين ذهني، نوجوانان بزهکار و نظاير آن، از اين روش استفاده مى‌کنند.


سرانجام بحث ”کارکرد“ گروه‌هاى اجتماعى را با نظرگاه ”گورويچ“ به پايان مى‌بريم:


- گروه‌هاى خويشاوندي، اين گروه‌ها، برپايه قرابت و خويشاوندى خونى استوار هستند. مانند: کلان، خانوادهٔ زن و شوهري، خانوار، خانوادهٔ گسترده که هر کدام ”کارکرد“ مخصوص به خود دارند.


- گروه‌هاى همبستگى برادرانه: اينگونه گروه‌ها، همبستگى‌هائى از لحاظ وضعيت اقتصادى يا اعتقادي، ذوقى و هنرى و يا منافع مشترک يا يکديگر دارند. مانند: گروه‌هاى سنى و جنسى و گروهى که داراى درآمد و يا دارائى يکسانى هستند.


- گروه‌هاى محلي: اين گروه‌ها به اعتبار همسايگى و مجاورت به يکديگر مربوط مى‌شود از قبيل: شهردارى‌ها، مناطق، ولايات و دولت.


- گروه‌هاى فعاليت اقتصادي: که عبارت هستند از کليهٔ گروه‌هائى که وظيفه يا کار عمدهٔ ايشان مشارکت در توليد، مبادله و توزيع يا مشارکت در سازمان مصرف دارند از قبيل: مشاغل، سنديکاها، تعاونى‌ها، طبقات، کارخانه‌ها، بنگاه‌هاى اقتصادى و...


- گروه‌هاى فعاليت غيرانتفاعي: از قبيل احزاب سياسي، انجمن‌هاى دانشمندان يا انجمن‌هاى بشر دوستان، انجمن‌هاى ورزشى و... .


- گروه‌هاى عرفانى و خلسه‌اي: از قبيل کليسا، مجامع مذهبى و يا غيرمذهبى نظام‌هاى مذهبي، صومعه‌ها و فرقه‌ها و طريقت‌هاى جادوئي.