جامعه‌پذيرى جريانى است که از طريق آن فرد با هنجارهاى جامعه آشنا مى‌شود، آنها را مى‌آموزد و به مرحله اجراء درمى‌آورد تا بتواند متناسب با هنجارهاى گروه و جامعه‌اى که در آن به‌سر مى‌برد زندگى کند. پس ”جامعه‌پذيري“ جريانى است که فرد عملاً با زندگى گروه ”همسازي“ مى‌کند. بنابراين فرد ”جامعه‌پذير“ کسى است که بر اثر ”همنوا“ شدن با هنجارهاى گروهى وظايف گروهى را پذيرفته و راه‌هاى همکارى را شناخته و بدين سبب داراى رفتارى است که مورد پسند گروه است.”همنوائي“ شخص با هنجارهاى اجتماعى که مايهٔ جامعه‌پذيرى است دو جنبه دارد. مجاب شدن يا همنوائى عمقى و اجابت يا همنوائى سطحي.


”همنوائى سطحي“ شخص را بر آن مى‌دارد که فقط محض حفظ ظاهر در رعايت هنجارها بکوشد. ولى ”همنوائى عمقي“ آن است که فرد ”هنجارهاي“ اجتماعى را به‌صورت باطنى بپذيرد، و به ”درونى کردن“ يا ”نهادى شدن“ آنها بپردازد. اما در جامعه‌هاى کنونى که دائماً در حال تغيير و تحول است همنوائى عمقى فرد با اشکال مواجه است. زيرا ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى به سرعت تغيير مى‌کند و فرد کمتر فرصت مى‌يابد که خود را به‌طور عمقى با هنجارهاى اجتماعى سازگار گرداند. علاوه بر آن فرد در جريان ”هنجارپذيري“ با هنجارهاى متضاد و متناقض و نامناسبى که با مقتضيات اجتماعى سازگارى ندارند روبه‌رو مى‌شود. در نتيجه فرد نمى‌داند کدام هنجار را بپذيرد. از اين جهت دچار تعارض و سرگردانى مى‌گردد. زيرا از يک طرف ”فرهنگ“ جامعه او را از پذيرش چيزهاى جديد باز مى‌دارد و نهيب مى‌زند که پايبند باشد و از طرف ديگر مى‌بيند که برخى از آداب و رسوم و ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى موجود با مقتضيات زمانى سازگارى و توافق ندارد و ”کارکرد“، خود را از دست داده است. بدين جهت در بسيارى موارد ميان نسل‌ها، ناسازگارى‌هاى رواني، اجتماعى و اخلاقى وجود دارد و يگانگى اجتماعى در معرض خطر قرار مى‌گيرد. بنا به گفته پيران و سالمندان ”دنيا، دنياى آخرالزمان است“ زيرا در مقايسه با فرهنگ گذشته آنها مى‌بيند که همه چيز عوض شده و در هم فروريخته و باورکردنى نيست.


جامعه‌پذيرى همچنين براى افرادى‌که به جوامع ديگر، مهاجرت مى‌کنند و مدت نسبتاً طولانى در آنجا به‌سر مى‌برند نيز مصداق پيدا مى‌کند.