فرهنگ هر قوم، مجموعهٔ عوامل مرتبطى است که نحوهٔ زندگى آن قوم را تعيين مى‌نمايد.


اين عوامل عبارت هستند از: زبان، رسوم، عادات، دانسته‌ها، عقايد، مذهب، پذيرفته‌هاى اخلاقي، محرمات، قوانين، روش‌هاى مواظبت از بچه و تربيت آن، اصول مالکيت، هنر، صنايع و خلاصه، مجموعهٔ اعمال و افکار مردم يک قوم يا يک ملت که در اثر زندگى افراد آن هم در طول سال‌ها به‌وجود آمده، شکل گرفته، از طريق آموزش و پرورش آموخته شده و از نسلى به نسل بعد منتقل مى‌گردد. هر يک از اين عوامل به‌نوبه خود در تبيين و نحوه رفتار، طرز فکر، اميال، مقررات، تفاوت‌ها، جهان‌بينى و مشخصات روانشناسى مردم يک قوم يا يک ملت تأثير قابل ملاحظه‌اى دارد که به‌نام ”روانشناسى ملل“ مورد مطالعه قرار مى‌گيرد. بنابراين فرهنگ هر ملتى خصوصيات و رنگ ويژه‌اى دارد که با آن شناخته مى‌شود و شناخت هر ملت از راه بررسى و ژرف‌نگرى در آثار و پديده‌ها و آفريده‌هاى آن ممکن و ميسر است. به اين منظور هر جامعه‌اى کوشش مى‌کند، افراد را به‌گونه‌ خاص و متناسب با فرهنگ خود آموزش و پرورش دهد تا ”ميراث اجتماعي“ (Social Heritage) يا ”فرهنگي“ يا ”فرهنگ“ خود را حفظ و نگهدارى کند، جامعه پايدار بماند و با آن شناخته شود. بدين جهت است که گاهى صحبت از تربيت ايراني، فرانسوي، انگليسى و... مى‌کنيم و به آن ويژگى شناخته مى‌شويم.