در معناى عام، ”نهاد“ گاهى بر کلمهٔ ”سازمان“ نيز اطلاق مى‌شود اما ”نهاد“ داراى ويژگى‌هاى است که در سازمان‌ها و مؤسسات کمتر وجود دارد. برخى از اين تفاوت‌ها عبارت هستند از:


- در نهادهاى اجتماعي، مانند: نهاد خانواده، خويشاوندى و ازدواج و الگوهاى رفتارى آداب و رسوم فرهنگى و... نه شکل مادى و سازمانى وجود دارد، نه بنا و ساختمانى را به‌‌خود اختصاص داده‌اند و نه در آنها سلسله مراتب رسمى وجود دارد. در حالى که در سازمان، هيئت مديره، بنا، جايگاه، سلسله مراتب، تقسيم‌بندى وظايف، ارتباطات، هماهنگى و... وجود دارد که براى رسيدن به هدف معيني، به‌طور قانونى گرد هم آمده‌اند. به عبارت ديگر، سازمان برخلاف ”نهاد“، داراى محل خاص است و حال آنکه نهاد در سراسر جامعهٔ معينى پراکنده است.


- نهادها قديمى هستند در حالى‌که برخى از سازمان‌ها جديد مى‌باشند.


- نهادها، چنانکه سامنر (W.G.Sumner ۱۹۱۰-۱۸۴۰) و کلر (Albert Galloway Keller ۱۹۵۶-۱۸۷۴) عقيده دارند منافع حياتى بشر چون: گرسنگي، غريزه جنسى و نيازهاى ”ثانوي“ که در درجهٔ دوم اهميت قرار دارند به‌وجود آمده‌اند.


- ”نهادها“، اغلب بدون طرح و نقشه قبلي، غيرعمومي، به‌تدريج و به‌مرور زمان شکل گرفته‌اند و از ساده به پيچيده تکامل پيدا کرده، جوابگوى نيازهاى اجتماعى مستمر و دائمى مى‌باشند. در صورتى‌که سازمان، با طرح و نقشه قبلي، عمومى و در زمان معين به‌وجود آمده و به شيوهٔ رسمى سازمان يافته است.


مثلاً: نهادهاى اصلى و اساسى نظير: نهاد آموزش و پرورش، خانواده خويشاوندى و ازدواج و... از جمله نهادهاى نوع اول، درصورتى‌که سازمان بازنشستگي، رفاه و تأمين اجتماعى و بيمه که براى تأمين و محافظت افراد در مقابل پيرى و از کارافتادگي، بى‌کارى و بيمارى ... است از نوع دوم مى‌باشند. همين‌طور سازمان‌هاى ديگر ادارى از نهادهاى نوع دوم محسوب مى‌گردند.


- رابرت مک ايور، بين کلمه ”نهاد“ و ”مؤسسه“ نيز تفاوت قائل شده و معتقد است که نهادها عبارت هستند از: اصول و اشکال معين فعاليت‌هاى اجتماعى در حالى‌که ”مؤسسه“ عبارت از گروهى است که به انجام وظايف استاندارد شده‌اى مبادرت مى‌کنند. از اين‌رو مدرسه، آموزشگاه و دانشگاه از نوع مؤسسه به‌حساب مى‌آيند. حال آنکه امور تعليم و تربيت ”نهاد“ هستند. انسان مى‌تواند به يک مؤسسه تعلق داشته باشد اما هرگز به يک نهاد تعلق ندارد. زيرا نهادها، برخلاف مؤسسه داراى محل و مکان خاصى نيستند و در سراسر جامعه سارى و جارى است و عموميت دارند.


- اگ برن و نيم‌کف بين ”مؤسسه اجتماعي“ و ”نهاد اجتماعي“ تفاوت قائل شده مى‌نويسد: ”مؤسسه اجتماعي“ سازمانى است که دوام و انتظام فراوان دارو و کارکردهاى اجتماعى معينى را عهده‌دار است. شرکت، باشگاه‌ها، بنگاه‌هاى حرفه‌اي، آموزشگاه‌ها و اداره از جمله مؤسسه‌هاى اجتماعى به شمار مى‌روند. مؤسسه اجتماعي، عموماً وابسته به نهادهاى اجتماعى هستند. زيرا چنانکه مى‌دانيم مؤسسه و ساير سازمان‌هاى اجتماعى چه رسمى و چه غيررسمى با کارکردهاى خود نيازهاى گوناگون انسانى را برآورده مى‌کنند. نهادهاى اجتماعي، عهده‌دار کارکردهاى مهم حياتى انسانى هستند، که به‌صورت پويش‌هاى (Process) پيچيده درآمده‌اند. بنابراين سازمان‌هاى اجتماعى مهم، به منزلهٔ وسائل يا عوامل و عناصر نهادهاى اجتماعى هستند.


- مردم‌شناسان، هرگز نتوانسته‌اند جامعه اوليه‌اى را پيدا کنند، که در آن نهادهاى اساسى و اصلى چون: خانواده، خويشاوندى و ازدواج، آموزش و پرورش، اقتصاد، مذهب و تفريح وجود نداشته باشند. درحالى‌که سازمان‌ها در همه جوامع وجود ندارد.


با وجود اين، مردم‌شناسان در مطالعات خود به اين نتيجه رسيده‌اند که شيوهٔ پاسخگوئى نهادها به نيازمندى‌هاى اوليه از تنوع غيرقابل تصورى برخوردار است. مثلاً: در بين بوميان استراليا، مؤسسه‌هاى مختلف و پيچيدهٔ دينى وجود دارد يا در بين سرخ‌پوستان ”دشت‌هاى بزرگ“ (Great PLain) در آمريکا، براى گروه‌هاى سنى متفاوت، مؤسسه‌هاى مستقلى است که اداره، رقص، سرودها، اموال و امتيازات آن گروه را برعهده دارد.


- نهادهاى اجتماعي، همان‌طور که گفته شد از استمرار و دوام در طول تاريخ برخوردار هستند و در مقابل تغييرات مقاوم هستند. تغييرات آنها آرام، تدريجى و کند است، حال آنکه سازمان‌ها و مؤسسات، کمتر اين خصوصيت را دارا هستند.


- نهادها، يک رشته فعاليت‌هائى است که افراد جامعه، خودبه‌خود به اصول مقرر آن مى‌پيوندند و نقش‌هائى را که ”محوّل“ ناميده مى‌شود ايفاء مى‌کنند تا به هدف‌هاى مورد تصديق آنها نائل گردند. در حالى نقش افراد در سازمان‌هاى مختلف، نقش ”محقق“ است و افراد با ميل و اراده به آن وارد شده و به ايفاء نقش مى‌پردازند. چه به قول ”باتومور“، يک نهاد مجموع يا خوشه‌اى از نقش‌ها است.


- نهادها از طرف جامعه پذيرفته شده، به رسميت شناخته مى‌شوند، و افراد به ارزش‌ها، اصول، قواعد و هنجارهاى معمول آن پايبند هستند. در حالى‌که اين چينن پذيرش و پايبندى در مورد سازمان‌ها کمتر وجود دارد.


- نهاد به گفته سامنر و کلر، فعاليتى است حياتى که در مجموعه‌اى از آداب و رسوم و تشريفات اجتماعى محصور مى‌باشد. در حالى‌که در سازمان‌ها، آداب و رسوم و تشريفات اجتماعي، دخالت چندانى ندارند و چه بسا که با آنها مخالف هستند.


- نهادها، از طبيعت جامعه برخاسته و از دوام، عموميت، فناناپذيرى و پويائى برخوردار است و کم و بيش خود را بر افراد تحميل مى‌کند. درحالى‌که اين ويژگى کمتر در سازمان وجود دارد.