تغيير فرهنگى فرآيندى است که طى آن اجزاء مختلف يک فرهنگ با گذشت زمان دگرگونى پيدا مى‌کند. هرگونه دگرگونى در اجزاء و کليت فرهنگ در سازمان‌هاى اجتماعى تحولاتى را پديد مى‌آورد و اگر شتاب اين دگرگونى‌ها فزونى يابد؛ ممکن است آسيب‌هائى را نيز در پى داشته باشد. از اين رو، آسيب‌شناسى تغيير را مى‌توان مطالعهٔ اثرات نامطلوب تغيير در زندگى اجتماعى دانست.


تغييرات نامطلوب، دشوارى تطابق با سازگارى اجتماعى را به همراه دارد؛ يعنى فرد به زحمت مى‌تواند خود را با تغييرات تازه همراه کند و اين ناسازگارى علت بسيارى از ناراحتى‌هاى عصبى اجتماع معاصر است. امروزه از برکت تکنولوژي، (تکنولوژى Tecnology به شناخت ابزار و وسايل و شيوه‌هاى کاربرد آنها گويند) تحرک اجتماعي، تقسيم کار، آموزش و ... فرد ديگر اسير و برده سرنوشت خود به‌شمار نمى‌آيد. انسان اين حق را يافته است که به قدرت اراده و تلاش مستمر خود، سازنده و آفريننده سرنوشت و آينده خويش باشد به شرطى که بتواند خود را با دگرگونى‌هاى زماني، مکاني، فرهنگي، پنداري، و... انطباق دهد. عدم انطباق فرد با دگرگونى‌هائى سريع و ناپايدار عصر کنوني، آشفتگى‌ها و نابسامانى‌هائى را در پى خواهد داشت.