آسيب‌شناسى عبارت است از ”مطالعه و شناخت ريشهٔ بى‌نظمى‌ها در ارگانيسم“. در پزشکى به فرآيند و علت‌يابى بيمارى‌ها، آسيب‌شناسى گويند. در مشابهت کالبد انسانى با کالبد جامعه (نظريه اندام‌وارگي) مى‌توان آسيب‌شناسى اجتماعى را ”مطالعه و ريشه‌يابى بى‌نظمى‌هاى اجتماعي“ تعريف کرد.


در واقع آسيب‌شناسى اجتماعي، مطالعهٔ ناهنجارى‌ها و آسيب‌هاى اجتماعى نظير بيکاري، اعتياد، فقر، خودکشي، روسپيگري، طلاق، ولگردي، گدائى و ... همراه با علل و شيوه‌هاى پيشگيرى و درمان آنها به انضمام مطالعهٔ شرايط بيمارگونه و نابسامان اجتماعياست.


(Anomie) به شرايط آشفته و مغشوشى در جامعه گفته مى‌شود که هنجارها ضعيف، ناپديد و يا در تضاد با يکديگر قرار گرفته باشد.