ما با مردم روابط بسيار زيادى برقرار مى‌کنيم: دوستان، عاشقان، همکاران، معلمان، استادان، دانشجويان، والدين و... چرا تمايل به پيوندجوئى با ديگران وجود دارد؟ براى آنکه دستاوردهاى زيادى دارد. به‌نظر ويس (Weiss، ۱۹۷۴) رابطه با اشخاص به شش نياز پيوندجوئى پاسخ مى‌دهد:


۱- در درجهٔ اول، نياز به وابستگى را ارضاء مى‌کند، يعنى امنيت و راحتى لازم را فراهم مى‌آورد. به‌عنوان مثال، نوزاد خيلى زود به مادرش دلبسته مى‌شود. مى‌توانيم اين نوع صميميت را بعدها با دوستان نزديک و با همسر خود داشته باشيم.


۲- نياز به يکپارچگى اجتماعى را تضمين مى‌کند، يعنى اشخاصى که با آنها رابطه برقرار مى‌کنيم، با پذيرفتن علايق و نگرش‌هاى ما نشان مى‌دهند که در بين آنها جاى داريم.


۳- به ما اطمينان مى‌دهد که کسى هستيم و احساس لياقت و ارزشمندى را به‌وجود مى‌آورد.


۴- زمانى که به کمک و حمايت نياز داريم، ديگران نيز اهميت و ارزش پيدا مى‌کنند.


۵- ما را هدايت مى‌کند، در چارچوب خاصى قرار مى‌دهد و توصيه‌هائى ارائه مى‌دهد.


۶- بالاخره، وقتى موقعيت پيدا مى‌کنيم که به ديگران برسيم، آنها اين احساس را در ما به‌وجود مى‌آورند که مهم و لازم هستيم.


مسلماً اشخاصى که با آنها رفت و آمد داريم، نمى‌توانند همهٔ اين نيازها را يک جا برآورده کنند. مثلاً، هر وقت مى‌خواهيم اسباب‌کشى کنيم، باجناق ما مى‌تواند کمک کند، اما الزاماً نمى‌تواند سليقهٔ ما را داشته باشد. همکار ادارى مى‌تواند اين احساس را در ما به‌وجود آورد که فرد مهم و شايسته‌اى هستيم و مى‌تواند در انتخاب يک چيز به ما کمک کند، اما الزاماً نمى‌تواند نياز به دلبستگى ما را تأمين کند. براى برآوردن نيازهاى مختلف پيوندجوئي، بايد شبکهٔ نسبتاً پيچيده‌اى از روابط با اشخاص را داشته باشيم.