آيا درست است که هميشه به طرف کسانى جذب شويم که به خود ما شباهت دارند؟ آيا کسانى که معتقد هستند قطب‌هاى مخالف يکديگر را جذب مى‌کنند، به‌طور کامل در اشتباه هستند؟ نه هميشه زيرا، گاهى اتفاق مى‌افتد که در بين دوستان و عاشقان خود، به دنبال ويژگى‌هائى مى‌گرديم که در خود ما وجود ندارد.


مثلاً، کسانى که عزت‌نفس پائين دارند، هرگز به طرف افرادى که مثل آنها هستند کشيده نمى‌شوند (لئونارد Leonard ۱۹۷۵). اگر خوب به موضوع فکر کنيم، خيلى تعجب نخواهد داشت که ببينيم، شخصى که خودش را دوست ندارد، افراد مشابه با فردى را که او جالب نمى‌داند، خوب ارزيابى نمى‌کند! از طرف ديگر به‌نظر مى‌رسد که ما در جستجوى اشخاصى هستيم که همان مهارت‌ها و همان تخصص ما را ندارند. به‌نظر تيسر (Tesser -۱۹۸۸) نمى‌خواهيم با شخص مورد علاقهٔ خود، در زمينه‌هائى که براى ما مهم است، وارد رقابت شويم.


گاهى اتفاق مى‌افتد که زوج‌ها، از نظر منابعى که در اختيار دارند، آنچه مى‌توانند عرضه کنند مکمل يکديگر هستند. اين حالت در زوج‌هائى ديده مى‌شود که از يک زن جوان زيبا و از يک پيرمرد ثروتمند تشکيل مى‌شوند:


آگهى‌هاى روزنامه‌ها، مخصوصاً در کشورهاى اروپائى و آمريکائي، خيلى خوب اين تعادل را منعکس مى‌کند: زنان جوان، زيبائى جسمى خود را مى‌فروشند، در حالى که مردان، موفقيت اقتصادى خود را عرضه مى‌کنند (گرين و همکاران Green، ۱۹۸۴). در کشور خود ما نيز اين موارد زياد به چشم مى‌خورد. البته تبادل هميشه در يک جهت نيست. زياد هستند زنان ميانسالى که توانسته‌اند عشق پسران جوان را به طرف خود جذب کنند.