روانشناسان اجتماعي، در مطالعهٔ جاذبهٔ بين مردم، مسلماً تسليم احساسات و رمانتيسم نشده‌اند. طبق سنت، مطالعات مربوط به جاذبه در آزمايشگاه انجام گرفته است: در شرايطى حتى‌الامکان کنترل شده و در مورد اشخاصى که تا آن لحظه با يکديگر بيگانه بودند.


براى تبيين انتخاب اين روش، دو دليل وجود دارد. مطالعات آزمايشگاهى بر مطالعات ميدانى تنها از اين نظر ترجيح داده شده است که مبادا مطالعات ميداني، در اثر سوگيرى‌ها آنقدر گمراه‌کننده شود که بدون استفاده باشد. سوگيرى‌ها در مطالعات ميادين مخصوصاً از اين واقعيت نشأت مى‌گيرد که از آزمودنى‌ها مى‌خواهند تا از رويدادهائى که در حال تجربه ‌کردن آنها هستند هيجان‌هائى که به آنها دست مى‌دهد، افکارى که به ذهن آنها مى‌رسد، گزارش‌هاى کلامى بدهند. با اين حساب وقتى با سوگيرى‌هاى مربوط به حافظه و ادراک انسان آشنائى داريم، امکان دارد که نسبت به گزارش‌هاى کلامى بى‌اعتماد باشيم.


عامل ديگرى که انتخاب افراد بيگانه براى مطالعات مربوط به جاذبه را تبيين مى‌کند اين است که، طبق سنت، مطالعهٔ روابطى که در حال ايجاد شدن است، بر مطالعهٔ روابط موجود، ارجحيت دارد. آنچه اهميت دارد اين است که لحظهٔ ظهور جاذبه معلوم شود تا عوامل تعيين‌کنندهٔ آن مورد مطالعه قرار گيرد. درغير اين صورت، تنها مى‌توان دربارهٔ عواملى که آن را به‌وجود آورده‌اند فکر کرد يا بازهم، به گزارش‌هاى کلامى متوسل شد.


اين راهبردهاى روش شناختى (مطالعهٔ آزمايشگاهى افراد بيگانه)، موجب شده است که پيدايش جاذبه به دقت مطالعه شود. با اين همه، مطالعات آزمايشى جاذبه محدوديت‌هائى دارد که پژوهشگران آنها را بسيار باز دارنده مى‌دانند. در درجهٔ اول، آنها با محدوديت‌هاى سنتى تحقيق آزمايشى از نظر روائى بوم‌شناختى برخورد مى‌کنند. منظور اين است که نتايج مشاهده شده در آزمايشگاه را که به‌طور ماهرانه سازمان يافته و کنترل شده است، به دشوارى مى‌توان به موقعيت‌هاى زندگى روزمره تعميم داد. به‌طور کلي، آنچه در آزمايشگاه اتفاق مى‌افتد، همان نيست که در زندگى روزانه پيش مى‌آيد. از طرف ديگر، درست است که مطالعات آزمايشگاهى تا اندازه‌اي، تحليل دقيق و جالب پيدايش جاذبه را موجب مى‌شود، نمى‌تواند دربارهٔ ادامهٔ روابطى که به‌وجود آورده است، اطلاعاتى فراهم آورد. سؤال اين است:


به محض آنکه جاذبه پيدا شد، چه اتفاقى مى‌افتد؟


اين محدوديت‌هاى روش شناختي، پژوهشگران را وادار کرده است تا در دو دههٔ گذشته به مطالعهٔ روابط بلندمدت علاقه‌مند شوند. اين روابط، که اصطلاحاً ”روابط صميمي“ ناميده مى‌شود در مقابل ”روابط سطحي“ قرار مى‌گيرد (بدون قضاوت ارزشي) و در ميان روابط صميمي، روابطى که امروزه بيشتر مورد مطالعه قرار گرفته رابطه‌اى است که قبلاً خيال مى‌کردند به‌صورت علمى قابل مطالعه نيست: رابطهٔ عاشقانه.