در ميان سوگيرى‌هاى تفکر اجتماعى به همبستگى‌هاى گول‌‌زننده اشاره کرديم. حال يادآورى مى‌کنيم که همبستگى گول‌زننده عبارت است از رابطهٔ ظاهرى اما ناموجود بين دو پديده.


از قبل مى‌دانيم که رويدادهاى نادر خيلى بيشتر از رويدادهاى عادى جلب توجه مى‌کند. مثلاً، جنايت بيشتر از دزدى از بقالى جلب توجه مى‌کند. همچنين، فردى که به‌علت داشتن ويژگى‌ خاص، مثلاً تعلق به يک قوم، از ساير اعضاء گروه متمايز مى‌شود، بيشتر از ديگران جلب توجه مى‌کند. اگر رويداد جالبى با فرد جالبى همراه باشد، نسبت به زمانى‌که هيچ يک از آنها جالب نيستند، بيشترين شانس دريافت اطلاعات را خواهيم داشت (جدول زير). اگر جنايت هولناکى که اعضاء يک قوم مرتکب مى‌شوند بيشتر تکرار شود، زودتر نتيجه‌گيرى خواهيم کرد که بين همان جنايت هولناک و همان قوم رابطه وجود دارد. اين رابطه، در مقايسه با رابطه بين اعضاء يک گروه اکثريت و همان جنايت هولناک، بيشتر به چشم خواهد آمد. بنابراين، بى‌دليل نيست که نمايندگان اقليت‌هاى قومى يا مذهبى معتقد هستند که نبايد اصليت متهمان به جنايات يا خلاف‌کارى‌ها اعلام شود. به سخن ديگر، وقتى افرادى به جرم جنايت يا جاسوسى دستگير مى‌شوند نبايد اعلام شود که آنها از کدام قوم هستند و چه مذهبى دارند.

تصورات قالبى مى‌تواند همبستگى‌هاى گول‌زننده به‌وجود آورد

گروه A (اکثريت) گروه B (اقليت)
مثبت ۱۶توصيف
على درستکار است
على جزء گروه A است
۸ توصيف
حسن کارى است
حسن جزء گروه B است
منفى ۸ توصيف
x دروغگو است
x جزء گروه A است
۴ توصيف
y رياکار است
y جزء گروه B است


ارتباط دادن صفات منفى نادر و مورد توجه به افراد گروه‌هاى اقليت، گروه‌هائى که خود آنها نيز مورد توجه هستند، موجب مى‌شود که اين صفات راحت‌تر به حافظه سپرده شود و بين آنها رابطه‌اى تصور شود که واقعيت ندارد.