فيلسوفان قرن‌هاى گذشته بارها اين سؤال را مطرح کرده‌اند: آيا انسان ذاتاً اجتماعى است يا گوشه‌گير؟ به‌ عبارت ديگر آيا انسان براساس غريزه در جهت تشکيل گروه سوق داده مى‌شود يا بيشتر دوست دارد در انزوا زندگى کند؟ روانشناسان اجتماعى معاصر، اين موضوع را خيلى جدى نمى‌گيرند. آنها مى‌بينند که زندگى گروهي، چه ذاتى باشد چه اکتسابى شيوهٔ رايج زندگى امروزى است، بنابراين، به‌دنبال کشف عواملى هستند که انسان‌ها را در جهت تشکيل گروه سوق مى‌دهند.


به‌عقيدهٔ گرينبرگ و بارون (Greenberg and Baron، (۱۹۹۳، عوامل زيادى ما را وادار مى‌کنند تا به گروه‌هاى متعدد ملحق شويم. در درجهٔ اول، گروه‌ها مى‌توانند ما را در رسيدن به هدف‌هائى کمک کنند که اگر تنها باشيم نمى‌توانيم به آنها برسيم. مثلاً، گروه‌هاى کار موجب تقسيم کار مى‌شوند و تقسيم کار مى‌تواند از توانائى‌هاى افراد، به شيوه‌اى کارآمدتر از زمانى که تنها کار مى‌کنند، بهره بگيرد.


گروه اجازه مى‌دهد که نيازهاى روانى و اجتماعى مهم افراد برآورده شود، مثل نيازهاى عاطفي، مورد توجه قرار گرفتن و امنيت. ما تنها به اين علت نيز گروه تشکيل مى‌دهيم که سرگرم شويم و خوش بگذرانيم مثلاً، جزء گروه شطرنج‌بازان شدن، اين امکان را در اختيار ما مى‌گذارد که از اين کار لذت ببريم، شيوهٔ مقابله با حريف را ياد بگيريم، احساس کنيم مى‌توانيم مؤثر واقع شويم، براى گروه افتخار کسب کنيم و به‌دنبال آنها عزت‌نفس خود را بالا ببريم.


ما به گروه‌هاى ديگرى نيز ملحق مى‌شويم تا شناخت و اطلاعات به‌دست آوريم. طبيعتاً همين نياز است که مى‌تواند دليل شرکت شما در کلاس روانشناسى اجتماعى باشد. بالاخره، عضو گروه شدن، هويت ما را مشخص مى‌کند. خيلى مهم است که بتوانيم خود را عضو يک گروه يا يک جمع معرفى کنيم. به‌عنوان مثال، در تمام دنيا وقتى دانشجويان خريد مى‌کنند، بلافاصله اعلام مى‌کنند که دانشجو هستند و بايد از تخفيف ويژه برخوردار شوند و چقدر خوب است که موفق هم مى‌شوند. حتى ضداجتماعى‌ترين افراد نيز، دست‌کم از همانندسازى با يکى از گروه‌ها حتى اگر ضداجتماعى باشد، خوددارى نمى‌کنند! همانندسازى با گروه آنقدر طبيعى است که اگر انسان‌ها را براساس معيارهاى کاملاً قراردادى (مثلاً سبزها، آبى‌ها) تقسيم‌بندى کنند، در پردازش اطلاعات حاصل از محيط خيلى سريع سوگيرى شناختى خواهند داشت. بنابراين، پيوستن به گروه اين اجازه را به ما مى‌دهد که خودمان را تعريف کنيم و مى‌دانيم که تعريف و توصيف خود يکى از عناصر مهم شکل‌گيرى خود است.