دوم خرداد سال ۱۳۷۶، در تاريخ جمهورى اسلامى ايران، براى اکثر مردم، ماه بسيار مهمى تلقى مى‌شود. در آن روز، مردم به پاى صندوق‌هاى رأى رفتند و آقاى سيدمحمد خاتمى را به‌عنوان رئيس‌جمهورى خود انتخاب کردند. تا اين لحظه، به‌نظر مى‌رسد که اکثر مردم نسبت به رئيس‌جمهورى نظر مثبت دارند و معتقد هستند که بسيار خوب و اميدوارکننده عمل کرده‌اند. پس از انتخاب آقاى خاتمي، تغييرات مهمى در زمينه‌هاى مختلف انجام گرفته است. مسافرت‌هاى متعدد ايشان به کشورهاى مختلف و ايراد سخنرانى‌ها موجب شده است که ايران تا اندازه‌‌اى از انزواى سياسى بيرون بيايد. در وزارت ارشاد اسلامى از سخت‌گيرى‌‌ها در مورد چاپ کتاب کاسته شده است و هر روز کتاب‌هائى به بازار مى‌آيد که قبلاً اجازهٔ انتشار نداشت.


مطالب روزنامه‌ها تا اندازه‌اى خواندنى شده است، دانشجويان فرصت پيدا کرده‌اند حرف دلشان را بزنند و موارد متعدد ديگر. اما کسان ديگرى نيز وجود دارند که معتقد هستند رئيس‌جمهور فقط خوب به مشکلات اشاره مى‌کنند، از جمله گراني، بى‌کاري، واقعهٔ کوى دانشگاه تهران، واقعهٔ آبادان، حوادث خرم‌آباد و ... اگر روزنامه‌هاى مختلف را ورق بزنيد، نمونه‌هاى زيادى از اين نوع اظهارنظرهاى موافق و مخالف را خواهيد ديد. حتيٰ اگر در محفل دوستان به بحث‌هاى سياسى بپردازيد بلافاصله متوجه خواهيد شد که نه تنها رئيس‌جمهورى بلکه بسيارى از سياستمداران ديگر نيز موافق و مخالف دارند. به سخن ديگر، نگرش مردم نسبت به زمامداران مملکت متفاوت است. برخى نگرش مثبت و برخى نگرش منفى دارند.