”در يکى از روزهاى تابستان ۱۳۷۹، در شهر دزفول دو سرباز به کنار رودخانه مى‌روند. يکى از آن دو براى شنا کردن، به داخل آب مى‌رود، به‌علت عمق زياد و جريان رودخانه در آب غوطه‌ور مى‌شوند. دوست او که در کنار رودخانه نشسته بود، براى نجات او خودش را به داخل رودخانه مى‌اندازد. متأسفانه هر دو غرق مى‌شوند“.


”در خرداد ماه سال ۱۳۷۶، دو دختر به نام‌هاى سمانه و سميرا، از روستاى مهرآباد با رودهن مى‌روند تا در جشن تولد دوست خود شرکت کنند. به هنگام بازگشت از کنار رودخانه رد مى‌شوند. پاى سمانه ليز مى‌خورد و در نتيجه به رودخانه مى‌افتد و نمى‌تواند بيرون بيايد. سميرا، براى نجات او، خود را به آب مى‌اندازد، متأسفانه آن دو نيز غرق مى‌شوند“.


اين مبحث به مطالعهٔ رفتارهاى موافق اجتماعى يعني، نه تنها اعمال ناشى از شجاعت و از خودگذشتگى مثل کسى که براى نجات ديگران خود را به خطر مى‌اندازد، بلکه رفتارهاى کمک‌رسانى کمتر قهرمانانهٔ زندگى روزمره، اختصاص دارد، مثل کمک کردن به همسايه، امانت دادن يادداشت‌هاى کلاسى به دوستى که غايت بود، کمک کردن به يکى از مؤسسات خيريه يا، خيلى ساده آماده شدن براى خدمت به دوستى که نيازمند کمک است. در اين مبحث، از خود سؤال خواهيم کرد، چه چيزى موجب مى‌شود که به ديگران کمک کنيم. آيا کسانى وجود دارند که بيشتر از سايرين دوست دارند به مردم کمک کنند؟ به چه کسى کمک مى‌کنيم؟ کدام شرايط و موقعيت‌هاى محيط موجب مى‌شود که دست کسانى را که نيازمندند بگيريم؟ و در نهايت، پيامدهاى رفتارهاى موافق اجتماعي، براى کسانى که از آنها بهره مى‌برند، کدام‌ها است؟


همزمان با بيان آنچه مردم را وادار مى‌کند تا براى سبک کردن رنج ديگران، وارد عمل شوند، خواهيم ديد که متأسفانه موقعيت‌هائى وجود دارد که در آنها کمک‌رسانى انجام نمى‌گيرد. در شهر نيويورک آمريکا، حوالى ساعت سه صبح، در يک شب بهارى سال ۱۹۶۴، کيتى جنوويز Kitty Genovese، به خانهٔ خود بر مى‌گشت که ناگهان مردى با چاقو به او حمله مى‌کند. با فريادهاى او همسايه‌ها بيدار مى‌شوند و ضارب پا به فرار مى‌گذارد. با اين همه، وقتى ضارب مى‌بيند که کسى به کمک کيتى نمى‌آيد، دوباره حمله مى‌کند. کيتى موفق مى‌شود لحظه‌اى خود را از مهلکه بيرون بکشد، اما به رغم فريادهاى او کسى وارد عمل نمى‌شود. مهاجم به سرعت خود را به او مى‌رساند و کار را تمام مى‌کند. فاصله بين اولين حملهٔ مهاجم و آخرين ضربهٔ چاقو نيم ساعت طول مى‌کشد، با اين همه، از ۳۸ همسايهٔ کيتي، که از پنجره‌هاى خود ناظر صحنه بودند، نه کسى به کمک او مى‌آيد و نه کسى به پليس تلفن مى‌زند!


مورد کيتى استثنائى نيست. با ورق زدن روزنامه‌ها، نمونه‌هاى زيادى از موقعيت‌ها را پيدا مى‌کنيم که در آن شخصي، در حالى که با نااميدى به کمک نياز دارد، هيچ کمکى دريافت نمى‌کند. اما، همان‌طور که لزومى ندارد به جستجوى موارد قهرمانانه بپردازيم تا نشان دهيم که انسان‌ها تمايل به کمک کردن دارند، همان‌طور لازم نيست از رويدادهاى استثنائى مثال بياوريم تا نشان دهيم که انسان‌ها هيچ وقت کمک نمى‌کنند. زندگى روزمره، به سهم خود، نمونه‌هاى زيادى فراهم مى‌آورد. کم نيستند دانشجويانى که يادداشت‌هاى کلاسى خود را به ديگران امانت نمى‌دهند و گدايان هر چند که موفق مى‌شوند هر روز مبلغ قابل توجهى به‌دست آورند، با هزاران مورد نيز روبرو مى‌شوند که تقاضاى آنها به‌شدت رد مى‌شود. مى‌توان، براى کمک نکردن به ديگران، دلايل زيادى آورد: ممکن است بگوئيم وقت نداشتيم، ممکن است معتقد شويم که اين کار بر عهدهٔ ديگران است، حتى ممکن است درحالت دو دلى قرار بگيريم و ... البته قصد ما اين نيست که بگوئيم رد کردن تقاضاى کمک قابل توجيه بوده است يا خير، بلکه قصد ما تبيين آن است.