خواص آکوستيکى استوديو از دو جنبه قابل بررسى است:


۱. آکوستيک صوتى استوديو و صحنه‌هاى ساخته شده در آن و اينکه چگونه صدا در استوديو رنگ‌آميزى شده يا توسط آنها انعکاس مى‌يابد. اين جنبه به طرح استوديو مربوط مى‌شود اما اصولاً شکل و مصالح صحنه کيفيت صدابردارى را تحت تأثير قرار مى‌دهد.


۲. هر گاه صحنهٔ استوديو با رعايت اصل واقع‌گرائى ساخته شده باشد، لازم است به نوع صدائى که انسان انتظار شنيدن آن را دارد توجه شود. به‌طور مثال، تصوير صحنه‌اى در کنار دريا همراه با صداى پژواک‌دار اثرى به‌وجود مى‌آورد که به سختى قانع‌کننده خواهد بود.


در استوديوهاى راديوئي، محيط اکوستيکى قابل کنترل است، اما در تلويزيون انعطاف کمترى وجود دارد.


اکثر اصول آکوستيکى مورد نياز، اصول آشنائى هستند. هر صدائى که شنيده مى‌شود از امواج مستقيمى تشکيل شده است که با ساير امواج بازتابيده از سطوح محيط همراه است ــ‌در فضاى آزاد اين حالت کمتر است. اغلب سطوح، صدا را تا حدودى جذب مى‌کنند. اشيائى مثل پرده، مخمل و قالى به شدت جاذب صدا هستند.


سطوح سخت مانند کاشي، آجر، چوب و ... صداى بيشترى را منعکس مى‌کنند. اما اين‌گونه سطوح در همهٔ فرکانس‌ها يکسان عمل نمى‌کنند. در اين حالت، صداى بازتابيده در مقايسه با صداى اصلى فاقد فرکانس‌هاى بالا است. وقتى سطوح فرکانس‌ها را بدين طريق متمايز مى‌کنند، گفته مى‌شود که بازتاب صدا ”رنگ‌آميزي“ شده است.


نوع بازتاب صدا که از يک سطح به‌دست مى‌آيد به عوامل مختلف بستگى دارد:


- چگونگى پرداخت سطح - صاف، خشن يا ناهموار.


- شکل سطح - تخت، شيب‌دار يا موج‌دار.


- ساخت سطح - ثابت، آويزان، کلفت يا نازک.


اگر ساخت جسم نازک و نا استوار باشد در مقابل نوسانات مقاوم نبوده و بعضى از فرکانس‌ها را تشديد مى‌کند يا همراه آنها به ارتعاش در مى‌آيد.


اگر محيطى کاملاً جاذب صدا باشد، بى‌روح و خفه به‌نظر مى‌آيد؛ در آن طنين وجود ندارد و فقط صداهاى مستقيم شنيده مى‌شوند.


چنان‌چه جذب صدا کم باشد، بازتاب‌هاى قوى صداى اصلى را تقويت کرده و آن را بلندتر مى‌کند. وقتى اين بازتاب‌ها با صداى اصلى همراه شوند صداى بازتابيده زنده خواهد بود. اما در صورت قوى‌تر شدن بازتاب‌ها ممکن است صداى اصلى را پوشانده و آن را نامفهوم و غيرقابل درک کند.


اگر سطوح بازتابيده به اندازه‌اى دور باشند که بين دريافت صداى مستقيم و بازتاب آن توسط اين سطوح، گذشت زمانى برابر با ۱۰/۱ ثانيه وجود داشته باشد آن‌گاه پژواک شنيده مى‌شود (اگر اين فاصلهٔ زمانى کمتر از ۱۰/۱ ثانيه باشد تکرارهاى صدا از يکديگر تشخيص نيستند و صدا نه مکرر بلکه کشيده و طنين‌دار ــ‌داراى پس‌ماندــ شنيده مى‌شود.). پژواک بيش از حد باعث بروز اختلالاتى در صداى تکرار شده مى‌شود و تأثير کلى صدا را نامفهوم مى‌کند.


با توجه به اين موارد در مى‌يابيم هنگام ساختن يک استوديو بايد خصوصيات آکوستيکى و بازتاب‌هاى دلخواه در نظر گرفته شود. زمان ميرائى صدا را مى‌توان با نصب مواد جاذب به ديوارها و سقف کاهش داد. در اين زمينه پانل‌هاى فيبري، مواد لايه‌دار، پشم شيشه و اسفنج کاربرد فراوانى دارند. به کمک اين مواد و سطوح متحرک ديگر مى‌توان آکوستيک يک محيط را تا حدودى که مناسب موقعيت باشد تنظيم کرد.


- استوديوى زنده (پرطنين) :

اگر چه پژواک بيش از حد ناخوشايند است اما بسيارى از صداها اگر در محيط‌هاى نسبتاً پر انعکاس و پر طنين شنيده شوند خوش‌آهنگ مى‌شوند. در چنين محيط‌هائى رنگ‌آميزى صداها غنى‌تر و تقويت مى‌شود.


صداهاى موسيقي، به‌ويژه بدين‌طريق اصلاح مى‌شوند. بازتاب يک صدا اثر حجيم و زنده بودن را القاء مى‌کند. از طرفي، محيط‌هاى پر طنين اشکالاتى نيز دارند. در اين محيط ــ‌استوديوــ هر نوع صداى اضافى و مزاحم مانند حرکت و جابجائى دوربين، کشيدن کابل‌ها، راه‌رفتن گروه توليد، صداى تهويهٔ استوديو يا موتور خنک‌کنندهٔ دوربين شنيده مى‌شود.


با اين همه در بسيارى از موقعيت‌ها صداى طنين‌دار مناسب شرايط نخواهد بود. به‌طور مثال، صحنه‌هاى خارج از استوديو، داخل اتاق‌ها يا وسايل نقليه.


به‌طور کلى بهتر است در استوديوى بدون طنين امکان توليد طنين مصنوعى وجود داشته باشد تا بتوان آن را به اندازهٔ دلخواه با صداى مستقيم مخلوط کرد. زيرا امکان ترکيب طنين با صداى خفه وجود دارد اما ميراندن صداى پر طنين غيرممکن است.


- استوديوى مرده (بدون طنين) :

صدا در محيط‌هائى که فاقد طنين هستند به خوبى منتقل نمى‌شود. از اين‌رو، صداهاى ناخواسته کمتر توليد اشکال مى‌کند. در اين حالت طبيعى است که از نظر شرايط آکوستيکى صحنه‌هاى خارج از استوديو کيفيت مناسبى دارند.


تذکر اين نکته لازم است که کار در استوديوئى که از نظر آکوستيکى ‌”مرده“ است بسيار ناخوشايند و افسرده‌کننده است. به‌علت نامطلوب بودن انتقال صدا ضرورت ايجاب مى‌کند بازيگران بلندتر حرف بزنند و بعضى اوقات نوازندگان در شنيدن صداى ساير آلات موسيقى دچار اشکال مى‌شوند.


در مواردى که دوربين از موضوع خود دور مى‌شود مشکلاتى نيز در زمينهٔ پوشش صدا و احتمال سايهٔ بوم وجود دارد. در اين زمينه از ميکروفن‌هاى حساس و کاملاً جهتى استفاده مى‌شود.