اگر چه بعضى اوقات مى‌توان از سکوت به‌نحو مؤثر استفاده کرد، اما يک صفحهٔ تلويزيون بدون تصوير بى‌معنا خواهد بود. از طرف ديگر، بسيارى از موضوع‌ها هيچ‌گونه عنصر تصويرى مستقيمى ندارند. به‌طور مثال، برنامه‌هاى مباحثه و موسيقى را در نظر بگيريد - در اين برنامه‌ها صدا عامل اصلى است و بيننده از تماشاى افرادى که برنامه اجراء مى‌کنند چيزى به‌دست نمى‌آورد. او ممکن است حالات نوازنده و نحوهٔ نواختن سازها را ببيند اما اين صرفاً جنبهٔ مکانيکى موضوع است و بدون شک تأثيرى در مواد اطلاعاتى برنامه، اهميت و هدف آنها ندارند. در واقع، احتمال دارد تصاوير باعث انحراف ذهن بيننده شده و او را به ظاهر مجريان و رفتار آنها مشغول کند.


- مشکلات تصويرى :

در بعضى از برنامه‌ها موضوع مواد تصويرى به‌طور مستقيم مشخص نيستند:


۱. موضوع‌هاى انتزاعى - فلسفي، معنوي، و عقايد اجتماعى.


۲. موضوع‌هاى غير مشخص و کلى - انسانيت، حمل و نقل، و وضعيت هوا.


۳. حوادث تخيلى - فرضيات و فانتزي.


۴. حوادث تاريخى - غيرمدون و فاقد تصوير.


۵. حوادث آينده - موضوع‌هاى آينده‌نگر .


۶. عدم امکان تصويربردارى - به‌علت ممنوعيت تصويربردارى يا غيرقابل دسترس‌بودن موضوع.


۷. غيرعملى بودن تصويربردارى - به‌علت خطرات احتمالى يا فقدان نماهاى با مفهوم.


۸. سپرى شدن حوادث - حادثه‌اى اتفاق افتاده اما تصويربردارى نشده است.


۹. هزينهٔ تأمين تصاوير - به‌علت دور بودن موضوع يا اشکالات موجود در تهيهٔ مجوز.


- راه‌حل‌هاى موجود :

هنگامى که کارگردان نمى‌تواند موضوع مورد بحث را به نمايش بگذارد معمولاً از تصوير جايگزين و متناسب با موضوع استفاده مى‌کند - نوعى لايه‌گذارى تصويرى که به برنامه پر کن نيز معروف است.


باصرفه‌ترين و در عين حال بى‌دردسرترين راه‌حل، نمايش يک مجرى است که دربارهٔ آنچه نمى‌توان ديد توضيح مى‌دهد؛ به‌طور مثال، مجرى در محل واقعه ايستاده است (صحنهٔ نبرد تاريخي، محل وقوع جنايت، يا خارج از سالن کنفرانس).


ميان‌نماها نيز به‌صورت عکس، تکه فيلم يا بخش‌هاى نوار ويدئو و نقاشى و طراحى مى‌توانند مواد تصويرى توضيحى و کمکى باشند.


هنگامى که دربارهٔ حوادث آينده صحبت مى‌شود، مى‌توانيد از تصاوير يا فيلم‌هاى آرشيوى در زمينهٔ وقايع مشابه در گذشته استفاده کنيد، تا حالتى از مکان و چگونگى اتفاق روشن شود (وقايع ورزشي).


در صورت عدم دسترسى به تصاوير موضوع اصلى مى‌توان موضوع مشابهى را نشان داد (مثلاً حيوانى شبيه حيوان فرارى از باغ‌وحش) و اميدوار بود که بيننده تصور نکند که اين همان موضوع اصلى است.


موضوع‌هاى مترادف با موضوع اصلى کاربرد فراوانى در اين زمينه دارند. به‌طور مثال، براى نمايش محل تولد يک نويسندهٔ مشهور مجبور خواهيم بود از تصاوير آرشيو استفاده کنيم؛ با وجود اينکه اين تصاوير با موضوع مورد نظر ما مطابقت ندارند (در زمان ديگرى واقع هستند) اما چاره‌اى نيست زيرا به جز عکس‌هاى آلبو‌م‌هاى خانوادگى منبع تصويرى ديگرى موجود نيست.


به‌هنگام استفاده از تصاوير آرشيوي، همواره اين خطر وجود دارد که به‌واسطهٔ تکرار نمايش آنها در برنامه‌هاى مختلف واکنش لازم را در بيننده ايجاد نکند، اين موضوع به‌ويژه در مورد مواد تصويرى تاريخى يا وقايع خاص چون سوءِقصدها يا سقوط هواپيما بيشتر اتفاق مى‌افتد.


بعضى از اين لايه‌گذار‌ى‌هاى تصويرى کاربردهاى متنوعى مى‌يابند. به‌طور مثال، يک مزرعهٔ گندم مى‌تواند در برنامه‌هاى مربوط به مواد غذائي، تغذيهٔ سالم، حاصل‌خيزى زمين، کشاورزي، جنگ و حملهٔ ملخ‌ها به‌عنوان تصاوير توضيحى به‌کار رود.


تصاوير انتزاعى را تقريباً در هر زمانى مى‌توان به‌کار گرفت. نماهاى محيطي، نماهاى موج آب، سايه‌ها، بازتاب نور، شعاع خورشيد، تصاوير غيرواضح، حرکت برگ‌هاى درخت همگى کاربردهاى معمولى خود را يافته‌اند.