- برنامهٔ نيمه‌مدون : معمولاً در برنامه‌هاى ساده (ميزگرد يا مصاحبه) از تصويرنامه‌هاى خلاصه استفاده مى‌شود. اين نوع تصويرنامه شامل فهرست مجريان، امکانات مورد نياز، عوامل گرافيکي، ميان نماهاى فيلم يا ويدئو (با معرفى بخش‌ها و مدت آنها) است. گفتار برنامه صرفاً به صورت خلاصه مدون شده و نظريات حاشيه‌اى شامل بعضى فرمان‌ها (زمان استفاده از ميان‌نماها، مقاطع تدوين يا تغييرات موضعى دوربين‌ها) است.


- برنامهٔ کاملاً مدون : در اين مورد، تصويرنامه چندين مرحله را پشت سر مى‌گذارد:


۱. تصويرنامهٔ مقدماتى (خلاصهٔ تصويرنامه)- تصويرنامهٔ اوليه‌اى که شامل گفتار و رويداد است و قبل از مرحلهٔ اصلاح تصويرنامه عرض مى‌شود.


۲. تصويرنامهٔ تمرين- اين تصويرنامه براى برنامه‌هاى تلويزيونى تهيه مى‌شود و در تمرين‌هاى خارج از استوديو به‌کار مى‌رود. اين نوع تصويرنامه شامل مکان‌ها (صحنه‌ها) شخصيت‌ها، رويداد، راهنماى بازيگران و گفتار است.


۳. تصويرنامهٔ دوربين- مرحلهٔ بعدى در تکميل يک تصويرنامه، آماده کردن آن براى تمرين با دوربين است و شامل جزئياتى در مورد پرداخت توليد است: دوربين‌ها و صدا، فرمان‌هاى حرکتي، انتقالات تصويري، راهنماى صحنه، و تغييرات صحنه‌اي.


تصويرنامهٔ تلويزيونى به چند روش استاندارد تهيه مى‌شود. نوع رايج آن عبارت است از دو ستون عمودى که پرداخت تصوير (دوربين‌ها و نوع انتقالات تصوير) در سمت چپ و رويداد و گفتار برنامه به همراه راهنماى صحنه و فرمان‌هاى مربوط به نور و صدا در سمت راست قرار مى‌گيرند. بعضى از استوديوها ترجيح مى‌دهند از قالب سينمايى يک ستونى تصويرنامه‌نويسى استفاده کنند، به‌طورى که انتقالات تصويرى در حاشيهٔ سمت چپ و همهٔ اطلاعات مربوط به صدا و تصوير در ستون اصلى نوشته مى‌شوند. در اين نوع تصويرنامه، کارگردان‌ها به کمک علامت‌هاى نمادين انتقالات تصويرى و نماها را مشخص مى‌کنند. اما در برنامه‌هاى وسيع‌تر معمولاً از روش دوستونى تصوير نامه‌نويسى استفاده مى‌شود.


على‌رغم نظر عده‌اي، تصويرنامهٔ کامل يک سند هنرى نيست که هر کس را در تبعيت از خود مقيد سازد. در صورت لزوم همواره مى‌توان آن را اصلاح کرد. يک تصويرنامه، شما را از آنچه انتظار مى‌رود در هر لحظهٔ برنامه به‌وقوع بپيوندد آگاه مى‌کند. زمان تمرين در استوديو با ارزش‌تر از آن است که صرف توضيح و تعبير افکار کارگردان شود. از اين‌رو ضرورى است که در تصويرنامه، جزئيات کامل در مورد زمان تغيير نور، شروع فيلم يا انجام هر گونه انتقال تصوير مشخص شده باشد. يک تصويرنامهٔ کامل نقشهٔ توليد برنامه است و جزئياتى که در طول تهيهٔ برنامه مشخص مى‌شود به آن اضافه مى‌شود.


در مورد بعضى از برنامه‌ها خلاصهٔ تصويرنامه کافى است، به‌طور مثال، افزودن اطلاعات ضمنى به‌ تصويرنامه مانند گفتارى که در فيلم ميان‌نما وجود دارد لازم نيست و صرفاً مدت فيلم و زمان شروع و اتمام آن کافى خواهد بود.


بنابر اين چه وقت موجود يک تصويرنامهٔ کامل براى برنامه ضرورت دارد؟


۱. هنگامى که گفتار برنامه بايد از متن مشخصى پيروى کند، و اين گفتار بايد حفظ شده يا از روى نوشته خوانده شود.


۲. هنگامى که يک رويداد محاسبه شده در برنامه وجود دارد و آن رويداد بر عملکرد دوربين‌ها، صدا و پرداخت نورى مؤثر است (مثلاً بازيگران حرکتى دارند که در زمان مشخص انجام مى‌شود و از نظر تصويرنامه عملى مهم انجام مى‌گيرد).


۳. هنگامى که ميان‌نماهاى زمان‌بندى شده‌اى وجود دارد که بايد در زمان مشخص به روند برنامه وارد شود (فيلم يا نوار ويدئو).


۴. هنگامى که مدت زمان يک بخش از برنامه بايد در محدودهٔ مشخصى قرار گيرد و با اين وجود نکات مشخصى از موضوع را آشکار کند. حتى اگر امکان تدوين در مرحلهٔ پس‌توليد نيز وجود داشته باشد همواره نمى‌توان اشکالات پوشش ناهماهنگ (تصويري) موضوع را اصلاح کرد.


۵. هنگامى که فرمان‌هاى لحظه‌اى در برنامه وجود دارد، به‌طور مثال، وقتى که بايد در مقطعى از گفتار، سطح صدا تغيير کند يا تغييرى در نور داده شود.


از اين‌رو ضرورت نوشتن تصويرنامهٔ کامل در برنامه‌هايى چون اخبار، نمايش‌هاى تلويزيوني، اپراها، نمايش‌هاى مستندگونه يا سرگرم‌کننده احساس مى‌شود. اگر گفتار يا رويداد در يک لحظه اتفاق افتاده و در مرحلهٔ تمرين ضبط مى‌شود ديگر تصويرنامه‌اى نخواهد بود و فقط خلاصه‌اى از روند برنامه مورد نياز است.


هر چه فرآيند تهيهٔ يک برنامه با وقفهٔ بيشترى انجام شود، ضرورت وجود تصويرنامه بيشتر احساس مى‌شود. تصويرنامه براى پيش‌بينى و پيش‌نگرى وقايع لازم است. در بعضى از شکل‌هاى تهيهٔ برنامه (تمرين / ضبط؛ يا کاربرد صحنه‌پردازى با روش ميان‌گذارى تصوير به طريق برش فام يا کروماکي) پيش‌بينى و زمان‌بندى دقيق برنامه ضرورى است.


در يک برنامهٔ گسترده و پيچيده که بدون ترتيب لازم ضبط مى‌شود، گروه توليدى بدون يک تصويرنامهٔ کامل که چگونگى ارتباط نماها و فصول و نحوهٔ تداوم برنامه را روشن مى‌کند، کارآئى لازم را نخواهند داشت. به‌طور مثال، ممکن است نورپرداز بخواهد توازن نورى يک صحنه را چنان تنظيم کند که با ديدگاه متفاوتى که روز قبل گرفته شده است قابل تدوين باشد.


بدين جهت تصويرنامهٔ کامل، ابزار هماهنگ‌کنندهٔ باارزشى خواهد بود که شما را قادر مى‌سازد در يک نگاه روابط درونى گفتار، رويداد، پرداخت و اصول ساخت يک برنامه را مشاهده کنيد. البته در خلال برنامه‌ريزي، تصويرنامه به گروه توليدى کمک مى‌کند تا زمان مورد نياز براى حرکت دوربين و تعويض لباس (که در بعضى موارد فرآيند ضبط را متوقف مى‌کند) را محاسبه کرده و در ضمن برآورد کنند آيا تغيير ترتيب نماها فرصت کافى براى تجديد گريم را مى‌دهد يا خير؟


نحوهٔ استفاده از تصويرنامهٔ کامل توسط اعضاء يک گروه توليدى متفاوت است. کارگردان از تصويرنامه براى پياده کردن طرح لازم براى پرداخت صحنه‌ها، زمان‌بندى و توضيح موارد مورد نياز به بقيهٔ گروه استفاده مى‌کند و اگر تصويرنامه کامل باشد، در مورد جزئيات پرداخت تصويرى و فرمان‌هاى مورد نياز نيز به آن رجوع مى‌کند. دستياران کارگردان نيز با دقت از تصويرنامه پيروى مى‌کنند، بررسى صحت گفتار، لزوم برداشت مجدد، زمان‌گيرى بخش‌هاى برنامه، و تعقيب ترتيب نماها به هنگام ضبط برنامه (موقع ضبط دستيار کارگردان شمارهٔ نماها را براى تصويربرداران و ساير گروه اجرائى داخل استوديو مى‌خواند تا آنها آمادگى قبلى براى تصويرگيرى به‌موقع داشته باشند.) کارگردان فنى نيز تصويرنامه را جزء به ‌جزء تعقيب مى‌کند و بر اساس آن انتقالات تصويرى و انواع جلوه‌هاى بصرى را روى ميز ترکيب تصاوير اجراء مى‌کند.


ساير افراد از جمله تصويربرداران، متصديان بوم صدا و مسؤولين برق نيز از تصويرنامه به عنوان منبع اطلاعات استفاده مى‌کنند اما براى به‌خاطر سپردن وظايف خود خلاصهٔ تصويرنامه (کارت دوربين يا کارت تفکيک نماها) را به‌کار مى‌برند.