روش عبارت‌خوانى داراى دو سطح است: يکى سطح مکانيکي، ديگرى سطح ادراکي. سطح مکانيکى مربوط است به عادت دادن چشم براى حرکت سريع از طريق توجه کردن به گروه کلمات، در عوض توقف چشم بر روى يک ‌يک کلمات. سطح مکانيکي، هم‌چنين، مستلزم استفاده از ميدان وسيع‌تر ديد خواننده است، آن‌طور که با نگاه کردن به سطور متوجه مجموعه‌هاى بزرگ‌تر و بيشترى از کلمات و عبارات معنى‌دار بشود.


هرچه خواننده بر سطح مکانيکى بيشتر تسلط يابد، در سطح ادراکى ميزان فهم مطالب براى وى بيشتر مى‌شود. خواننده مى‌آموزد که به‌طور ناهشيار از مجموعه کلمات و عبارات درک معنى نمايد و نيروى خود را براى تفسير اهميت انديشه‌ها و اطلاعاتى که مى‌خواند صرف کند، تا مجبور نباشد با خواندن کلمه‌ها وقت و نيروى خود را به هدر بدهد و حواس وى پرت شود.


براى مثال اين جمله را:


نويسنده‌ ... ها ... کلمه ... به ... کلمه ...


نمى ... نويسند ... آنها ... عبارت ... به ...


عبارت ... مى ... نويسند.


مى‌توان به‌صورت زير خواند:


نويسنده‌ها ... کلمه به کلمه ... نمى‌نويسند.


آنها ... عبارت به عبارت ... مى‌نويسند.


انديشه‌ها در چاپ:

وقتى کتابى را باز مى‌کنيد مى‌بينيد که زبان ما به‌صورت سطرهائى که هر يک داراى تعدادى کلمه است چاپ شده. اين روش نوشتن مطالب که از طريق آن معانى مختلف به‌صورت کلمات در سطرهاى موازى معرفى مى‌شوند تنها روش نوشتن و خواندن نيست. اين روشى است که پس از ساليان دراز تجربه به اين‌صورت در آمده و ممکن است در آينده تغييراتى بکند. مطالب زيرا را بخوانيد، و سعى کنيد چشم خود را آن‌طور که سبک نوشتن مطالب حکم مى‌کند حرکت دهيد، تا بدين طريق يک تنوع و آزادى در نوع مطالعه احساس کنيد. اين کار تسلط شما را بر روش عبارت‌خوانى هم از جنبهٔ مکانيکى و هم از جنبهٔ ادراکى افزايش خواهد داد.


ز بـ ا ن مـ ا تـ ر کـ يـ ب يـ ا فـ تـ ه ا سـ ت از حـ ر و ف. از ترکيب حـ ر و ف هـ جا ها و بعد کلمات درست مى‌شوند که حاوى معانى مختلف هستند. وقتى کلمات از هم جدا مى‌شوند و به تنهائى خوانده مى‌شوند درک معانى آنها دشوار است. کلماتبايد در ذهنما باهمترکيب شوند تا معنيآنها را بفهميم.


زبانماترکيب يافتهاستاز حروفازترکيب حروفهجاهاو بعد کلماتدرستميشوند کهحاويمعانيمختلف هستند. وقتيکلماتاز همجداميشوند و بهتنهاييخوانده ميشوند درک معانيآنهادشوار استکلماتبايددرذهنما باهمترکيبشوند تا معنى آنهارابفهميم.


زبانماترکيبيافتهاستازحروفازترکيبحروفهجاهاوبعدکلماتدرستميشوند


کهحاويمعانيمختلف هستندوقتيکلماتازهمجداميشوندوبهتنهاييخوانده ميشونددرکمعانيآنهادشواراستکلماتبايددرذهنماباهمترکيبشوندتامعانى آنهارابفهميم.


مى‌توان کلمات را به‌صورت گروه کلمات نوشت آن‌طور که خواننده به هنگام خواندن با يک بار ديدن دو سطر مطلب


و گاهى بيش بدين طريق معنى کل عبارت را
از دو سطر مطلب خواننده با يک‌بار
را يک‌جا ببيند خواهد توانست نگاه کردن دريابد.


با توجه به مطالب فوق نتيجه مى‌گيريم که به هنگام مطالعه کافى نيست که فقط کلمات را ببينيم و آنها را يکى يکى بخوانيم. ما بايد فعالانه بخوانيم؛ بدين نحو که با چشم و ذهن خود با پهلوى هم گذاشتن کلمات از آنها گروه‌هائى بسازيم تا معانى آنها را درک کنيم. بدين طريق، خواندن يعنى پهلوى هم قرار دادن کلمات بى‌جان چاپى و جان دادن به آنها از طريق گروه کردن آنها و درک مفاهيمى که اين گروه‌بندى کلمات به کلمات مى‌دهد.