تدابير ديگرى براى کمک به حافظه وجود دارند که به تدابير ياديار (mnemonic devices) معروف شده‌اند.

تصويرسازى ذهنى

تصويرسازى ذهنى يعنى برقرارى ارتباط معنى‌دار بين مطالب از طريق ايجاد يک رابطهٔ ذهنى بين آنها. شواهد موجود نشان مى‌دهند که کارکردهاى مربوط به توانائى‌هاى رمزگردانى کلامى و تصويرى در دو نيمکرهٔ مغز قرار دارند. مرکز صحبت کردن به‌طور عمده در نيمکرهٔ چپ مغز قرار دارد. اما مرکز تصويرسازى ذهن در نيمکرهٔ راست مغز جاى دارد. براى رمزگردانى درون داد حسى مى‌توان از يک نظام دوگانه استفاده کرد. نظام تصويرسازى در پردازش اطلاعات عينى و فضائى مؤثر است، در حالى که نظام کلامى براى پردازش اطلاعات انتزاعى و سازمان‌يافته‌ مفيدتر است. وقتى که ما مواد کلامى را به ‌تصاوير ذهنى و تصاوير ذهنى را به مواد کلامى ربط مى‌دهيم، در بازيابى اطلاعات‌زا حافظه، موفق‌تر هستيم.


از آنجا که اکثر يادگيرى‌هاى آموزشگاهى ماهيت کلامى دارند، بايد به دانش‌آموزان ياد داد تا تصاوير ذهنى را به مواد کلامى ربط دهند. اين تدبير آموزشى يادگيرى دانش‌آموزان را بهبود مى‌بخشد، علت آن ممکن است تا حدودى اين باشد که گنجايش اطلاعات تصويرى ذهن بيش از گنجايش مواد کلامى است. براى کمک به دانش‌آموزان در ايجاد تصوير ذهني، تا آنجا که ممکن است بايد از کلمات مُعرّف پديده‌هاى عينى استفاده کرد. گفته شده است که کلمات عينى مانند زرافه هم رمز تصويرى توليد مى‌کنند هم رمز کلامي، در حالى که کلمات انتزاعى چون عدالت تنها رمز کلامى توليد مى‌کنند. بنابراين، کلمات عينى را آسان‌تر مى‌توان آموخت.

روش مکان‌ها

در روش مکان‌ها که يک روش قديمى براى حفظ کردن مطالب است، شخص هنگام يادگيرى و يادآورى مطالب مکان اشياء را در ذهن خود مجسم مى‌کند. براى استفاده از اين روش، يادگيرنده بايد ابتدا به‌ ترتيب موقعيت يا مکان اشياء را بياموزد. يعنى نقشهٔ آنها را به ‌خاطر بسپارد، و هنگام يادآوري، با طى اين مراحل ذهنى به‌ترتيب، آنها را به ياد آورد. به‌عنوان مثال، براى حفظ کردن مطالب يک سخنراني، ساختمانى را با تعدادى اتاق در ذهن خود مجسم کنيد. در هر يک از اتاق‌ها وسايل مختلفى چون ميز و مبل در نظر بگيريد. بعد مطالبى را که مى‌خواهيد به حافظه بسپاريد با اين وسايل تداعى نمائيد. وقتى که مى‌خواهيد دربارهٔ مطلب موردنظر صحبت کنيد، به‌طور ذهنى در داخل اين ساختمان به قدم زدن بپردازيد، و از اتاقى به اتاق ديگر برويد، و وسايلى را که مطالب با آنها تداعى شده‌اند يکى بعد از ديگرى از نظر بگذرانيد و اين کار را به‌ ترتيب انجام دهيد. (مورگان - Morgan، کينگ - King و رابينسون - Robinson)


در آزمايش‌هائى که به‌‌منظور تأثير استفاده از روش مکان‌ها در يادگيرى انجام گرفت (راس - Ross و لارنس Lawrens - سال ۱۹۶۸)، آزمايشگران از تعدادى دانشجو خواستند تا چندين فهرست از اسامى مختلف را که هر يک شامل ۴۰ کلمه بودند با ايجاد تداعى ذهنى بين کلمات و مکان‌هاى آشناى موجود در پرديزهٔ دانشگاه، با استفاده از روش مکان‌ها، حفظ کنند. به ‌دانشجويان براى يادگيرى هر يک از کلمات فهرست ۱۳ ثانيه وقت داده شد. يادآورى فورى کلمات نشان داد که دانشجويان قادر بودند ۳۸ کلمه از ۴۰ کلمه را به ‌ترتيب به ياد آورند. يادآورى يک روز بعد حاکى از توانائى دانشجويان در يادآورى ۳۴ کلمه از ۴۰ کلمهٔ فهرست بود. باور (۱۹۷۰) دربارهٔ اين نتايج مى‌گويد: ”در مقايسه با نتايج حاصل از آزمايش‌هاى مربوط به يادگيرى طوطى‌وار، اين نتايج کاملاً استثنائى هستند. اين‌گونه نتايج اهميت زياد اين تدبير ياديار را به‌خوبى نشان مى‌دهد“.

روش استفاده از کلمهٔ کليد

در اين روش، با استفاده از يک کلمهٔ آشنا، دو کلمه را به‌ هم ربط مى‌دهيم و آنها را به‌طور معنى‌دارى به حافظه مى‌سپاريم. گيج و برلاينر (۱۹۹۲) مثال زير را براى استفاده از روش کلمهٔ کليد ذکر کرده‌اند:


فرض کنيد شما [دانشجوى انگليسى زبان] مى‌خواهيد يک کلمهٔ خارجى مثلاً carta (لغت اسپانيائى به‌ معنى نامه) را بياموزيد. با استفاده از روش کلمهٔ کليد، به‌ شما گفته مى‌شود که کلمه‌اى را در زبان انگليسى بيابيد به‌نحوى که هر وقت شما carta را مى‌بينيد آن کلمه در ذهن شما زنده شود. فرض کنيد آن کلمهٔ انگليسى [cart گارى‌ دستي] باشد. بعد شما مى‌آموزيد که يک گارى دستى را که نامه‌اى در آن است در ذهن خود مجسم کنيد. بعدها وقتى که کسى مى‌گويد carta، شما تصويرى شبيه شکل (روش استفاده از کلمهٔ کليد) در ذهن خود مجسم مى‌کنيد و مى‌گوئيد [letter نامه]. (ص ۲۹۶)


روش استفاده از کلمهٔ کليد
روش استفاده از کلمهٔ کليد

روش کلمهٔ کليد براى آموزش کلمات زبان‌هاى خارجى روش بسيار مفيدى است. اين روش از دو مرحله تشکيل مى‌يابد. مرحلهٔ اول پيدا کردن کلمه‌اى در زبان مادرى است که با کلمه‌اى که مى‌خواهيد ياد بگيريد از لحاظ تلفظ شبيه است. در مثال بالا، carta و cart از نظر تلفظ بسيار به‌هم شبيه‌ هستند. مرحلهٔ دوم ايجاد يک تصوير ذهنى است که کلمهٔ بيگانه را با کلمهٔ زبان مادرى ارتباط دهد (گارى دستي، شکل روش استفاده از کلمهٔ کليد). اين امر سبب ايجاد يک رابطهٔ معنى‌دار بين دو کلمه مى‌شود. براى يادآورى معنى کلمهٔ بيگانه (carta)، لازم است ابتدا کلمهٔ آشنا (cart) بازيابى شود، بعد تصوير ذهنى که آن را به کلمهٔ letter وصل مى‌کند، يعنى گارى حامل نامه، در ذهن مجسم مى‌گردد.