تکرار يا مرور ذهنى موجب نگهدارى مطالب در حافظهٔ کوتاه‌مدت مى‌شود. افزون بر اين، تکرار و مرور ذهنى به انتقال مطالب از حافظه کوتاه‌مدت به حافظهٔ درازمدت نيز کمک مى‌کند. براى مثال، وقتى که ما شمارهٔ تلفنى را از روى دفتر تلفن نگاه مى‌کنيم مى‌توانيم آن را بى‌درنگ مورد استفاده قرار دهيم، اما بعد آن را به سرعت از ياد مى‌بريم. حال اگر بخواهيم آن شماره را يک ساعت بعد مورد استفاده قرار دهيم، بايد آن را با صداى بلند يا به آرامى براى مدتى تکرار کنيم تا وارد حافظهٔ درازمدت ما بشود. بنابراين، تکرار اطلاعات موجود در حافظهٔ کوتاه‌مدت نه تنها آن اطلاعات را در اين حافظه نگه مى‌دارد، بلکه به انتقال آن به حافظهٔ درازمدت کمک مى‌کند.


بنابر آنچه گفته شد، يکى از راه‌هاى انتقال اطلاعات از حافظهٔ کوتاه‌مدت به حافظهٔ درازمدت تکرار آن مطالب است.(دقت کنيد که گرچه تکرار يا مرور ذهنى به انتقال اطلاعات از حافظهٔ کوتاه‌مدت به حافظهٔ درازمدت کمک مى‌کند، اما اين فرآيند از ساير فرآيندها در انتقال اطلاعات کم‌اثرتر است. در واقع در ميان نظريه‌پردازان يادگيرى بر سر اين که تکرار به تنهائى و در غياب ربط دادن مطالب جديد با مطالب قبلاً آموخته شده مى‌تواند موجب اندوزش اطلاعات در حافظهٔ درازمدت باشد يا نه اختلاف‌نظر وجود دارد اُرمرود، Ormrod سال ۱۹۹۵). عامل مهم ديگر انتقال اطلاعات موجود در حافظهٔ کوتاه‌مدت به حافظهٔ درازمدت ايجاد نوعى تداعى يا رابطه بين اطلاعات جديد و اطلاعات قبلى موجود در حافظهٔ درازمدت است. به سخن ديگر، بايد بين اطلاعات جديد و اطلاعات قديم نوعى رابطهٔ معنى‌دار برقرار نمائيم. در واقع آنچه در ذخيره‌سازى يک مطلب در حافظهٔ درازمدت مهم است معنى آن است نه شکل ظاهرى آن. براى مثال، اگر شخصى در فهرستى از کلماتى که قبلاً ديده است کلمهٔ قرمز را حفظ کرده باشد، ممکن است در يادآورى بعدى کلمه سرخ را به زبان آورد. کوتاه سخن اينکه، تکرار مرور ذهنى اطلاعات سبب نگهدارى آنها در حافظهٔ کوتاه‌مدت مى‌شود و براى اينکه اين اطلاعات وارد حافظهٔ درازمدت شوند بهتر است، علاوه بر تکرار، آنها را دسته‌بندى و سازمان‌دهى کرد و با اطلاعاتى که از قبل در حافظهٔ درازمدت موجود هستند، ربط دارد.