تعدادى از متخصصان خدمات کتابدارى اطلاع‌رسانى به نحوى از انحاء به‌عنوان مشاور اطلاع‌رسانى به فعاليت مشغول هستند. اينها شامل کارمندان پاره‌وقتى از قبيل کارمندان دانشگاه، و همين‌طور بازنشستگانى هستند که هنوز مى‌خواهند با اين حوزه و با همکاران سابق خويش در تماس بوده و شايد هم بر درآمد حاصل از مستمرى خويش بيفزايد.


برخى از مشاوران دفتر و دستکى به هم مى‌زنند و شروع به کسب مى‌کنند، در حالى‌که ديگران ترجيح مى‌دهند مستقل کار کنند و به انجام کارهاى مختلف کوچک و بزرگ بپردازند . بعضى هم به مشارکت روى مى‌آورند يا با همکاران خود به‌عنوان عضو يک کنسرسيوم وارد همکارى مى‌شوند.


بنا به تعريف، مشاور عبارت است از متخصصى که توصيه‌هاى کارشناسى در رابطه با اطلاعات ارائه مى‌کند( LA/IIS Guidelines for Consultants Working in Librarianship and Information Science 1983) . چنين فعاليتى ممکن است شامل موارد زير باشد:


- توصيه به خدمتگير در موضوعاتى که در حوزهٔ تخصص مشاور قرار دارد.


- کسب مهارت‌ها يا دانش نو به‌جاى يک خدمتگير.


- بازبينى و ارزيابى فن‌آورى‌ها به نمايندگى از طرف خدمتگير.


- اجراء وطائف حرفه‌اى مشخص براساس دانش تخصصى مشاور، از جمله انتخاب آموزش و ارتقاء کارکنان.


مشاوره اطلاع‌رسانى در بخش کتابدارى زمانى آغاز شد و گسترش يافت که نظام‌هاى خودکارسازى کتابخانه‌اى گسترش يافتند. رايزنان قادر به ارائه مشاوره به کتابدارانى بودند که تجربهٔ اندکى در کار با رايانه داشتند. هنگامى که جان آشفورد در سال ۱۹۷۴ (مرکز) مشاورهٔ خويش را به راه انداخت، اکثر پروژه‌هائى که به آنها پرداخت مربوط به خودکار کردن کتابخانه بودند (آشفورد - ۱۹۸۵). وى اشاره مى‌کند که تأکيد اوليه بر ذخيره‌سازى و بازيابى مواد متنى در نظام‌هاى درون‌خطى بود، و سپس بيشتر و بيشتر متوجه مديريت مجموعه‌هاى بسيار بزرگ از اسناد به کمک رايانه شد.


از ديگر فعاليت‌هائى که مشاوران ممکن است به آن بپردازند حسابرسى اطلاعات، طراحى پايگاه اطلاعاتي، مديريت رکوردها، پيمايش متون، کاوش درون‌خطي، مهارت‌آموزي، بازاريابى و استخدام نيرو است. بعضى از مشاوران اطلاع‌رسانى محصولات اطلاعاتى از قبيل مجله، کتاب، منبع مرجع يا بستهٔ نرم‌افزارى توليد مى‌کنند. امروزه تخصص مشاوران شامل اينترنت، درون شبکه و تجارت الکترونيکى است.


اوليرى (۱۹۸۷) از اصطلاح کارگزار اطلاعاتى (Information Broker) براى اشاره به يک اطلاع‌رسان مستقل استفاده مى‌کند. با اين وجود، وى اشاره مى‌کند که برخى افراد ميل دارند که بين کارگزار اطلاعات (يعنى کسى که اطلاعات را براى شما پيدا مى‌کند) و مشاور اطلاع‌رسانى (که به شما مى‌گويد که با اطلاعات چکار کنيد و اين کار را چگونه انجام دهيد) فرق بگذارند، وى گمان دارد که مشاور، در عام‌ترين کاربرد آن، ممکن است اشاره به خدمات کتابدارى مثل فهرست‌نويسى و مجموعه‌سازي، و نيز به خدمات ويراستارى مثل نمايه‌سازي، چکيده‌نويسى و نوشتن باشد.


گورنزى و وايت (۱۹۸۹) اصرار دارند که بين مشاوران و کارکنان آزاد در حوزهٔ خدمت کتابدارى و اطلاع‌رساني، از قبيل پژوهشگران و کتابداران آزاد فرق بگذارند. از نگاه آنان مشاور به معنى انجام صرف يک کار نيست، بلکه به منزلهٔ درجه‌اى از مشاوره در باب يک تغيير، بر مبناى تجربه و خبرگى اثبات شدهٔ [مشاور] است. اين کارکرد نوعاً در سطح ارشد يا سياست‌گذارى انجام مى‌گيرد و انتظار اندکى مى‌رود که مشاور واقعى در سطح پائين کار کند.


از منظر دورکاري، چه يک نفر کارى را انجام دهد يا توصيه‌اى ارائه کند و يا چه در سطح ارشد کار کند يا در سطح پائين، در مقابل وضعيت استخدامى از حساسيت کمترى برخوردار است. يک کارمند خويش‌فرما به ويژگى‌هاى چندى نياز دارد، که مهم‌ترين آنها سلامت است. کيفياتى که وجود آنها در مشاوران مطلوب است عبارت هستند از قوهٔ تخيل، اعتماد به نفس، بى‌طرفي، و توانائى تحليل. مشاوران هم‌چنين نياز دارند که بتوانند مهارت‌هاى خويش را به فروش برسانند، امور مالى خويش را سازمان دهند، و تخصص خويش را بالا ببرند. آنها به منابع کافى براى برقرارى کسب و کار و استمرار آنها نه تنها تا زمان ارجاع کار به آنان، بلکه در طول فرآيندکارى و تا زمان پرداخت (حق‌الزحمه) احتياج دارند. وجود پشتيبانى خانوادگى ضرورى است.


به نظر نايفر (۱۹۸۴) مشاور مطلوب فردى است هوشمند، داراى بلوغ احساسات، با قابليت‌هاى عاطفي، خوش‌برخورد، درستکار، با روحيهٔ مستقل و واقع‌بين، داراى اعتماد نفس، مردم‌دار، با توان برنامه‌ريزي، و کارآزموده در بيان و آموزش. وى داراى درک گستردهٔ نظرى و عملى از همهٔ جنبه‌هاى نظام‌هاى کتابدارى و اطلاع‌رسانى و چه بسا در زمينهٔ خاص از اين رشته متخصص بوده، و نيز داراى دانش دربارهٔ نظريه سازماندهي، روانشناسى گروهى و فرآيند تغيير است.


ويکرز (۱۹۹۰) به شخصيت مشاوران اهميت مى‌دهد و تأکيد مى‌کند که آنان بايد در همهٔ سطوح قادر به برقرارى ارتباط و کار کردن با مردم باشند. آنها بايد داراى خلق و خوى دلپذير باشند تا افراد تشويق شوند که آزادانه با آنان سخن بگويند، و در عين حال به وقت نياز از خود استوارى نشان دهند. کفايت فني، به‌خودى خود، بدون داشتن کيفيات شخصيتى مناسب، فايدهٔ اندکى دارد.


با آنکه عموماً توصيه مى‌شود که مشاوران اطلاع‌رسانى حتماً داراى تجربهٔ (قبلي) قابل ملاحظه‌اى به‌عنوان کارشناس اطلاعاتى شاغل به کار باشند، برخى از آموزشگاه‌هاى کتابدارى در حال ارائهٔ اين درس به دانشجويان خويش هستند. کهو (۱۹۹۷) بر اين باور است که برنامه‌هاى علوم کتابدارى و اطلاع‌رسانى بايد مشتمل بر دوره‌هاى تحصيلى و مهارت‌آموزى در زمينهٔ کارگزارى اطلاعات به‌منظور آماده کردن دانشجويان براى اشتغال در اين رشته باشند. بنا به توصيهٔ او، درس‌هاى مرتبط بايد بر مديريت پيشه‌هاى کوچک (به‌خصوص بازاريابى و حسابداري) و مهارت‌هاى پژوهشى تمرکز داشته باشند. مهارت‌هاى پژوهشى از کاوش درون‌خطى فراتر مى‌رود و مهارت در تحليل، ارزيابى و نوشتن را شامل مى‌شود. کهو اشاره مى‌کند که مهارت‌هاى پژوهشى ارجاعى با يکديگر برابر نيستند و به اين نکته توجه دارد که گرچه کاوشگر درون‌خطى در يک کتابخانهٔ علمى - پژوهشى ممکن است کل متن حاصل از کاوش را به مراجعه‌کننده تحويل دهد، ولى کارگزار بايد به ارزش کاوش بيفزايد، کارگزار اطمينان دارد که شيوهٔ ارائه مطالب، ظاهرى حرفه‌اى داشته و شامل تفسيرى از اطلاعات ارائه شده نيز هست.


با خويش‌فرمائى مى‌توان به سبک زندگى آزاد و قابل انعطافى دست يافت؛ در عين حال خويش‌فرمائى با مسؤوليت‌هاى سازمانى فراتر از آنچه که از اکثر کارکنان انتظار مى‌رود، ملازمه دارد، و اين يک تناقص به‌نظر مى‌رسد. شکست يک پيشهٔ اطلاع‌رسانى به احتمال زياد ناشى از کمبود مهارت‌هاى پيشه‌گانى است تا کمبود مهارت‌هاى تخصصى. اوليرى (۱۹۸۷)، جناورى (۱۹۹۲) بيان مى‌کنند که هر چند استقلال، انگيزهٔ رايج براى مشاور شدن مى‌باشد، ولى مايهٔ شگفتى است؛ چرا که شخص در جلب و جذب ارباب‌رجوع کاملاً به خدمتگيران متکى است و همواره در هنگام کار بر روى پروژهٔ کنونى خويش، در فکر برنامه‌ريزى براى کار بعدى است.