تقسيم‌بندى عکس‌‌هاى مطبوعاتى کار ساده‌اى نيست. شايد بتوان به تنوع فعاليت‌هاى بشرى و تعداد رويدادهاى خبرى عکس‌هاى مطبوعاتى را برشمرد. عکس ملاقات سران کشورها، لحظه انعقاد قراردادها، مسافرت‌هاى شخصيت‌هاى سياسي، اقتصادى و فرهنگي، عکس رويدادهاى ورزشى با توجه به تنوع رشته‌هاى ورزشي، عکس دادگاه‌ها، مجرمين، جنايت‌ها و... اما هدف از اين تقسيم‌بندى نخست شناخت عکس‌هاى مطبوعاتى از نظر محتوا و دوم از نظر معيارهاى انتخاب و سوم شناخت نوع عکس‌ها براى ارائه برنامه به عکاسان مطبوعات و تهيه آنها است. به همين دليل و با اين نگاه عکس‌هاى مطبوعات تقسيم‌بندى شده است.


عکس با سوژه‌هاى متحرک، عکس‌هاى ناگهاني، غيرفورى و آرشيوي، عکس‌هاى تزئيني، عکس‌هاى فجيع.

عکس با سوژه‌هاى متحرک

هر عکس مطبوعاتى بايد داراى سوژه متحرک باشد از جهش و پرش يک دونده گرفته تا سران دو کشور که به هنگام ديدار دست يکديگر ار مى‌فشارند و حتى ساختمانى مخروبه ناشى از زلزله يا ديگر سوانح طبيعي. نورپردازى به هنگام عکسبردارى از يک آوار يا ساختمان مخروبه نيز مى‌تواند حزن و اندوه خرابى را نمايانگر کند و طبيعتاً چنين عکسى مى‌تواند متحرک باشد. بدين ترتيب تحرک در عکس‌هاى مطبوعاتى را مى‌توان به دوگونه تشرح کرد. متحرک فيزيکى و غيرفيزيکي.

عکس با سوژه‌هاى متحرک فيزيکى

اين عکس‌ها از نوع ديگر متداول‌تر است. هنگام برگزارى يک مسابقه فوتبال مردم انتظار دارند که عکس واقع گل را ببينند يعنى درست هنگامى که بازيکن با ضربه‌اى توپ را وارد دروازه حريف کرده است. علاوه بر عکس‌هاى ورزشي، عکسبردارى از لحظه‌هاى هر رويداد ديگرى نيز که مى‌شود بايد تحرک را نشان دهد تا هم بتواند عينيت خبرى را منعکس کند و هم به جذب خواننده و فروش بيشتر منجر شود. ثبت حرکت دست‌ها و لب‌ها هنگام ملاقات‌ها و مذاکرات، بازديدها و... همه و همه بايد حاوى حرکت باشد.

عکس با سوژه‌هاى متحرک غيرفيزيکى

اينجا دوربين ثبت‌کننده احساسات و حالات درونى سوژه است به‌نحوى که در چهره اشخاص يا حتى در طرز قرار گفتن اشياء خود را مى‌نماياند و به عکس تحرک مى‌دهد. ثبت حس مظلوميت در چهره انسانى که رويدادى سهمگين بر وى رفته است. ثبت حس نياز در چهره انسانى گرسنه، ثبت احساس خشم و... که به‌خودى خود عکس القاگر آن به بيننده است از جمله تحرک غيرفيزيکى است.

عکس‌هاى ناگهانى

شانس برداشتن اين‌گونه عکس‌ها با عکاسانى است که مترصد فرصت و شکارچى لحظه‌ها هستند. عکاسان حرفه‌اى و با تجربه موفق مى‌شوند از اين‌گونه رويدادها عکسبردارى کنند. ثبت لحظه سقوط فردى از يک ساختمان، بر زمين خوردن يک رهبر سياسى هنگام پياده شدن از پلکان هواپيما، به خواب رفتن يک رئيس‌جمهورى يا نماينده مجلس در حين مذاکرات رسمى از جمله سوژه اين عکس‌ها است. رويدادها‌ئى که خبر نمى‌دهد اما عکاس مترصد لحظه‌ها، در محل حادثه حضور دارد. چنين عکس‌هائى از زيباترين و جالب‌ترين نوع عکس‌ها است.

عکس‌هاى غيرفورى و آرشيوى

عکس‌هائى که به چاپ مى‌رسند يا آنها که به‌ دليلى فرصت چاپ پيدا نمى‌کنند در آرشيو نگهدارى مى‌شوند تا مجدداً روى بهانه لازم براى چاپ آنها پيدا شود. نحوه آرشيو هم با پيشرفت تکنولوژى تغيير کرده است، هرچند که هنوز هم عکس به همان صورت سنتى در آرشيو قرار مى‌گيرند، با اين حال تهيه ميکروفيلم از عکس‌ها يا ثبت آنها در حافظه کامپيوتر در بسيارى از روزنامه‌هاى جهان جاى نگهدارى به طريق سنتى را گرفته است.


اين يک نوع عکس‌هاى آرشيوى است، اما نوع ديگر که بيشتر به عکس‌هاى غيرفورى موسوم هستند، آنهائى که به تشخيص ويراستار قبل از وقوع رويداد تهيه مى‌شوند. به‌عنوان مثال ويراستار به سرويس عکس روزنامه مأموريت مى‌دهد تا از شخصيت‌هاى فرهنگى و هنرى و دانشمندان کشور که بالاى ۷۰ سال سن دارند، عکس‌هائى تهيه و در آرشيو نگهدارى مى‌شود تا زمان بهره‌گيرى از آنها فرا رسد. فرضاً دانشمندى ماه بعد قرار است جايزه‌اى دريافت دارد يا هنرمندى بيمار است و امکان فوت وجود دارد. عکس اين افراد مى‌تواند هنگام وقوع رويداد، مورد استفاده قرار گيرد. تهيه عکس‌هاى غيرفورى به اشخاص خلاصه نمى‌شود. تهيه عکس از ساختمان‌هاى مرتفع شهر به بهانه چاپ مطلبى در يکى دو هفته بعد در مورد آسمانخراش‌ها. تهيه عکس از وسايل نقليه به‌دليل چاپ گزارش در مورد مشکلات حمل و نقل شهرى و... جملگى از اين نوع عکس‌ها است که تهيه آنها به تدبير، برنامه‌ريزى و پيش‌بينى ويراستار (سردبير) مربوط مى‌شود.

عکس‌هاى تزئينى

جنبه زيبائى عکس و جاذبه آن، سرعت در انتقال مفهوم و عينى ساختن مطالب نوشنى همگى سبب مى‌شود که از عکس حتى براى زينت بخشيدن به صفحه و زيبائى آن، بهره‌گيرى شود. اين نوع از عکس‌هاى مطبوعاتى يعنى عکس‌هاى تزئينى جنبه خبرى ندارند اما در هر حال به مطالب جنبه تصويرى مى‌دهد. عکس‌هاى تزئينى بيشتر در مجله‌ها مورد استفاده قرار مى‌گيرد، هرچند که در صفحات غيرخبرى روزنامه هم به هر حال جائى براى ارائه پيدا مى‌کنند.


استفاده از عکس کودکى به هنگام تغذيه با شيرمادر به مطلبى در مورد اهميت تغذيه کودک با شيرمادر، بهره‌گيرى از عکس غذائى براى مطلبى که در مورد دستور پخت خوراک به چاپ مى‌رسد و... خودبه‌خود نه تنها صفحه را آرايش مى‌دهد و زيبا مى‌سازد، خواننده را هم به خواندن ترغيب مى‌کند.

عکس‌هاى فجيع

ثبت لحظات تلخ و شيرين زندگى و فعاليت‌هاى بشرى گاه چنان جذاب است که نگريستن به عکسى از آن لحظات دقايقى طولاني، نگاه را متوجه آن مى‌کند. در صفحات پيشين از اين لحظه‌ها، عکس‌هائى به چاپ رسيده است که هرچند از زمان عکسبردارى آنها سال‌‌ها است که مى‌گذرد، اما همچنان گيرا و به يادماندنى است. اما گاه لحظه‌هائى به وقوع مى‌پيوندد که در معيارهاى خبرى نمى‌گنجد يا فراتر از آن سير مى‌کند و عکس‌هائى به‌وجود مى‌آورد که در يک کلمه مى‌توان به آن نام ”فجيع“ داد.


عکس‌هاى فجيع در واقع ثبت لحظات غيرمتعارف از زندگى بشرى است، هرچند که در حيات کائنات چندان غيرمتعارف تعريف نشود. به‌عبارت بهتر عکسى که روح خواننده را جريحه‌دار مى‌کند، او را به سرحد خشم، نفرت و جنون مى‌کشاند و عکسى که مهوع است، عکس فجيع ناميده مى‌شود.


آيا مطبوعات حق چاپ چنين عکس‌هائى را دارند که روح خواننده را مى‌خراشد و در او تأثير نامطلوب و زننده‌اى باقى مى‌گذارند؟


در چنين مواردى همواره دونظر وجود دارد. موافقان چاپ اين نوع عکس‌ها معتقد هستند که به هرحال واقعه‌اى رخ داده و عکسى از آن تهيه شده و اين خود حاوى اطلاع و آگاهى و در يک کلام، داراى خبر است و بايد صرف‌نظر از زشت و زيبائى آن و تأثير منفى بر خواننده به چاپ برسد والاّ نوعى سانسور خبرى تلقى مى‌‌شود.


مخالفان را عقيده بر اين است که رسالت و وظايف مطبوعات اقتضاء مى‌کند که صلاح خواننده را دريابد و در انتشار مطالب و عکس‌هائى که اثر مخرب بر ذهن باقى مى‌گذارد و آنان را از فعاليت روزمره باز مى‌دارد يا حتى با کندى روبه‌رو مى‌سازد، بايد خوددارى شود. انسان‌ها داراى احساسات و عواطف با درجات و نسبت‌هاى مختلفى هستند. گاه چاپ يک عکس فجيع تا مدت‌ها انسانى از خوردن و آشاميدن باز مى‌دارد يا احساس خشمى در او برمى‌انگيزد که ممکن است کنترل خود را از دست بدهد.


در ميان اين دو نظر، نظر سومى هم وجود دارد که چاپ عکس‌هاى موسوم به فجيع را با توجه به فرهنگ‌ها، سنت‌ها، آداب و نوع هنجار کلى جامعه مورد بررسى قرار مى‌دهد. گروه سوم مى‌گويند برخى از اين عکس‌ها اگر به آگاهى و دادن هشدار بينجامد و اثرات مثبت آن از بازتاب منفى آن بيشتر باشد، امکان چاپ مى‌يابند. اما در غير اين صورت چاپ اين‌گونه عکس‌ها بايد با احتياط کامل و با در نظر گرفتن خلق‌وخوى جامعه صورت گيرد که بيشتر موارد به چاپ نمى‌رسد.


نظر همين گروه بر اين است که عکس‌هاى غيراخلاقى در هر حال مجاز به چاپ در نشريات عمومى نيستند حتى اگر در زمره عکس‌هاى فجيع هم قرار نگيرند.